تبليغاتX
دانشجوی حقوق آبادان
با دستورآیت الله شاهرودی؛
 رییس دستگاه قضایی ایران با صدور دستوری توقف آیین نامه جدید اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری را به مدت 6 ماه تا تصویب قانونی جامع به تعویق انداخت.
به گزارش روز سه شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران " ایسکانیوز: به دنبال نامه دکتر علیرضا جمشیدی، معاون حقوقی و توسعه قضایی قوه قضاییه که در این نامه از رییس قوه قضاییه درخواست شده بود با توجه به تدوین لایحه‌ای جامع در خصوص وکالت در معاونت حقوقی و توسعه قضایی قوه قضاییه این آیین نامه به مدت 6 ماه متوقف شود، آیت الله شاهرودی با این درخواست موافقت کرد.
در نامه دکتر جمشیدی آمده است:
با عنایت به اینکه قریب سه سال است به دستور حضرتعالی معاونت حقوقی و توسعه قضایی با همکاری مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضائیه، کانون وکلای دادگستری و جمعی از استادان، قضات و وکلای دادگستری نسبت به تهیه لایحه ای جامع برای تحول و توسعه نظام وکالت در کشور که مورد وفاق همگان و از دغدغه های حضرتعالی است اقدام نموده است و با توجه به رایزنی این معاونت و اعلام آمادگی اعضای محترم کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی برای بررسی این لایحه در قالب طرح، استدعا دارد ضمن موافقت با این موضوع به مدت 6 ماه آیین نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری کشور مصوب 27/3/88 که در تاریخ 30/3/88 در روزنامه رسمی کشور درج گردیده است متوقف بماند تا بند 13 از سیاستهای کلی قضایی مصوب مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام در قالب قانونی جامع اجرا گردد
+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 4:49 بعد از ظهر |
جسد یک دختر جوان در زیر پل شهید جهان آرا خرمشهر مردم و عابران از محل را دچار شگفت‌زدگی کرد.
پس از مشاهده جسد این دختر جوان که بروی رودخانه کارون شناور بود، خیل عظیمی از جمعیت بروی پل و حاشیه زیر آن جمع شدند.
این در حالی است که ماموران نیروی انتظامی، آتش‌نشانی و آمبولانس نیز بلافاصله در محل حادثه حضور یافته و با احاطه محل پیرامونی جسد، جسد این دختر جوان را از آب بیرون آوردند.
فرمانده نیروی انتظامی خرمشهر در خصوص این حادثه گفت: با اطلاع ماموران نیروی انتظامی از این حادثه بلافاصله خود را به محل رسانده تا جزئیات آن مورد بررسی قرار گیرد.
رحیم صادقی اظهار داشت: جسد این دختر جوان پس از بیرون آوردن از آب برای انجام تحقیقات و بررسی علت حادثه به پزشکی قانونی تحویل داده شده است.
وی تصریح کرد: با توجه به اینکه هنوز هیچ اطلاعاتی در خصوص علت بروز این حادثه مشخص نیست و حتی هویت جسد نیز تاکنون مشخص نشده است نمی‌توان در خصوص علت دقیق این حادثه مبنی بر به قتل یا غرق شدن فرد یاد شده اظهار نظر دقیق کرد.
فرمانده نیروی انتظامی خرمشهر در خصوص احتمال قتل این زن جوان خاطرنشان کرد: تا تکمیل تحقیقات و انجام بررسی‌های کامل و کالبدشکافی جسد نمی‌توان علت حادثه را شناسایی کرد.
صادقی گفت: به محض دریافت جزئیات و اطلاعات و تکمیل تحقیقات در این زمینه نتایج آن برای روشن شدن افکار عمومی اطلاع رسانی خواهد شد.

آبادان نیوز

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 12:47 بعد از ظهر |
فضائل واعمال ماه شعبان

 

موسيقي از نظر اسلام. دکتر بهشتی

 

تفريح از ديدگاه اسلام . شهیددکتر بهشتی

 

ماه رجب و فضائل این ماه مبارک

 

اجاره

 

حقوق‌ حكومت‌ بر مردم‌

 

حقوق دوستي‌

 

قذف

 

سرقت

 

حقوق بشر یعنی!!!!!!!!!

 

ماجرای فدک

 

فاطمه معصومه(س)

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 9:8 قبل از ظهر |

اعمال ماه شعبان المعظم

                                        عبادت و صلوات

فضیلت ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌كنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

شیخ از صفوان جمال روایت كرده كه گفت : حضرت صادق علیه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى هست؟ فرمود بله همانا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مى‌دید به مُنادیى امر مى‌فرمود كه در مدینه ندا مى‌كرد: اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى شما. ایشان مى‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.

سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که مى‌فرمود: از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلى الله علیه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حیات دارم ان شاء الله تعالى.

سپس مى‌فرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.

اعمال این ماه شریف بر دو قِسم است: اعمال مشتركه و اعمال مختصه .

 

                                        عبادت و صلوات

اعمال مشتركه ماه شعبان

 

1- هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.

2- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضى روایات "الْحَىُّ الْقَیُّومُ" پیش از "الرَّحْمنُ الرَّحیمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده مى‌شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماه‌هاى دیگر استغفار كند.

3- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می‌کند. از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بگیرد؟

حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه یكى از شما شتر تازه متولد شده‌ای را تربیت مى‌كند تا آن كه در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

4- در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.

5- در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز اقامه شود؛ که در هر ركعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد بار صلوات فرستاده شود تا حق تعالى هر حاجتى که دارد را برآورد. چه در امور دنیوی و یا  در امور معنوی. و نیز روزه این ماه فضیلت بسیار دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت مى‌كنند. پس ملائكه عرض مى‌كنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.

عبادت و صلوات

6- در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .

7- در هر روز از شعبان در هنگام ظهر و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیه‌السلام روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است :

اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِیَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَكِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً كَثیرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِكَ وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ اَحْیَیْتَنى تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّكَ سَیِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى كانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فى صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فى لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فى اِكْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى مَحَلِّ حِمامِهِ.

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَى الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْكَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى اَلْقاكَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنى دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ .

                                          عبادت و صلوات

8- در این ماه مناجات شعبانیه خوانده شود. این مناجات از ابن خالویه نقل شده و گفته این مناجات حضرت امیرالمؤمنین و امامان است.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ وَاْسمَعْ نِدائى اِذا نادَیْتُكَ وَاَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَیْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیكَ مُسْتَكیناً لَكَ مُتَضرِّعاً اِلَیْكَ راجِیاً لِما لَدَیْكَ ثَوابى وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَمیرى وَلا یَخْفى عَلَیْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ وَ ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى واَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتى وَ اَرْجُوهُ لِعاقِبَتى وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُكَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَكُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى مِنْ سَریرَتى وَ عَلانِیَتى وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضَرّى اِلهى اِنْحَرَمْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى یَرْزُقُنى وَ اِنْ خَذَلْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى یَنْصُرُنى.

اِلهى اَعُوذُبِكَ مِنَ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ اِلهى اِنْ كُنْتُ غَیْرَ مُسْتَاْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سِعَتِكَ اِلهى كَاَنّى بِنَفْسى واقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ قَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلى عَلَیْكَ فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنى بِعَفْوِكَ اِلهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِذلِكَ وَ اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَ لَمْ یُدْنِنى مِنْكَ عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُ الاِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَیْكَ وَسیلَتى.

اِلهى قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَیْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها اِلهى لَمْ یَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ اَیّامَ حَیوتى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنّى فى مَماتى اِلهى كَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لى بَعْدَ مَماتى وَ اَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى اِلاّ الْجَمیلَ فى حَیوتى اِلهى تَوَلَّ مِنْ اَمْرى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ اِلهى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فى الاُْخْرى اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصّالِحینَ فَلا تَفْضَحْنى یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى رُؤُسِ الاْشْهادِ اِلهى جُودُكَ بَسَطَ اَمَلى وَ عَفْوُكَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى اِلهى فَسُرَّنى بِلِقاَّئِكَ یَوْمَ تَقْضى فیهِ بَیْنَ عِبادِكَ اِلهى اعْتِذارى اِلَیْكَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرى یا اَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَیْهِ الْمُسیئُونَ.

اِلهى لا تَرُدَّ حاجَتى وَلا تُخَیِّبْ طَمَعى وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجاَّئى وَ اَمَلى اِلهى لَوْ اَرَدْتَ هَوانى لَمْ تَهْدِنى وَ لَوْ اَرَدْتَ فَضیحَتى لَمْ تُعافِنى. اِلهى ما اَظُنُّكَ تَرُدُّنى فى حاجَةٍ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْكَ اِلهى فَلَكَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً داَّئِماً سَرْمَداً یَزیدُ وَلا یَبیدُ كَما تُحِبُّ وَ تَرْضى اِلهى اِنْ اَخَذْتَنى بِجُرْمى اَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ اِنْ اَخَذْتَنى بِذُنُوبى اَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ اِنْ اَدْخَلْتَنىِ النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى اُحِبُّكَ اِلهى اِنْ كانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلى فَقَدْ كَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِكَ اَمَلى اِلهى كَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَیْبَةِ مَحْروماً وَ قَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِكَ اَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاةِ مَرْحُوما.ً

 اِلهى وَ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ اَبْلَیْتُ شَبابى فى سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ اِلهى فَلَمْ اَسْتَیْقِظْ اَیّامَ اغْتِرارى بِكَ وَ رُكُونى اِلى سَبیلِ سَخَطِكَ. اِلهى وَ اَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَیْنَ یَدَیْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَیْكَ اِلهى اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَیْكَ مِمَّا كُنْتُ اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیائى مِنْ نَظَرِكَ وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ اِلهى لَمْ یَكُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِكَ اِلاّ فى وَقْتٍ اَیْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِكَ وَ كَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِاِدْخالى فى كَرَمِكَ وَ لِتَطْهیرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ اِلهى اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَكَ وَاْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَاَطاعَكَ یا قَریبَاً لا یَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ وَ یا جَواداً لایَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ. اِلهى هَبْ لى قَلْباً یُدْنیهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ اِلهى إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ اَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوكٍ. اِلهى اِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنیرٌ وَ اِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ یا اِلهى فَلا تُخَیِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِكَ وَلا تَحْجُبْنى عَنْ رَاْفَتِكَ اِلهى اَقِمْنى فى اَهْلِ وِلایَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّیادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ اِلهى وَ اَلْهِمْنى وَ لَهاً بِذِكْرِكَ اِلى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتى فى رَوْحِ نَجاحِ اَسْماَّئِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ.

اِلهى بِكَ عَلَیْكَ اِلاّ اَلْحَقْتَنى بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِكَ وَالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ فَاِنّى لا اَقْدِرُ لِنَفْسى دَفْعاً وَلا اَمْلِكُ لَها نَفْعاً اِلهى اَنَا عَبْدُكَ الضَّعیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنیبُ فَلا تَجْعَلْنى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ اِلهى هَبْ لى كَمالَ الاِنْقِطاعِ اِلَیْكَ وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاَّءِ نَظَرِها اِلَیْكَ حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ اِلهى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَكَ وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَناجَیْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً.

اِلهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاْیاسِ وَلاَ انْقَطَعَ رَجاَّئى مِنْ جَمیلِ كَرَمِكَ اِلهى اِنْ كانَتِ الْخَطایا قَدْ اَسْقَطَتْنى لَدَیْكَ فَاصْفَحْ عَنّى بِحُسْنِ تَوَكُّلى عَلَیْكَ اِلهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْیَقینُ اِلى كَرَمِ عَطْفِكَ اِلهى اِنْ اَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتْعِدادِ لِلِقاَّئِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلاَّئِكَ اِلهى اِنْ دَعانى اِلَى النّارِ عَظیْمُ عِقابِكَ فَقَدْ دَعانى اِلَى الْجَنَّةِ جَزیلُ ثَوابِكَ.

اِلهى فَلَكَ اَسْئَلُ وَ اِلَیْكَ اَبْتَهِلُ وَ اَرْغَبُ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَنى مِمَّنْ یُدیمُ ذِكَرَكَ وَلا و یَنْقُضُ عَهْدَكَ وَلا یَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَلا یَسْتَخِفُّ بِاَمْرِكَ اِلهى وَ اَلْحِقْنى بِنُورِ عِزِّكَ الاْبْهَجِ فَاَكُونَ لَكَ عارِفاً وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خاَّئِفاً مُراقِباً یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً كَثیراً.

این از مناجات‌هاى جَلیلُ الْقَدْر اَئمه عَلیهمُ السلام است.

                                           عبادت و صلوات

  اعمال مُختصّه ماه شعبان

شب اوّل

دوازده ركعت که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یازده مرتبه توحید خوانده شود.

 

روز اوّل

1- روزه‌ این روز فضیلت بسیار دارد و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده كه هر كه روز اوّل شعبان را روزه بگیرد براى او بهشت واجب می‌شود.

2- سید بن طاوس از حضرت رسول صَلَّى اللهِ علیه و آله براى كسى كه سه روز اوّل این ماه را روزه بگیرد ثواب بسیارى نقل كرده است.

3- در شب‌هاى سه روز اول دو ركعت نماز وارد شده که در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید یازده مرتبه خوانده شود.

 

روز سوّم

روز سوم، روز مباركى است كه امام حسین بن على علیهماالسلام در این روز متولد گشت. از قاسم بن عَلاء همدانى وكیل امام حسن عسكرى علیه السلام نامه‌ای رسیده که مولاى ما امام حسین علیه‌السلام در روز پنجشنبه سوم شعبان متولد گشت پس این روز را روزه گرفته شود و دعای ذیل در آن روز خوانده شود.

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى هذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَكَتْهُ السَّماَّء ُوَ مَنْ فیها وَالاْرْضُ وَ مَنْ عَلَیْها وَ لَمّا یَُطَاْ لابَتَیْها قَتیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ یَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَالشِّفاَّءَ فى تُرْبَتِهِ والْفَوْزَ مَعَهُ فى اَوْبَتِهِ والاْوصِیاَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ وَ غَیْبَتِهِ حَتّى یُدْرِكُوا الاْوْتارَ وَ یَثْاَروُا الثّارَ وَ یُرْضُوا الْجَبّارَ وَ یَكُونُوا خَیْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ. اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَیْكَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسیَّئٍ اِلى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فى یَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ یَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ رَمْسِهِ.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ. اَللّهُمَّ وَ كَما اَكْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَ سابِقَتَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَ یُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَیْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلى جَمیعِ اَوْصِیاَّئِهِ وَ اَهْلِ اَصْفِیاَّئِهِ الْمَمْدُودین مِنْكَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَالْحُجَجِ عَلى جَمیعِ الْبَشَرِ. اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى هذَا الْیَوْمِ خَیْرَ مَوْهِبَةٍ وَ اَنْجِحْ لَنا فیهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَما وَ هَبْتَ الْحُسَیْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ .

از امام صادق علیه السلام برای این روز دعایی روایت شده که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا خوانده‌اند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِى َُّعنِ الْخَلایِقِ عَریضُ الْكِبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیْكَ قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ ما طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاً وَ اَرْغَبُ اِلَیْكَ فَقیراً وَ اَفْزَعُ اِلَیْكَ خاَّئِفاً وَ اَبْكى اِلَیْكَ مَكْرُوباً وَ اَسْتَعینُ بِكَ ضَعیفاً وَ اَتوَكَّلُ عَلَیْكَ كافِیاً اُحْكُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا (بِالْحَقِّ) فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوابِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ نَبِیِّكَ وَ وَُلَْدُ حَبیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ الَّذِى اصطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَائْتَمَنْتَهُ عَلى وَحْیِكَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

 

شب سیزدهم

اولین شب از لَیالى بیض است و كیفیّت نماز امشب و دو شَبِ بعد در ماه رجب گذشت .

 

منبع:

مفاتیح الجنان

                                                                                التماس دعا

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 8:45 قبل از ظهر |
 

كلاهبرداران تاريخ

هميشه دانشمندان يا هنرمندان نبوده‌اند كه با انجام كارهايي كه قبلاً كسي آن را انجام نداده و يا با خلق اثري كه مشابه آن وجود نداشته، به تاريخ پيوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاريخ جايي براي خود دارند:

1- ويكتور لوستيگ victor lusti

سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده‌ دنيا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بيش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمريكا، مردي كه مي‌توانست زيرك‌ترين قربانيانش را نيز گول بزند، در سال 1890 در بوهميا (كشور كنوني چك) در يك خانواده متوسط به دنيا آمد و در سال 1920 به آمريكا رفت. سالي كه بازار سهام به شدت رشد مي‌كرد و به نظر مي‌رسيد كه همه روز‌به‌روز پولدار‌تر مي‌شوند و لوستيگ آنجا بود كه از اين موضوع و حماقت ذاتي آمريكايي‌ها سود برد.

در سال 1925 و پس از انجام چندين فقره كلاهبرداري بي‌عيب ونقص و پرسود، ويكتور به فرانسه و شهر پاريس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ايفل 

ايده اين كلاهبرداري بعد از خواندن يك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ويكتور رسيد. در اين مقاله آمده بود كه برج ايفل نياز به تعمير اساسي دارد و هزينه اين كار براي دولت كمرشكن خواهد بود.

دينگ! زنگي در سر ويكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركي تهيه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون رياست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هايي با سربرگ‌هاي جعلي، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌اي دولتي و محرمانه در هتل كرئون(creon) كه محلي شناخته شده براي قرار‌هاي ديپلماتيك و مهم بود، دعوت كرد.

شش تاجر سر وقت در سوئيت مجلل ويكتور حاضر بودند. ويكتور براي آنها توضيح داد كه دولت در شرايط بد مالي قرارگرفته است و تأمين هزينه‌هاي نگه‌داري برج ايفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراين او از طرف دولت مأموريت دارد كه در عين تألم و تأسف، برج ايفل را به فروش برساند و بهترين مشتريان به نظر دولت تجار امين و درستكار فرانسوي هستند و از ميان اين تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترين افرادند. ويكتور تأكيد كرد به دليل احتمال مخالفت عمومي، اين مسئله تا زمان قطعي شدن معامله مخفي نگه داشته خواهد شد.

فروش برج ايفل در آن سال‌ها زياد هم دور از ذهن نبود. اين برج در سال 1889 و براي نمايشگاه بين‌المللي پاريس طراحي و ساخته شده بود و قرار بر اين نبود كه به صورت دائمي باشد. در سال 1909 برج به‌خاطر اين‌كه با ساختمان‌هاي ديگر شهر همچون كليساهاي دوره گوتيك و طاق نصرت هماهنگي نداشت، به محل ديگري منتقل شده بود و آن زمان وضعيت مناسبي نداشت. چهار روز بعد خريداران پيشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ويكتور به دنبال بالاترين رقم نبود، ‌او از قبل قرباني خود را انتخاب كرده بود؛ مردي كه نامش در كنار ويكتور در تاريخ جاودانه شد! آندره پويسون (Andre poisson). در بين آن شش نفر، آندره كم‌سابقه‌ترين بود و اميدوار بود كه با برنده شدن در اين مناقصه، يك‌شبه ره صدساله را طي كند و كلاهبردار باهوش به خوبي متوجه اين موضوع شده بود. ويكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحويل برج در هتل آماده امضاست. اما همان‌طور كه تاجر عزيز مي‌داند، زندگي مخارج بالايي دارد و او يك كارمند ساده بيش نيست و در اين معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ايشان را برنده كند و... آندره به خوبي منظور ويكتور را فهميد! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پويسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ايفل شد! فرداي آن روز وقتي آندره و كارگرانش به جرم تخريب برج ايفل توسط پليس بازداشت شدند، ويكتور لوتينگ كيلومترها از پاريس دور شده بود. در حالي كه در يك جيبش پول فروش برج بود و در جيب ديگرش رشوه!

2-هان ون ميگه‌رن (Han Van Meegeren)

نقاش و كپي‌كننده آثار هنري، باهوش‌ترين و زبردست‌ترين جاعل تابلوهاي نقاشي، مردي كه سر نازي‌هاي آلماني كلاه گذاشت، مردي كه اگر كلاهبردار نمي‌شد، بي‌شك يكي از مهم‌ترين نقاشان قرن بيستم بود، در سال 1889 در هلند به دنيا آمد. از كودكي عاشق رنگ‌ها بود و در جواني با تأثير از نقاشي‌هاي دوره طلايي هلند، تابلوهاي زيادي خلق كرد. اما منتقدان، آثار او را بي‌روح و تقليدي و تكراري ناميدند و ميگه‌رن سرخورده از اين برخورد و براي اثبات توانايي‌هايش به منتقدان تصميم گرفت كه آثار بزرگان دوره طلايي همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورميه را كپي كند. ميگه‌رن با پشتكار زياد فرمول رنگ‌هاي قديمي و نحوه ساخت بوم‌هاي آن زمان را پيدا كرد. او كار را شروع كرد و آن‌قدر ماهرانه اين كار را انجام داد كه تيزبين‌ترين كارشناسان نيز از تشخيص بدلي بودن آثار ناتوان بودند و ميگه‌رن با اطمينان كامل، در نقش يك دلال، تابلوهايش را به‌عنوان آثار كشف‌شده دوره طلايي به مجموعه‌داران و گالري‌ها ‌فروخت. در همين دوران بود كه اروپا درگير جنگ جهاني دوم شد

يكي از مشتريان پر و پا قرص او، مارشال گورينگ از سران درجه اول حزب نازي آلمان بود كه علاقه فراواني به آثار نقاشان هلندي داشت و تعداد زيادي از كارهاي ميگه‌رن را به مجموعه خود اضافه كرد. اما زمانه بازي ديگري را در سر داشت. آلمان‌ها در جنگ شكست خوردند و ميگه‌رن به جرم فروش ميراث فرهنگي هلند به نازي‌ها بازداشت و در دادگاه متهم به خيانت به وطن شد كه مجازاتش اعدام بود. ميگه‌رن در دادگاه واقعيت را ابراز كرد، اما هيچ‌كس حرف‌هايش را باور نكرد. تابلوهاي جعلي در دادگاه توسط كارشناسان مورد بازبيني قرار گرفت و همگي بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هيچ‌كس باور نمي‌كرد كسي بتواند با چنين دقت و ظرافتي اين آثار را جعل كند. ميگه‌رن از دادگاه درخواست كرد كه وسايل مورد نيازش را در اختيارش بگذارند تا در حضور همه يكي از آثار دوره طلايي جعل كند!

ميگه‌رن از اتهام خيانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنري به زندان محكوم شد و چند سال بعد درگذشت. ميگه‌رن به‌عنوان يك كلاهبردار در كار خود موفق بود، اما مشتري اصلي او گورينگ از او زيرك‌تر بود. اسكناس‌هايي كه گورينگ در ازاي تابلوها به ميگه‌رن مي‌داد همگي تقلبي بودند!

3- فرانك ويليام آباگ‌نيل (Frank William Abagnale)‌

صاحب كلكسيوني از انواع كلاهبرداري‌ها، قاضي، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسي كه زندگي‌اش دستمايه ساخت فيلم «اگه مي‌توني منو بگير» شد، در سال 1948 در آمريكا به دنيا آمد. وقتي او 14 ساله بود، پدر و مادرش از يكديگر جدا شدند و اين ضربه روحي بزرگي براي فرانك بود. دو سال بعد از خانه فرار كرد و به نيويورك رفت و در آنجا بود كه فهميد براي امرار معاش چاره‌اي به‌جز كلاهبرداري ندارد. پس از مدت كوتاهي او به يكي از حرفه‌اي‌ترين جاعلان چك بدل شد و چنان در كار خود مهارت پيدا كرد كه هيچ بانكي قادر به تشخيص جعلي بودن چك‌هاي او نبود. فرانك براي آن‌كه بتواند بدون پرداخت پول بليت با هواپيما سفر كند، ‌با جعل كارت‌هاي شناسايي و مدرك خلباني، ‌خود را به عنوان خلبان خط هوايي پان‌امريكن جا زد و از امتياز خلبان‌ها براي مسافرت مجاني استفاده كرد. اين موضوع لو رفت، اما قبل از آن‌كه دست پليس به او برسد، به شهر جورجيا فرار كرد و با هويت جعلي تازه‌اي، به عنوان يك دكتر در يك آپارتمان ساكن شد. از قضا در همسايگي فرانك يك دكتر واقعي زندگي مي‌كرد و به فرانك پيشنهاد داد تا در بيمارستان شهر مشغول به كار شود و فرانك اين پيشنهاد را پذيرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحي اطفال در آن بيمارستان به درمان بيماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئيزيانا رفت و با جعل مدرك حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلي لوئيزيانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط يكي از فارغ‌التحصيلان واقعي هاروارد شناخته شد، اما قبل از آن‌كه دستگير شود، از آنجا به ايالت يوتا گريخت و با جعل مدرك دانشگاه كلمبيا، در دانشگاه بريگام در رشته جامعه‌شناسي شروع به تدريس كرد!

او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگير شد و زماني كه پليس فرانسه اين موضوع را اعلام كرد، 26 كشور خواستار محاكمه او در كشورشان شدند! فرانك به آمريكا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محكوم شد، ولي پس از گذراندن پنج سال آزاد شد. 

فرانك آباگ‌نيل هم‌اكنون به‌عنوان كارشناس خبره جعل اسناد و چك با پليس آمريكا همكاري مي‌كند و با تأسيس شركت آباگ‌نيل و شركا به بانك‌ها نيز مشاوره مي‌دهد!

4- حسين.ک

كلاهبردار وطني، مردي كه كاخ دادگستري را فروخت، حدود 70 سال پيش در شهريار متولد شد. ح.ك مردي بي‌سواد ولي باهوش بود و بي‌ترديد اگر تحصيلات مناسبي داشت، به يكي از بزرگان ادب و علم كشور بدل مي‌شد. اما او از جواني به راهي غير از آن كشيده شد. حسين.ك با كلاهبرداري‌هاي كوچك روزگار مي‌گذراند، اما اين كارها براي مردي با هوش او كارهايي كوچك محسوب مي‌شدند. تا اين‌كه يك روز طعمه بزرگ‌ترين كلاهبرداري خود را در جلوي در سفارت انگليس شكار كرد؛ دو توريست آمريكايي (و طبعاً احمق!) كه به دنبال خريد يك هتل در ايران بودند. ح.ك آنها را به دفترش كه در خيابان گيشا بود دعوت كرد و در آنجا به آنها پيشنهاد خريد يك ساختمان بزرگ و مجلل را به قيمت بسيار مناسب داد. اين ساختمان، كاخ دادگستري بود كه در خيابان خيام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستري از آن استفاده مي‌شود. قرار بازديد از كاخ براي فرداي آن روز گذاشته شد و ح.ك همان روز عصر به آنجا رفت و با تطميع اتاقدار وزير وقت دادگستري، دفتر كار وزير را براي مدت يك‌ساعت اجاره كرد. فرداي آن روز قبل از آمدن مشتري‌ها، 200 جفت دمپايي پلاستيكي تهيه كرد و جلوي در اتاق‌هاي كاخ كه يك ساختمان اداري محسوب مي‌شد و در آن ساعت خالي بود، گذاشت. به اتاق وزير رفت و منتظر شكارهايش شد. آمريكايي‌ها سروقت آمدند و ح.ك به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتي مشتري‌ها درخواست ديدن داخل اتاق‌ها را داشتند،‌ به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپايي‌ها، آنها را منصرف مي‌كرد. مشتريان ساختمان را پسنديدند و به پول رايج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ك پرداخت كردند و خوشحال از اين معامله پرسود، براي تحويل ساختمان 10 روز ديگر مراجعه كردند. اما همان‌جا بود كه فهميدند چه كلاه بزرگي بر سرشان رفته است. ح.ك همان روز معامله، به مصر فرار كرد و بعد از چند ماه زندگي در آنجا، به ايران بازگشت. اما در ايران بازداشت و به زندان محكوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامي فوت كرد.

ح.ك يك كلاهبردار ذاتي بود،‌حتي در زندان! او تلويزيون زندان را به يكي از زندانيان به قيمت 100 تومان فروخت و وقتي آن زنداني بعد از آزادي تلويزيون را زير بغل زد و مي‌خواست آن را با خود ببرد، فهميده بود كه چه كلاهي بر سرش رفته و مضحكه بقيه شده است!

 

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 0:55 قبل از ظهر |
تاريخچه الماس درياي نور
 

از جمله سرمايه هاي ملي ما مي توان به الماس درياي نور اشاره كرد و گفت شايد اين الماس در ميان جواهرات ملي ايران، مقام اول را دارا باشد. اين الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پيوسته يک زوج به شمار مي‌آمده اند، در حالي که از نظر تراش و رنگ هيچ وجه مشترکي با يکديگر ندارند.

 هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادر شاه، توسط احمدشاه دراني به افغانستان برده شد. بعداز احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندي، ملقب به شير پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد. اين گوهرها بعدها به دست کمپاني هند شرقي افتاد و بدان وسيله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ويکتوريا هديه گرديد. هم اکنون نيز اين گوهر در تاج ملکه اليزابت، مادر ملکه فعلي انگلستان، نصب است.

الماس درياي نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ ميرزا رسيد، سپس به دست اميرعلم خان خزيمه و بعداً به دست لطفعلي خان زند افتاد. هنگاميکه لطفعلي خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجينه جواهرات قاجار منتقل گشت.

ناصرالدين شاه معتقد بود اين گوهر يکي از گوهرهاي تاج کوروش بوده است و خود او بسيار به اين گوهر گرانبها علاقه داشت و زماني آن را به کلاه و گاهي به سينه خود نصب مي کرد و حتي توليت درياي نور را منصبي مخصوص قرار داد و اين افتخار مهم را به اعيان و بزرگان کشور محول مي داشت.

درياي نور بعدها داخل موزه دولتي گرديد و اينک زينت بخش خزانه جواهرات ملي است. وزن درياي نور 182 قيراط است و رنگ آن صورتي است که کمياب‌ترين رنگ الماس است.

در سال 1344، هنگام بررسي جواهرات ملي توسط دانشمندان کانادايي، درباره اين گوهر نکته بسيار جالب توجهي کشف شد:

تاورنيه، سياحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوي، در کتاب خود از الماس صورتي رنگ به وزن 242 قيراط سخن مي گويد و اشاره مي کند در سال 1642 ميلادي آن را در شرق ديده است و نقشه و اندازه هاي آن را نيز در کتاب شرح مي دهد و آن را Grand Table Diamante ( الماس يا لوح بزرگ) مي نامد.

رنگ و شکل اين الماس توجه دانشمندان کانادايي را جلب کرد و ايشان معتقدند الماس درياي نور و نورالعين در اصل يک قطعه الماس بوده و بعداً آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن درياي نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن 60 قيراط است، نورالعين ناميده شده و در حال حاضر در وسط نيم تاج شماره 2 گنجه 26 قرار دارد.به اميد روزي كه الماس كوه نور نيز به صاحبان اصلي اش ، ايرانيان باز گردانده شود.

نظام آباد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 0:53 قبل از ظهر |
اس ام اس عاشقانه وعارفانه

اس ام اس عاشقانه1          اس ام اس عاشقانه ۴         اس ام اس عاشقانه ۵

اس ام اس عاشقانه۲          عاشقانه اس ام اس۵

اس ام اس  عاشقانه۳          اس ام اس عاشقانه۶


اس ام اس مناسبتی

اس ام اس ولادت حضرت علی                اس ام اس حضرت مهدی

اس ام اس ولادت حضرت علی                اس ام اس ماه رمضان

اس ام اس روز پدر -پیامک روز پدر            اس ام اس رمضان


اس ام اس سخنان بزرگان

اس ام اس سخنان بزرگان۱

سخنان بزرگان اس ام اس۲

اس ام اس سخن بزرگان ۳


اس ام اس طنز ولطیفه

اس ام اس طنز لطیفه۱                    اس ام اس لطیفه۴

اس ام اس طنز لطیفه۲

اس ام اس طنز لطیفه۳

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 9:2 قبل از ظهر |
 

دفاتر اسناد رسمی شهر آبادان

شماره دفتر شهر آدرس
7
آبادان خ امام خمینی نرسیده به مبل عدالت
8
آبادان خ زند جنب بانك صادرات مركزی كوی محمد
آبادان بلوار طیب جنب مسجد عربها
آبادان میدان طیب - ك یكم - جنب تانكی ابوالحسنی
آبادان انتهای بلوار ولایت پ333
آبادان خ شاپور پ95
آبادان خ امیركبیر جنب بانك كشاورزی
آبادان تانكی ابوالحسن طبقه 2 نمایشگاه اتومبیل برادران
آبادان چهارراه امیری- خ زند- نبش سعدی
آبادان آبادان - بالاتر از میدان طیب - دفتر خانه 67

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 7:0 قبل از ظهر |

ازدواج

شماره دفتر شهر آدرس
آبادان خ 15 مقابل منازل نیروی دریایی پ278

 

 

  ازدواج وطلاق

4
آبادان اروندكنار بلوار ورودی نهر قصر
آبادان احمد آباد - نبش لین یك اصلی - روبروی امور مشتركین آب
آبادان خ ساحلی اروند جنب مركز بهداشت سابق

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 6:56 قبل از ظهر |

 

تاريخچه الماس درياي نور

                                                

                                                   بزرگترین كلاهبرداران تاريخ

 

دکتر مصدق در گذر تاریخ

 

ناگفته‌هايي از ارتباط جلال آل احمد با امام خميني(ره)

 

روزنامه وقایع التفاقیه

 

استعفا نامه رضا خان

 

وصیت نامه ی داریوش هخامنشی

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 1:57 بعد از ظهر |
 

                                        

 

کنون ای خردمند وصف خرد   بدین جایگه گفتن اندرخورد
کنون تا چه داری بیار از خرد   که گوش نیوشنده زو برخورد
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد   ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای   خرد دست گیرد به هر دو سرای
ازو شادمانی وزویت غمیست   وزویت فزونی وزویت کمیست
خرد تیره و مرد روشن روان   نباشد همی شادمان یک زمان
چه گفت آن خردمند مرد خرد   که دانا ز گفتار از برخورد
کسی کو خرد را ندارد ز پیش   دلش گردد از کرده​ی خویش ریش
هشیوار دیوانه خواند ورا   همان خویش بیگانه داند ورا
ازویی به هر دو سرای ارجمند   گسسته خرد پای دارد ببند
خرد چشم جانست چون بنگری   تو بی​چشم شادان جهان نسپری
نخست آفرینش خرد را شناس   نگهبان جانست و آن سه پاس
سه پاس تو چشم است وگوش و زبان   کزین سه رسد نیک و بد بی​گمان
خرد را و جان را که یارد ستود   و گر من ستایم که یارد شنود
حکیما چو کس نیست گفتن چه سود   ازین پس بگو کافرینش چه بود

تویی کرده​ی کردگار جهان   ببینی همی آشکار و نهان
به گفتار دانندگان راه جوی   به گیتی بپوی و به هر کس بگوی
ز هر دانشی چون سخن بشنوی   از آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سخن   بدانی که دانش نیابد به من
فردوسی
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 9:4 قبل از ظهر |
 جلال آل احمد از شخصيت هايي بود كه حضرت امام را بسيار بيشتر از علماي ديگر اكرام مي‌كرد و دليل آن را شجاعت و جسارت بيش از حد امام مي دانست.

به گزارش خبرنگار سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، جهان نوشت؛ اين علاقه جلال به رهبر فقيد انقلاب تا آنجايي پيش مي‌رود كه جلال آل احمدنامه معروف خود به امام را در حج سال 43 به تحرير در آورده و سال‌ها پس از آن نيز، امام در ديدار با شمس آل احمد ذكري ظريف از جلال به ميان مي آوردند.
حضرت امام خميني در ديداري كه در ارديبهشت ماه سال 59 با شمس آل احمد كه به عنوان سردبير روزنامه اطلاعات مشغول به كار شده بود انجام مي دهند چنين مي فرمايند: مـن بـا خـانـواده شـمـا سـابقه دارم و با مرحوم پدر شما آقاي حاج سيد احمدآقا، با مرحوم آقاسيد محمدتقي خدا رحمتش كند كه در خدمت اسلام فوت شد سوابقي دارم منتها آقاي جـلال آل احـمـد را جـز يـك ربـع سـاعـت بـيـشـتـر نـديـده‌ام. در اوايـل نهضت يك روز ديدم كه آقائي در اتاقي نشسته اند و كتاب ايشان (غربزدگي ) در جـلو مـن بـود ايـشـان بـه مـن گـفتند چطور اين چرت و پرت‌ها پيش شما آمده است (يك همچو تعبيري) و فهميدم كه ايشان هستند، مع‌الاسف ديگر او را نديدم. خداوند ايشان را رحمت كند. شما را هم در تلويزيون گاهي مي‌بينم.
شمس آل احمد هم در پاسخ امام مي گويد:
مـن سـعـادت داشـتـم يـك بـار در مـجـلس بـزرگـداشـتـي كـه بـراي مـرحـوم پـدرم در سـال 1341 در قـم گـذاشـتـه بـوديـد و يـك بار ديگر نيز خدمت شما رسيدم و ضمن دست بوسي زيارت‌تان كردم و پس از آن همين طور به شوق ديدارتان انتظار كشيدم.
همچنين، جلال آل احمد كه در جاي جاي مطالب خود اشاراتي كه غالباً با كنايه و بدون نام بردن همراه بود به امام و نهضت تازه به پا خواسته‌اش كرده بود در ايام حج سال 43 نامه‌اي به اين شرح خطاب به امام خميني ارسال مي‌كند:
آيت‌اللها!
وقتي خبر خوش آزادي آن حضرت، تهران را به شادي واداشت، فقرا منتظر الپرواز (!) بودند به سمت بيت‌الله. اين است كه فرصت دست‌بوسي مجدد نشد.
اما اين جا دوسه خبر اتفاق افتاده و شنيده شده كه ديدم اگر آنها را وسيله اي كنم براي عرض سلامي بد نيست.
اول اين كه مردي شيعه جعفري را ديدم از اهالي الاحساء- جنوب غربي خليج فارس، حوالي كويت و ظهران- مي گفت 80 درصد اهالي الاحساء و ضوف و قطيف شيعه اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابي خبر داشت و مضطرب بود و از شنيدن خبر آزادي شما شاد شد. خواستم به اطلاعتان رسيده باشد كه اگر كسي از حضرات روحانيون به آن سمت ها گسيل بشود هم جا دارد و هم محاسن فراوان.
ديگر اين كه در اين شهر شايع است كه قرار بوده آيت الله حكيم امسال مشرف بشود، ولي شرايطي داشته كه سعودي ها دو تايش را پذيرفته اند و سومي را نه. دوتايي را كه پذيرفته اند داشتن محرابي براي شيعيان در بيت الله و تجديد بناي مقابر بقيع و اما سوم كه نپذيرفته اند حق اظهار رأي و عمل در رؤيت هلال. به اين مناسبت حضرت ايشان خود نيامده اند و هيئتي را فرستاده اند گويا به رياست پسر خود.
خواستم اين دو خبر را داده باشم.
ديگر اين كه گويا فقط دو سال است كه به شيعه در اين ولايت حق تدريس و تعليم داده اند، پيش از آن حق نداشته اند.
ديگر اين كه [كتاب] "غرب زدگي " را در تهران قصد تجديد چاپ كرده بودم با اصلاحات فراوان. زير چاپ جمعش كردند و ناشر محترم متضرر شد. فداي سر شما.
ديگر اينكه طرح ديگري در دست داشتم كه تمام شد و آمدم، درباره نقش روشنفكران ميان روحانيت و سلطنت. و توضيح اين كه چرا اين حضرات هميشه در آخرين دقايق طرف سلطنت را گرفته اند و نمي بايست. اگر عمري بود و برگشتيم تمامش خواهم كرد و به حضرتتان خواهم فرستاد. علل تاريخي و روحي قضيه را گمان مي كنم نشان داده باشم. مقدماتش در "غرب زدگي " ناقص چاپ اول آمده.
ديگر اين كه اميدوارم موفق باشيد.
والسلام
جلال آل احمد

بعد التحرير: "همچنانكه آن بار در خدمتتان به عرض رساندم فقير گوش به زنگ هر امر و فرماني است كه از دستش برآيد. ديده شد كه گاهي اعلاميه‌ها و نشرياتي به اسم و عنوان حضرات درمي‌آمد كه شايستگي و وقار نداشت. نشاني فقير را هم حضرت "صدر " مي‌داند و هم اين جا مي‌نويسم:
تجريش- آخر كوچه فردوسي.
والسلام

خبرگزاري فارس

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 0:29 قبل از ظهر |
بررسي قانون نفقه و برداشتهاي مختلف از آن

خبرگزاري فارس: نفقه همسر امري است كه بعد از عقد و ازدواج و پس از حضور زن در خانه شوهر مطرح مي‌شود و پيامدهاي مالي و حقوقي دارد كه طرفين بايد از آن مطلع باشند.

تعريف نفقه

نفقه يعني انفاق و كمك كردن از باب نيكوكاري كه اين انفاق گاهي الزام آور مي‌شود مانند نفقه زوجه و فرزندان و اقارب.

از منظر حقوقي ماده 1107 قانون مدني نفقه را اين‌گونه تعريف مي‌كند: نفقه عبارت است از نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزينه‌هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض.

مقدار نفقه با توجه به استطاعت مرد برابر ميزاني است كه موجب گذران زندگي زن شود و تقريبا مايجتاج اوليه زندگي زن را اداره كند، اگر مبلغي كه زوج به عنوان نفقه به زوجه مي‌پردازد به قدري باشد كه كفاف تهيه مسكن يا كرايه مسكن و خريد لباس و اثاث البيت و غذا را بنمايد مشمول ترك انفاق نيست ولو نفقه يك روز باشد،‌ اما اگر فقط مبلغي جزيي در حد كفاف غذا و مخارج روزانه به زوجه بپردازد، بدون تهيه مسكن و اثاث و لباس و ساير شقوق و جزييات اموري كه انفاق قانوني محسوب مي‌شوند مشمول ترك انفاق است. آنچه قابل تامل است اين است كه قانون مدني ايران در مورد مخارج زايمان ساكت است ليكن برخي از فقها معتقدند مخارج درمان بيماري‌ها كه در طول عمر نوعا انسان به آن مبتلا مي‌شوند به عهده شوهر است، ولي مخارج بيماري‌هاي غيرمعمول و صعب‌العلاج از جمله نفقات واجبه نيست. در مقابل برخي ديگر از فقها از جمله حضرت آيت‌الله خويي هرنوع بيماري را جزو نفقات واجبه شمرده‌اند، حتي مخارج سفري را كه براي علاج ضرورت دارد از جمله نفقات واجبه شمرده‌اند همچنين دكتر ناصر كاتوزيان حقوقدان مي‌گويد: آنچه اهميت دارد اين است كه شوهر بايد به عنوان رياست خانواده تامين معاش زن و فرزندان خود را عهده‌دار شود.

به نظر مي‌رسد تحول شيوه زندگي هر روز نيازهاي تازه به وجود مي‌آورد اين فازها را نمي‌توان در چارچوب معيني محصور كرد و ناچار بايد داوري و قضاوت را به عهده عرف گذاشت، بنابراين در تعريف نفقه زن مي‌توان گفت: تمام وسايلي كه زن با توجه به درجه تمدن و محيط زندگي و وضع جسمي و روحي خود بدان نيازمند است و تشخيص اين كه كدام وسيله را بايد از اركان نفقه زوجه شمرد با عرف است و ملاك ثابتي ندارد.

شرايط وجوب نفقه

ازدواج دائمي و تمكين از شرايط واجب براي ايجاد نفقه هستند. ماده 1106 قانون مدني مي‌گويد: در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است بنابراين در ازدواج موقت، زن استحقاق دريافت نفقه را ندارد مگر اين كه در حين عقد شرط شده باشد اما در ازدواج دائمي به محض تمكين، زن مستحق دريافت مي‌شود.

در ارتباط با معناي تمكين بايد گفت تمكين به دو بخش تمكين عام و تمكين خاص تقسيم مي‌شود. تمكين عام، فرمانبرداري در تمام امور كلي زندگي است و زن موظف به پيروي و اطاعت از شوهر است و تمكين خاص اطاعت از نيازهاي غريزي مرد از جانب زن است.

در همين رابطه ماده 1108 قانون مدني تصريح مي‌كند: هر گاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظايف زوجيت امتناع كند، مستحقق نفقه نخواهد بود.

البته لازم به توضيح است كه زنداني شدن زن فورس ماژور محسوب و مانع تمكين است اما موجب عدم استحقاق نفقه نيست.

ترك منزل از ناحيه زوجه و تعليق نفقه

زوج وظيفه دارد كه در حد توانش منزلي مستقل و متناسب با شوونات زوجه فراهم كند، حال اگر اين منزل از جنبه شوونات اجتماعي مطابق حال زن باشد ولي به‌سربردن در آن منزل موجب شود كه احتمال ضرر و زبان شرافتي يا بدني (آزار و اذيت)‌ زوجه برود، خروج وي از منزل نشوز و عدم اطاعت محسوب نمي‌شود و نفقه تا زمان بر طرف شدن مشكل به وي تعلق خواهد گرفت.

موارد سقوط نفقه

1- نشوز زن 2- عقد موقت 3- فوت مرد و 4- طلاق بائن از موارد ساقط شدن نفقه هستند.

نفقه حقي است كه در صورت عدم نشوز به زن تعلق مي‌گيرد و اين بدان معني است كه صرف ادعاي زن و درخواست زن او صاحب حق است و نياز به اثبات اين كه به او نفقه تعلق مي‌گيرد نيست و اين امكان به واسطه رابطه زوجيت فراهم شده البته اين تعلق نفقه وابسته به تمكين كامل اعم از تمكين عام و خاص است. لذا با تحقق تمكين عام و سرپيچي از تمكين خاص يا برعكس نفقه تعلق نمي‌گيرد، ضمن اين كه به طور كلي اثبات انفاق در صورتي كه دلايل و شواهد مشخصي بر عدم تمكين زوجه نباشد با مرد است و همين طور زماني كه ادعاي عدم تمكين وجود دارد، مرد بايد ادعاي خود را با مدارك و شواهد و اسناد به اثبات برساند. لذا به محض درخواست نفقه از طرف زن مرد ملزم به ارائه ادله مبني بر عدم تمكين زن است كه اين كار با روال معمول حقوقي جامعه ما از طريق ارسال اظهارنامه صورت مي‌گيرد.

در مورد نفقه طلاق نيز ماده 1109 قانون مدني مي‌گويد: نفقه مطلقه رجعيه در زمان عده به عهده شوهر است مگر اين كه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد، ليكن اگر عده از جهت فسخ نكاح يا طلاق بائن باشد، زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود كه در اين صورت تا زمان وضع‌حمل حق نفقه خواهد داشت. (طلاق رجعي: طلاقي است كه در ايام عده مرد حق رجوع به زن را دارد، اما در طلاق بائن مرد چنين حقي ندارد چراكه رابطه زوجيت كلا قطع مي‌شود)‌

ماده 1110 نيز درخصوص نفقه زن در صورت فوت مرد مي‌گويد: در ايام عده وفات كه 4 ماه و 10 روز است، مخارج زندگي زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربي كه پرداخت نفقه به عهده آنان است (در صورت عدم پرداخت)‌ تامين مي‌شود.

- ويژگي‌هاي نفقه

- نفقه زوجه مقدم بر نفقه اقارب واجب‌النفقه است، زيرا پدر و مادر در مقابل فرزند تكليفي ندارند درحالي كه زن در برابر شوهر تكليف دارد.

- تقدم نفقه بر ساير ديون

- شرط نفقه اقارب، ناتوان بودن والدين است، اما اگر زن استقلال مالي نيز داشته باشد، مستحق نفقه است.

- نفقه گذشته زن دين است و مرد بايد بپردازد.

نفقه در مدت عقد و قبل از ازدواج

در مدت فاصل ميان عقد و انجام ازدواج، نفقه‌اي به زن تعلق نمي‌گيرد، مگر اين كه زن براي شروع به زندگي اعلام آمادگي كرده باشد ولي مرد از بردن همسرش خودداري كند كه در اين صورت زن مستحق دريافت نفقه است. در اين صورت زوجه بايد بتواند ادعاي خود را ثابت كند يعني يا بايد به نزديك‌ترين مجتمع قضايي محل سكونت خود مراجعه، 3 برگ اظهارنامه دريافت و آمادگي خود را اعلام كند يا اين كه چند نفر را به شهادت بگيرد و استشهاديه‌اي تنظيم كند. همچنين به زني كه بعد از عقد، شروع به زندگي زناشويي و رفتن به خانه شوهر را منوط به پرداخت مهريه كند، نفقه تعلق مي‌گيرد و مرد مكلف است نفقه وي را بپردازد.

ضمانت اجرايي عدم پرداخت نفقه

نكته مهمي كه بايد به آن توجه شود اين است كه نپرداختن نفقه نه‌تنها به صورت يك دعوي حقوقي و از طريق دادگاه‌هاي خانواده قابل رسيدگي است، بلكه از نقطه نظر جزايي نيز جرم محسوب مي‌شود و مي‌توان از طريق طرح شكايت به مراكز انتظامي و كلانتري‌ها و مراجعه به دادگاه‌هاي جزايي تقاضاي رسيدگي نمود.

شكايت كيفري

زن در يك برگ عادي شكايت خود را نوشته و آن را به دادگاه ارائه مي‌دهد. در اين صورت به شكايت وي خيلي سريع رسيدگي مي‌شود و در صورت اثبات ادعا مرد به مجازات تعزيري محكوم خواهد شد. لازم به ذكر است نفقه حال از طريق شكايت كيفري قابل مطالبه است و نفقه گذشته با ارائه دادخواست حقوقي قابل پرداخت است. ماده 642 قانون مجازات اسلامي مي‌گويد: هر كس با داشتن استطاعت مالي نفقه زن خود را در صورت تمكين ندهد يا از تاديه نفقه ساير اشخاص واجب‌النفقه امتناع كند، دادگاه او را از 3 ماه و يك روز تا 5 ماه حبس محكوم مي‌كند.

دادخواست حقوقي

زوجه پس از خريد دو نسخه دادخواست بايد خواسته خود را در آنها قيد كند و چون دعواي نفقه مالي است به ميزان مبلغ مورد مطالبه تمبر الصاق و آن را به دادگاه خانواده تقديم كند، وي مي‌تواند در دادخواست خود هزينه دادرسي را نيز مطالبه كند در صورت عدم توانايي مرد به پرداخت نفقه يا اين كه به هيچ طريقي نتوان مرد را مجبور به پرداخت نفقه كرد يا مالي هم از او به دست نيايد كه از آن محل نفقه زن پرداخت شود، زن مي‌تواند دادخواست طلاق تنظيم كند.

نفقه فرزند

همان طور كه مي‌دانيد، نفقه اولاد به عهده پدر است. در اينجا براي رفع برخي از ابهامات به نكاتي درخصوص نفقه فرزند مي‌پردازيم.

اولاد تا چه زماني مستحق دريافت نفقه هستند؟

در شرع و قانون سن معيني براي نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفا مادام كه اولاد داراي شغل و درآمد مشخص نباشد، پدر نسبت به پرداخت نفقه مسووليت دارد. البته در نفقه دختر و پسر تفاوتي نيز وجود دارد و آن اين است كه براي دختران تا زماني كه دختر ازدواج نكرده يا به شرايط استقلال مالي نرسيده پرداخت همه مخارج و نفقات وي به عهده پدرش است، حال اين ازدواج چه قبل از سن رشد دختر و چه بعد از آن باشد يعني اگر دختري حتي به سن بالايي هم برسد و داراي استقلال مالي نباشد يا ازدواج نكرده باشد مي‌تواند نفقه خود را از پدر بخواهد. در مورد نفقه پسران برخي معتقدند كه به محض حلول سن رشد نفقه فرزند ذكور قطع شده و پدر تكليف شرعي در قبال وي ندارد، اما با توجه به وضعيت خاص اجتماعي و اقتصادي اكثريت اقشار جامعه و اين كه در شرايط فعلي اقتصادي و اجتماعي صرف حلول سن رشد نمي‌تواند موجب اثبات استقلال و عدم نياز مادي فرزند ذكور به پدر باشد، جوان در دوران خدمت سربازي و در صورت ورود به مراكز تحصيلي عالي و دانشگاهي نيز نياز به حمايت مالي خانواده بخصوص پدر داشته و دادگاه با احراز شرايط قانوني براي اين گونه فرزندان نيز ممكن است نفقه‌اي در نظر بگيرد.

سوال ديگر اين است كه در صورت فوت پدر يا عدم توانايي مالي او براي پرداخت نفقه اولاد چه كسي مسووليت پرداخت نفقه را دارد؟

در اين حالت اين وظيفه به عهده جد پدري و در صورت نبودن پدر و جد پدري يا عدم قدرت آنها اين وظيفه به عهده مادر است و اگر مادر هم زنده نباشد يا قادر به پرداخت نباشد، اين وظيفه به عهده جد مادر است.

در مورد طفلي كه از راه نامشروع به دنيا آمده، مي‌توان گفت هرچند فرد زاني پدر قانوني طفل به حساب نمي‌آيد، اما عرفا پدر آن تلقي مي‌شود و كليه تكاليف مربوط به پدر مثل گرفتن شناسنامه و پرداخت نفقه به عهده اوست.

در شرايطي هم كه بين فرزندان و والدين اختلاف باشد و فرزند جدا از والدين زندگي كند، هر چند عدم اطاعت فرزندان از پدر از نظر شرعي امر حرامي است، اما موجب سقوط نفقه نيست و پدر مكلف به پرداخت نفقه فرزندان است.

ميترا پازكي‌زاده
منبع:جام جم

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 0:28 قبل از ظهر |
                                                دکتر مصدق در گذر تاریخ
دکتر مصدق در گذر تاریخ

نويسنده:دکتر منوچهر محمدی

اشاره‌ :

مقاله، با طرح‌ 5 پرسش‌ در حول‌ افکار و مواضع‌ دکتر محمد مصدق، می‌کوشد پس‌ از تقسیم‌ زندگی‌ سیاسی‌ وی‌ به‌ سه‌ دورة‌ قاجار، رضاخان‌ و شاه، شخصیت‌ و رفتار سیاسی‌ وی‌ را با نگاهی‌ تاریخی، واقع‌بینانه‌ و مستند بررسی‌ کند و نقش‌ واقعی‌ وی‌ در نهضت‌ ملی‌ شدن‌ نفت‌ را به‌ تحلیل‌ می‌گذارد و عاقبت‌ با رد‌ دو نظریه‌ در باب‌ شخصیت‌ دکتر مصدق، نظریة‌ خویش‌ را طرح‌ می‌کند.
آنچه‌ معمولاً‌ با شنیدن‌ نام‌ دکتر مصدق‌ به‌ ذهن‌ متبادر می‌گردد، ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ و خارج‌ شدن‌ آن‌ از دست‌ چپاولگران‌ انگلیسی‌ است. اما اینک‌ می‌خواهیم‌ بررسی‌ کنیم‌ که:
1 - آیا مرحوم‌ دکتر مصدق‌ که‌ بیش‌ از نود سال‌ عمر کرد در تمام‌ دوران‌ زندگی‌ سیاسی‌ خود، مبارزی‌ علیه‌ استبداد و امپریالیزم‌ بوده‌ و در همین‌ راستا عمل‌ میکرده‌ است؟! و آیا در درون‌ نظام‌ حاکم‌ و وابسته‌ عمل‌ می‌کرده‌ یا علیه‌ نظام‌ به‌ فعالیت‌ سیاسی‌ اشتغال‌ داشته‌ است؟
2 - آیا واقعاً‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ ایران، کار دکتر مصدق‌ بود و او رهبری‌ نهضت‌ ملت‌ ایران‌ را در این‌ حرکت‌ ضد امپریالیستی‌ بر عهده‌ داشت‌ یا ایشان‌ بر موجی‌ سوار شدند که‌ قبل‌ از او توسط‌ رهبران‌ مذهبی‌ و ملی‌ دیگری‌ ایجاد شده‌ بود؟
3 - با توجه‌ به‌ اینکه‌ نهضت‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت، حرکتی‌ استقلال‌ طلبانه‌ و ضد بیگانه، به‌ویژه‌ ضدسلطه‌ انگلیس‌ بوده‌ است‌ آیا اصولاً‌ دکتر مصدق‌ در طول‌ زندگی‌ سیاسی‌ خود دارای‌ چنین‌ مواضعی‌ علیه‌ نفوذ اجنبی‌ به‌ ویژه‌ انگلیس‌ در ایران‌ بوده‌ است‌ یا خیر؟
4 - در ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ آیا براستی‌ دکتر مصدق‌ بر حرکت‌ توده‌ای‌ و مردمی‌ تکیه‌ داشته‌ و مردم‌ را اساس‌ مبارزات‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ خود می‌دانسته‌ است؟!
5 - آیا دکتر مصدق‌ در شیوه‌ زندگی‌ سیاسی‌ خود، دموکرات، لیبرال‌ و ملی‌ بود و اصولاً‌ با توجه‌ به‌ برخورداری‌ از تحصیلات‌ عالیه‌ و زندگی‌ در غرب، دارای‌ نوشته‌ها و تقریراتی‌ در این‌ زمینه‌ که‌ بتواند الگو و راهنمای‌ پیروان‌ خود قرار گیرد میباشد و به‌ عبارت‌ دیگر آیا دکتر مصدق‌ صاحب‌ مکتب‌ خاصی‌ در زمینه‌ اندیشه‌ سیاسی‌ می‌باشد؟ بررسی‌ زندگی‌ سیاسی‌ دکتر مصدق‌ در ادوار مختلف‌ و در شرایط‌ سیاسی- اجتماعی‌ متفاوت‌ بسیاری‌ از حقایق‌ و واقعیتهای‌ مربوط‌ به‌ ایشان‌ را روشن‌ خواهد کرد و بدین‌ منظور زندگی‌ سیاسی‌ دکتر مصدق‌ را در سه‌ دوره‌ تاریخی‌ معین‌ مورد بررسی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار می‌دهیم‌ و سعی‌ خواهیم‌ کرد که‌ با مروری‌ بر عملکرد وی‌ در هر دوره‌ پاسخ‌ به‌ این‌ سوالات‌ را دریابیم.
این‌ سه‌ دوره‌ عبارت‌ خواهند بود از:
-1 دوره‌ قاجار، از زمان‌ سلطنت‌ ناصرالدین‌ شاه‌ تا سقوط‌ احمد شاه‌
-2 دوره‌ دیکتاتوری‌ رضاخانی، از کودتای‌ 1299 تا شهریور 1320
-3 دوره‌ حکومت‌ محمدرضا از آغاز سلطنت‌ تا کودتای‌ 28 مرداد 32.

دوره‌ قاجار

مرحوم‌ دکتر محمد مصدق‌ در سال‌ 1261 در خانواده‌ ثروتمند و متنفذ دیوانی‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ میرزا هدایت‌ اله، وزیر دفتر، عموزاده‌ میرزا یوسف‌ مستوفی‌الممالک‌ صدر اعظم‌ پیشین‌ ایران‌ بود. مادر وی، ملک‌ تاج‌ خانم‌ نجم‌السلطنه‌ از طرف‌ پدر، نوه‌ بزرگ‌ فتحعلی‌ شاه، خواهر عبدالحسین‌ فرمانفرما و عموزاده‌ ناصرالدین‌ شاه‌ و برادر نجم‌السلطنه‌ فرمانفرما سردودمان‌ خاندانهای‌ فرمانفرماییان‌ و از دولتمردان‌ ثروتمند و پرقدرت‌ قبل‌ و پس‌ از مشروطه‌ بود. وابستگان‌ و خویشاوندان‌ ایشان‌ همگی‌ جزء نظام‌ سیاسی‌ حاکم‌ و دربار بودند. بعضی‌ خویشان‌ او از جمله‌ فرمانفرما در نهضت‌ مشروطیت‌ خود را از هواداران‌ مشروطه‌ وانمود میکردند اما پس‌ از مدتی‌ تغییر موضع‌ دادند. اغلب‌ خویشاوندان‌ و نزدیکان‌ ایشان‌ در شبکة‌ فراماسونی‌ وابسته‌ به‌ انگلیس‌ عضو بودند. در دوره‌ اول‌ مجلس، مصدق‌ به‌ هنگام‌ تصد‌ی‌ دایی‌ خود فرمانفرما در مقام‌ والی‌ آذربایجان، کفالت‌ امور او را در تهران‌ بر عهده‌ داشت‌ و در پی‌ درگذشت‌ پدرش‌ یکی‌ از مشاوران‌ فرمانفرما شد. در کابینه‌های‌ قوام‌السلطنه‌ مشارکت‌ نمود. از نظر مالی‌ نیز دکتر مصدق، خود از مالکین‌ بزرگ‌ و اشرافی‌ بود. همین‌ ثروت‌ قابل‌ توجه‌ موجب‌ شده‌ بود که‌ مصدق‌ به‌ خاطر بی‌نیازی‌ در زندگی‌ سیاسی‌ خود شخصا دچار فساد مالی‌ نگردد و در اکثر پستهایی‌ که‌ داشته‌ با اموری‌ همچون‌ دزدی‌ و رشوه‌خواری‌ مبارزه‌ کرده‌ است. ناصرالدین‌ شاه‌ به‌ دنبال‌ مرگ‌ پدر مصدق‌ و برای‌ تجلیل‌ از خدمات‌ وی، به‌ پسر نه‌ ساله‌اش، لقب‌ مصدق‌ السلطنه‌ را داد و او را مستوفی‌ خراسان‌ نمود.
پس‌ از صدور فرمان‌ مشروطیت‌ و تشکیل‌ مجلس‌ شورای‌ ملی، مصدق‌ کاندیدای‌ انتخابات‌ دوره‌ اول‌ مجلس‌ گردید و از طرف‌ اعیان‌ و اشراف‌ اصفهان‌ به‌ نمایندگی‌ برگزیده‌ شد ولی‌ اعتبارنامه‌ او بعلت‌ صغر سن‌ مورد اعتراض‌ قرار گرفت‌ و به‌ مجلس‌ راه‌ نیافت. مصدق‌ روز دهم‌ تیر 1286 در سن‌ 25 سالگی‌ هنگامی‌ که‌ کمتر از یک‌ سال‌ از صدور فرمان‌ مشروطیت‌ میگذشت‌ با امضا سوگندنامه، عضویت‌ در جامع‌ آدمیت‌ را پذیرفت. که‌ یکی‌ از شبکه‌های‌ اولیه‌ فراماسونی‌ در ایران‌ و بنیان‌گذار آن‌ میرزا عباسقلی‌ خان‌ آدمیت‌ از پیروان‌ میرزاملکم‌ خانم‌ موسس‌ فراماسونی‌ در ایران‌ بوده‌ است. در کتب‌ مختلفی‌ درباره‌ فراماسونری‌ در ایران، متن‌ قسم‌نامه‌ دکتر مصدق‌ چاپ‌ شده‌ است. و وی‌ خود، عضویت‌اش‌ را در این‌ لژ تایید کرده‌ است. در جریان‌ استبداد صغیر، مصدق، عضویت‌ در مجمعی‌ به‌ نام‌ "انسانیت" را می‌پذیرد. هدف‌ این‌ مجمع‌ دفاع‌ از آرمانهای‌ نهضت‌ مشروطیت‌ در برابر استبداد بوده‌ است. اما کارهای‌ مجمع‌ محدود به‌ نوشتن‌ نامه‌ای‌ برای‌ شاه‌ مبنی‌ بر اینکه‌ "خود را از ملت‌ جدا نکند" و همچنین‌ عضویت‌ در کمیسیون‌ جنگ‌ - که‌ برای‌ محافظت‌ از مجلس‌ تشکیل‌ شده‌ بود - بوده‌ است. دکتر مصدق‌ در عین‌ حال‌ که‌ به‌ عضویت‌ چنین‌ مجامعی‌ برای‌ دفاع‌ از مشروطیت‌ درمی‌آید معذلک‌ عضویت‌ شورای‌ دولتی‌ منصوب‌ محمدعلی‌ شاه‌ را نیز پذیرفته‌ و در آن‌ هم‌ شرکت‌ می‌کند و از طرف‌ دیگر برای‌ حفظ‌ جان‌ خود با منزل‌ منشی‌ سفارت‌ انگلیس‌ ارتباط‌ برقرار می‌کند.
محمدعلی‌ شاه، پس‌ از به‌ توپ‌ بستن‌ مجلس‌ شورایی‌ انتخاب‌ کرد تا در مورد مسائل‌ مملکتی‌ به‌ شاه‌ مشورت‌ برسانند. از جمله‌ مشاورین‌ شاه، مصدق‌السلطنه‌ است. مصدق‌السلطنه‌ با موافقت‌ محمدعلی‌ شاه‌ در سال‌ 1287 شمسی‌ برای‌ ادامه‌ تحصیلات‌ به‌ اروپا رفت و در مدرسه‌ علوم‌ سیاسی‌ پاریس‌ که‌ در رشته‌ علوم‌ مالیه‌ به‌ تحصیل‌ پرداخت، چندی‌ بعد به‌ سوئیس‌ رفته‌ و دکترای‌ حقوق‌ خود را از آن‌ کشور اخذ نمود و به‌ تابعیت‌ سوئیس‌ درآمد. او پس‌ از بازگشت‌ از سوئیس‌ به‌ مدت‌ چهارده‌ ماه، معاون‌ احمد قوام‌السلطنه‌ در وزارت‌ مالیه‌ می‌شود. پس‌ از آنکه‌ وثوق‌الدوله‌ نخست‌ وزیر می‌شود به‌ او نیز پیشنهاد وزارت‌ داده‌ می‌شود. پس‌ از اینکه‌ مشیرالدوله‌ نیز به‌ نخست‌وزیری‌ رسید، مصدق‌ را به‌ عنوان‌ وزیر عدلیه‌ در کابینه‌ خود معرفی‌ کرد. مصدق‌ به‌ همین‌ قصد، از اروپا به‌ سوی‌ تهران، وارد بوشهر شد ولی‌ هنگام‌ عزیمت‌ به‌ تهران‌ به‌ پیشنهاد چند تن‌ از سرشناسان‌ آن‌ خطه‌ به‌ ولایت‌ فارس‌ منصوب‌ می‌گردد. دکتر مصدق‌ در دوران‌ ولایت‌ فارس‌ و حضور نظامی‌ انگلیس‌ در منطقه‌ جنوب‌ در راستای‌ سیاستهای‌ دولت‌ مرکزی، با دولت‌ انگلیس‌ و پلیس‌ جنوب، همکاری‌ می‌کرد و رابطه‌ای‌ دوستانه‌ با ماموران‌ انگلیسی‌ داشت. بطوریکه‌ پس‌ از سقوط‌ کابینه‌ مشیرالدوله‌ هنگامی‌ که‌ حکومت‌ وقت‌ (سپهدار رشتی) در صدد تغییر مصدق‌ از سمت‌ استانداری‌ فارس‌ برمی‌آید، کنسول‌ انگلیس‌ و فرمانده‌ انگلیسی‌ پلیس‌ جنوب‌ شرقی‌ از سفارت‌ انگلیس‌ تقاضا می‌کند که‌ وسایل‌ ابقأ مصدق‌ را در ولایت‌ فارس‌ فراهم‌ کند. دکتر مصدق‌ در این‌ دوران، کاری خلاف‌ نظر و مصلحت‌ انگلیسی‌ها انجام‌ نداد و حتی‌ از صحبت‌های‌ او برداشت‌ می‌شود که‌ لااقل‌ در آن‌ دوران، مخالفتی‌ جد‌ی‌ با حضور مامورین‌ انگلستان‌ در کشور نداشته‌ و آنها را انسان‌هایی‌ خوب‌ و مترقی‌ می‌شناخته‌ است. در دوران‌ نهضت‌ مشروطه، دکتر مصدق‌ طوری‌ عمل‌ کرد که‌ هم‌ در میان‌ مشروطه‌ خواهان‌ و هم‌ در میان‌ مستبدین‌ به‌ ویژه‌ در دوره‌ استبداد صغیر از جایگاه‌ مقبولی‌ برخوردار باشد بطوریکه‌ مورد خشم‌ و غضب‌ هیچکدام‌ قرار نگرفت. عضویت‌ در تشکیلات‌ سر‌ی‌ فراماسونری‌ به‌ منزلة‌ پذیرش‌ سیستم‌ و روند حاکم‌ بر بازیهای‌ سیاسی‌ آن‌ دوران‌ در میان‌ طبقه‌ اعیان‌ و اشراف‌ و نخبگان‌ سیاسی‌ زمان‌ بود و اختصاصی‌ به‌ مصدق‌ نداشت. دکتر مصدق‌ در این‌ دوران‌ هیچ‌ موضع‌ ضد امپریالیستی‌ و ضد بیگانه‌ و بویژه‌ ضد‌ انگلیسی‌ نداشت‌ بله‌ چنانچه‌ گفتیم‌ به‌ گفتة‌ خود با توجه‌ به‌ نفوذ فوق‌العاده‌ انگلیس‌ در منطقه‌ جنوب‌ ایران‌ به‌ ویژه‌ بعد از امضای‌ قرارداد 1907 و 1915 با روسیه‌ تزاری‌ به‌ عنوان‌ والی‌ فارس‌ هم‌ از اعتماد فوق‌العاده‌ کارگزاران‌ سیاست‌ انگلیس‌ در جنوب‌ برخوردار بود و مهمتر از آن‌ اینکه‌ در این‌ دوره‌ که‌ نهضت‌ آزادی‌ خواهی‌ و بیگانه‌ ستیزی‌ تنگستانی‌ها در منطقه‌ فارس‌ جریان‌ داشت‌ دکتر مصدق‌ حتی‌ در مهار کردن‌ آنها با نیروی‌ انگلیسی‌ همکاری‌ کرده‌ است.

‌ استقرار دیکتاتوری‌ رضاخان

این‌ دوره‌ با کودتای‌ سوم‌ اسفند 1299 آغاز و با استعفای‌ رضاخان‌ در شهریور 1320 پایان‌ می‌یابد. پس‌ از کودتای‌ 99، برخی‌ رجال‌ سیاسی‌ دورة‌ قبل‌ همچون‌ قوام‌السلطنه‌ و مشیرالدوله‌ بازداشت‌ شدند. دکتر مصدق‌ نیز از اعلام‌ فرمان‌ انتصاب‌ سیدضیأ به‌ نخست‌ وزیری، سرباز زد و تنها زمانی‌ از ولایت‌ فارس‌ کنار رفت‌ که‌ از احمد شاه‌ مستقیماً‌ فرمان‌ عزل‌ خود را دریافت‌ کرد. وی‌ به‌ منطقه‌ نفوذ ایل‌ بختیاری‌ پناه‌ برد، و سه‌ ماه‌ بعد، زمانی‌ که‌ سیدضیا از نخست‌ وزیری‌ گذاشته‌ شد در دولت‌ قوام‌السلطنه‌ در پست‌ وزارت‌ مالیه‌ منصوب‌ گردید و به‌ تهران‌ آمد و مجدداً‌ جایگاه‌ خود را به‌ عنوان‌ یکی‌ از رجل‌ سیاسی‌ در نظام‌ حاکم، بدست‌ آورد و این‌ بار در کنار رضاخان- عامل‌ اصلی‌ کودتا- به‌ همکاری‌ با حکومت‌ پرداخت. دکتر مصدق‌ اذعان‌ دارد که‌ کودتا با منظور خاصی‌ توسط‌ انگلیسی‌ها صورت‌ گرفته‌ است. معذلک‌ با آن‌ مقابله‌ نکرده‌ و حتی‌ اقدام‌ به‌ کناره‌گیری‌ و سکوت‌ هم‌ نمی‌کند بلکه‌ به‌ عنوان‌ عنصری‌ فعال‌ مجدداً‌ وارد سیستم‌ شده‌ و مسئولیت‌های‌ مهمی‌ همچون‌ وزارت‌ مالیه‌ و وزارت‌ خارجه (در دوره‌ نخست‌ وزیری‌ قوام‌السلطنه) وزات‌ خارجه (در دوره‌ مشیرالدوله) بر عهده‌ میگیرد و نهایتاً‌ نیز برای‌ حل‌ مشکل‌ منطقه‌ای‌ با تشویق‌ و حمایت‌ رضاخان‌ سردار سپه، ولایت‌ آذربایجان‌ را بر عهده‌ گرفت‌ و در همین‌ دوره‌ است‌ که‌ شورش‌ ماژور لاهوتی‌ را سرکوب‌ می‌نماید. در مرحله‌ بعدی‌ که‌ با صعود رضاخان‌ به‌ نخست‌ وزیری‌ آغاز می‌گردد دکتر مصدق‌ که‌ در این‌ زمان‌ نماینده‌ دوره‌ پنجم‌ مجلس‌ بود با نخست‌ وزیری‌ رضاخان‌ موافقت‌ و همکاری‌ می‌کند و به‌ عنوان‌ یک‌ نفر از 8 مشاور رضاخان‌ با توجه‌ به‌ تخصص‌ خود در علم‌ حقوق، راه‌ و چاه‌ ارتقأ و تحکیم‌ و استقرار قدرت‌ رضاخان‌ را با پیشنهاد انتصاب‌ وی‌ به‌ فرماندهی‌ کل‌ قوا هموار می‌نماید و حتی‌ زمانیکه‌ رضاخان‌ به‌ حالت‌ قهر، تهران‌ را ترک‌ می‌کند، دکتر مصدق، او را مجدداً‌ به‌ تهران‌ بازگرداند. مصدق‌ در این‌ زمان‌ مجدداً‌ به‌ نمایندگی‌ مجلس‌ دوره‌ ششم‌ انتخاب‌ می‌گردد. اما اینبار او با ایجاد راه‌آهن‌ شمال‌ به‌ جنوب‌ که‌ مورد نظر انگلیس‌ بود مخالفت‌ می‌کند گر چه‌ اقدام‌ چشمگیر دیگری‌ علیه‌ انگلیس‌ و رضاخان‌ در این‌ دوران‌ بعمل‌ نمی‌آورد معذالک‌ با استقرار کامل‌ رژیم‌ دیکتاتوری‌ برخی‌ رجال‌ قدرتمند دورة‌ قبل‌ مانند قوام‌السلطنه، وثوق‌الدوله، مشیرالدوله، سردار اسعد، شیخ‌ خزعل‌ و دکتر مصدق‌ از صحنه‌ سیاست‌ حاکم‌ کنار گذارده‌ شدند البته‌ در این‌ دوران‌ هیچگونه‌ تعرضی‌ به‌ دکتر مصدق‌ نشد و او به‌ سفرهای‌ مکرر خارجی‌ رفت‌ و آمد می‌کرد. حتی‌ به‌ دنبال‌ برکناری‌ دکتر متین‌ دفتری‌ (داماد دکتر مصدق) از ریاست‌ دولت‌ از جمله‌ با شفاعت‌ ارنست‌ پرون‌ سوئیسی‌ از عوامل‌ دولت‌ انگلیس‌ به‌ سرعت‌ رفع‌ تعرض‌ از وی‌ شد.

دولت‌ سلطنت‌ محمدرضا شاه‌

از شهریور 1320 که‌ رضا شاه‌ از سلطنت‌ خلع‌ و سلطنت‌ به‌ فرزندش‌ محمدرضا شاه‌ رسید، فضای‌ سیاسی‌ نسبتاً‌ بازی‌ در کشور ایجاد شد.
زندگی‌ سیاسی‌ دکتر مصدق‌ در این‌ دوران‌ را نیز می‌توان‌ در سه‌ مرحله‌ مورد مطالعه‌ قرار داد:
مرحله‌ اول: حضور دکتر مصدق‌ در مجلس‌ دوره‌ چهاردهم‌
مرحله‌ دوم: حضور وی‌ در مجلس‌ شانزدهم‌ تا ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌
مرحله‌ سوم: دوران‌ نخست‌ نفت‌ تا کودتای‌ 28 مرداد 1332
اولین‌ انتخابات‌ بعد از پایان‌ دوره‌ دیکتاتوری‌ برای‌ مجلس‌ چهارده‌ انجام‌ شد و دکتر مصدق‌ به‌ مجلس‌ راه‌ یافت. در این‌ دوران، انگلیسیها با دستگیری‌ آیت‌ ا کاشانی‌ و تبعید وی‌ به‌ لبنان‌ اجازه‌ ورود نامبرده‌ را به‌ این‌ دوره‌ مجلس‌ نداد. مهمترین‌ اقدامی‌ که‌ دکتر مصدق‌ در دوره‌ چهاردهم‌ انجام‌ داد صرفنظر از مخالفت‌ با اعتبار نامه‌ سیدضیأ، ارائه‌ طرحی‌ مبنی‌ بر غیر مجاز بودن‌ دولت‌ در مذاکره‌ و اعطا هر نوع‌ امتیاز نفتی‌ به‌ شرکتهای‌ خارجی‌ بود. طرفداران‌ دکتر مصدق‌ همین‌ اقدام‌ را از افتخارات‌ او در سیاست‌ ستیزی‌ می‌دانند حال‌ آنکه‌ این‌ اقدام‌ در شرایطی‌ صورت‌ گرفت‌ که‌ دولت‌ انگلیس‌ با امضأ قرارداد 1933 در زمینه‌ فعالیتهای‌ نفتی‌ در ایران‌ صاحب‌ بیشترین‌ امتیازات‌ بوده‌ و در واقع، فعال‌ مایشأ شده‌ بوده‌ و نه‌ تنها به‌ بهای‌ ناچیزی‌ از منابع‌ نفتی‌ بهره‌برداری‌ می‌کرد بلکه‌ از طریق‌ شرکت‌ نفت، در واقع، دولتی‌ در دولت‌ تشکیل‌ داده‌ و از هر نوع‌ اعمال‌ نفوذی‌ در امور داخلی‌ ایران‌ خودداری‌ نمی‌کرد و با توجه‌ به‌ اشغال‌ ایران‌ توسط‌ متفقین‌ و ورود رقبای‌ جدیدی‌ همچون‌ شرکتهای‌ نفتی‌ آمریکایی‌ و دولت‌ روسیه‌ شوروی‌ به‌ صحنه، دولت‌ انگلیس‌ انحصارات‌ نفتی‌ خود را در خطر می‌دید. بنابراین‌ طرح‌ مذکور و تصویب‌ آن‌ توسط‌ نمایندگانی‌ که‌ اکثریت‌ آنها به‌ سیاست‌ انگلیس‌ گرایش‌ داشتند نه‌ تنها خیال‌ دولت‌ استعمارگر انگلیس‌ را از این‌ نظر راحت‌ کرد بلکه‌ زمانی‌ که‌ به‌ دنبال‌ تصویب‌ این‌ طرح، غلامحسین‌ رحیمیان‌ نماینده‌ قوچان، پیشنهاد لغو امتیاز نفت‌ جنوب‌ انگلیسی‌ها را داد دکتر مصدق‌ در کمال‌ شگفتی‌ از امضأ آن‌ طرح‌ خودداری‌ و به‌ عذر بدتر از گناهی‌ که‌ این‌ یک‌ قرارداد بین‌المللی‌ است‌ و قابل‌ لغو نمی‌باشد طرح‌ پیشنهادی‌ رحیمیان‌ را خنثی‌ نمود.
از دیگر اقدامات‌ وی‌ در این‌ دوره‌ مجلس‌ می‌توان‌ تقاضای‌ رسیدگی‌ به‌ پرونده‌ تدین‌ را برشمرد که‌ مورد موافقت‌ مجلس‌ قرار نگرفت‌ و به‌ قهر وی‌ از مجلس‌ انجامید.فعالیت‌ سیاسی‌ دکتر مصدق‌ در مرحله‌ اول‌ با قدرت‌ گرفتن‌ قوام‌السلطنه‌ و اختلاف‌ نظری‌ که‌ در این‌ مرحله‌ با هم‌ داشتند (که‌ منجر به‌ شکست‌ دکتر مصدق‌ در انتخابات‌ دوره‌ پانزدهم‌ گردید)، پایان‌ یافت‌ و دکتر مصدق‌ که‌ از این‌ موضوع‌ شدیداً‌ متاثر گردیده‌ بود خود را بازنشسته‌ سیاسی‌ نموده‌ و به‌ احمدآباد رفت‌ و از انجام‌ هر نوع‌ فعالیت‌ سیاسی‌ خودداری‌ کرد. بدون‌ حضور دکتر مصدق، هسته‌ اصلی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ در مجلس‌ پانزدهم‌ توسط‌ اقلیت‌ پنج‌ نفری‌ تشکیل‌ گردیده‌ بود و از مهمترین‌ اقدامات‌ این‌ اقلیت‌ را می‌توان‌ استیضاح‌ دولت‌ ساعد و مخالفت‌ با لایحه‌ الحاقی‌ گس‌ - گلشاییان‌ دانست. حسین‌ مکی‌ در هر دو مورد فوق‌ چه‌ مخالفت‌ با ساعد و چه‌ مخالفت‌ با لایحه‌ از دکتر مصدق‌ درخواست‌ کرد تا نظر خود را برای‌ مجلس‌ ارسال‌ کند. در مورد اول‌ پس‌ از اصرار زیاد دکتر مصدق‌ نامه‌ای‌ به‌ مجلس‌ نوشت‌ و در آن‌ مجلس‌ را دعوت‌ به‌ سکوت‌ کرد. در مورد دوم‌ نیز پس‌ از اصرار بسیار مکی‌ با ارسال‌ نامه‌ای‌ عجیب‌ در واقع‌ به‌ شیوه‌ای‌ با ارائه‌ یک‌ پیشنهاد اصلاحی‌ موافقت‌ خود را با این‌ لایحه‌ و انگلیسی‌ اعلام‌ می‌کند.
مرحله‌ دوم‌ حضور دکتر مصدق‌ از زمانی‌ آغاز شد که‌ به‌ دعوت‌ اقلیت‌ مجلس‌ خود را از حالت‌ بازنشستگی‌ سیاسی‌ خارج‌ کرده‌ و به‌ عنوان‌ کاندید نمایندگی‌ مجلس‌ برای‌ دوره‌ شانزدهم‌ وارد فعالیتهای‌ سیاسی‌ گردید. در این‌ زمان‌ بود که‌ در اعتراض‌ به‌ تقلب‌ در انتخابات‌ به‌ اتفاق‌ حدود دویست‌ نفر دیگر در دربار متحصن‌ شدند اما این‌ تحصن‌ بدون‌ اخذ نتیجه‌ پایان‌ گرفت.
در پی‌ مرگ‌ هژیر به‌ دست‌ فداییان‌ اسلام‌ و دستگیری‌ عده‌ای‌ همچون، آیت‌ا کاشانی‌ و خلیل‌ طهماسبی‌و بقائی، مصدق‌ نیزبه‌ احمدآباد تبعید شد اما پس‌ از مدت‌ کوتاهی‌ دوباره‌ به‌ تهران‌ بازگشت. در این‌ زمان‌ که‌ ابطال‌ آرأ تهران‌ اعلام‌ شده‌ بود بدون‌ توجه‌ به‌ این‌ امر مجلس‌ آغاز به‌ کار کرد. مصدق‌ در همایشی‌ مردمی‌ به‌ این‌ اقدام‌ اعتراض‌ کرده‌ پس‌ از مدتی‌ نیز به‌ مجلس‌ راه‌ یافت. در همین‌ زمان‌ بود که‌ وی‌ در مجلس‌ نامه‌ای‌ از آیت‌ا کاشانی‌ را که‌ در آن‌ تصریح‌ شده‌ بود نفت‌ ایران‌ متعلق‌ به‌ هیچ‌ کشور خارجی‌ نیست، در مجلس‌ قرائت‌ کرد و پس‌ از چندی‌ به‌ ریاست‌ کمیسیون‌ نفت‌ مجلس‌ انتخاب‌ گردید. پس‌ از انتخاب‌ رزم‌آرا برای‌ نخست‌ وزیری، دکتر مصدق‌ نیز از کسانی‌ بود که‌ علیه‌ او اعتراض‌ نمود. به‌ دنبال‌ این‌ امر کمیسیون‌ نفت‌ مجلس‌ ده‌ روز به‌ دولت‌ فرصت‌ می‌دهد تا نظر خود را نسبت‌ به‌ لایحه‌ الحاقی‌ اعلام‌ نماید. سپس‌ به‌ دعوت‌ آیت‌ ا کاشانی‌ از مردم‌ در تمام‌ کشور، گردهمایی‌های‌ وسیعی‌ در حمایت‌ از ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ بزگزار شد و در پی‌ آن‌ اقلیت‌ مجلس‌ که‌ نام‌ دکتر مصدق‌ در میان‌ آنها نیست، دولت‌ را به‌ دلیل‌ عدم‌ امنیت‌ قضایی، استیضاح‌ می‌نمایند. پس‌ از ترور رزم‌آرا بدست‌ فدائیان‌ اسلام، و در محیطی‌ که‌ تحت‌ فشار ملت‌ و علمای‌ مذهبی‌ حتی‌ عوامل‌ سرسپرده‌ انگلیس‌ قادر به‌ مقابله‌ با موج‌ برخاسته‌ نبودند، کمیسیون‌ نفت، طرح‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ را تصویب‌ کرد و به‌ دنبال‌ آن‌ این‌ امر در مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و مجلس‌ سنا به‌ اتفاق‌ آرا به‌ تصویب‌ رسید. با توجه‌ به‌ آنچه‌ ذکر شد می‌توان‌ گفت‌ مسئله‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ با توجه‌ به‌ ایجاد فضای‌ عمومی‌ مناسبی‌ که‌ توسط‌ فدائیان‌ اسلام، آیت‌ ا کاشانی‌ و جمعی‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ که‌ در مجلس‌ پانزدهم‌ و در غیاب‌ مصدق، سنگ‌ بنای‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ را گذارده‌ بودند، ایجاد شده‌ بود و دکتر مصدق‌ نیز در این‌ مرحله‌ با احساسی‌ که‌ از حمایت‌ داخلی‌ و خارجی‌ پیدا کرد به‌ این‌ نهضت‌ ملحق‌ شد، نه‌ آنکه‌ آن‌ را رهبری‌ کرده‌ یا بوجود آورده‌ باشد.
در هر صورت‌ می‌توان‌ گفت‌ آنچه‌ موجب‌ تصویب‌ «طرح‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت» گردید، گلوله‌ خلیل‌ طهماسبی‌ بود که‌ با قتل‌ رزم‌آرا، قدرتمندترین‌ فرد نظام‌ حاکم‌ آنچنان‌ رعب‌ و وحشتی‌ در حاکمیت‌ ایجاد کرد که‌ علی‌رغم‌ وجود اکثریت‌ نمایندگان‌ وابسته‌ به‌ سیاست‌ انگلیس‌ در مجلس، آن‌ طرح‌ به‌ اتفاق‌ آرا به‌ تصویب‌ رسید و به‌ دنبال‌ آن‌ بنا به‌ پیشنهاد جمال‌ امامی‌ که‌ از عناصر سیاست‌ انگلیس‌ بود، دکتر مصدق‌ برای‌ نخست‌ وزیری‌ پیشنهاد گردید. دکتر مصدق‌ بر خلاف‌ دوره‌ چهاردهم‌ مجلس‌ که‌ پیشنهاد نخست‌ وزیری‌ را به‌ بهانه‌ قبول‌ شرط‌ بازگشت‌ به‌ مجلس‌ نپذیرفته‌ بود، این‌ بار بدون‌ هیچگونه‌ پیش‌ شرطی‌ پیشنهاد نخست‌ وزیری‌ را پذیرفت. با این‌ ترتیب‌ مرحله‌ سوم‌ زندگی‌ سیاسی‌ وی‌ که‌ از حساس‌ترین‌ دوران‌ زندگی‌ وی‌ می‌باشد آغاز گردید.
دکتر مصدق‌ بدون‌ مشورت‌ با اعضای‌ جبهه‌ ملی، وزیران‌ خود را که‌ اغلب‌ از دولتمردان‌ سابق‌ بودند انتخاب‌ نمود و سپس‌ برنامه‌ خود را بدین‌ شرح‌ اعلام‌ کرد.
-1 اجرای‌ قانون‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ در سراسر کشور (که‌ قبلاً‌ تصویب‌ شده‌ بود)
-2 اصلاح‌ قانون‌ انتخابات‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و شهرداریها.
انتخابات‌ مجلس‌ هفدهم‌ در زمان‌ دولت‌ دکتر مصدق‌ و به‌ صورتی‌ ناقص‌ انجام‌ و مجلس‌ با هفتاد نفر رسمیت‌ یافت. همچنین‌ در زمان‌ دولت‌ مصدق‌ بود که‌ در تهران، حکومت‌ نظامی‌ اعلام‌ شد و تا پایان‌ دوره‌ او ادامه‌ یافت. به‌ دنبال‌ تقاضای‌ دکتر مصدق‌ از شاه‌ برای‌ تصدی‌ وزارت‌ جنگ‌ برای‌ خودش‌ و امتناع‌ شاه‌ از پذیرش‌ این‌ امر دکتر مصدق‌ استعفا داده‌ و در پی‌ آن‌ مجلس‌ به‌ نخست‌ وزیری‌ قوام‌ رای‌ اعتماد داد. اما چند روزی‌ نگذشت‌ که‌ با اعتراض‌ آیت‌ ا کاشانی‌ و به‌ رهبری‌ وی‌ در تهران‌ و اغلب‌ شهرهای‌ ایران‌ تظاهرات‌ وسیعی‌ در حمایت‌ از مصدق‌ انجام‌ شد و درگیریهای‌ خونین‌ سی‌ تیر موجب‌ گردید شاه‌ قوام‌ را عزل‌ نموده‌ و مجلس‌ به‌ زمامداری‌ مصدق‌ ابراز تمایل‌ نماید. پس‌ از مخالفتهایی‌ که‌ مجلس‌ سنا با برخی‌ از لوایح‌ مجلس‌ شورا انجام‌ داد، طرح‌ تقلیل‌ مدت‌ مجلس‌ سنا از چهار سال‌ به‌ دو سال‌ به‌ سرعت‌ در مجلس‌ شورا تصویب‌ شد و بدین‌ ترتیب‌ این‌ مجلس‌ منحل‌ گردید. پس‌ از چندی، لایحه‌ای‌ به‌ مجلس‌ تقدیم‌ شد که‌ طی‌ آن‌ با توجه‌ به‌ اختیارات‌ وسیع‌ نخست‌ وزیر در هیچ‌ شرایطی‌ وی‌ نتواند مجلس‌ را تعطیل‌ کند این‌ طرح‌ با اعتراض‌ شدید دکتر مصدق‌ روبرو شد و مسکوت‌ گذارده‌ شد. سپس‌ مصدق‌ از مجلس، تقاضای‌ اختیارات‌ قانون‌ گذاری‌ یک‌ ساله‌ نمود که‌ با مخالفت‌ روبرو شد اما سرانجام‌ این‌ اختیارات‌ به‌ دکتر مصدق‌ داده‌ شد البته‌ آیت‌ ا کاشانی‌ طی‌ نامه‌ای‌ مخالفت‌ خود را با نقض‌ قانون‌ و تضعیف‌ مجلس‌ ابراز نمود. همچنین‌ مصدق‌ بدان‌ علت‌ که‌ محرمانه‌ وسایل‌ مسافرت‌ شاه‌ را از ایران‌ فراهم‌ کرد، مورد اعتراض‌ شدید آیت‌ ا کاشانی‌ و مردم‌ قرار گرفت‌ و به‌ دنبال‌ این‌ امر و تظاهرات‌ مردم، شاه‌ از رفتن‌ منصرف‌ گردید.
در همان‌ دوران‌ است‌ که‌ مجلس، هیئتی‌ هشت‌ نفره‌ را مامور رسیدگی‌ به‌ اختلافات‌ شاه، مصدق‌ و کاشانی‌ نمود و هیئت‌ پس‌ از بررسی‌ اعلام‌ نمود که‌ شاه‌ حق‌ مداخله‌ در امور سیاسی‌ را ندارد. به‌ دنبال‌ اوجگیری‌ اختلافات، اقلیت‌ مخالف‌ دولت‌ و دکتر مصدق، 59 نفر از نمایندگان‌ مجلس‌ که‌ از حامیان‌ دکتر مصدق‌ بودند استعفا داده‌ و بدین‌ ترتیب‌ مجلس‌ هفدهم‌ از کار افتاد. سپس‌ دکتر مصدق‌ رسماً‌ به‌ عمر مجلس‌ پایان‌ داد و همین‌ زمینه‌ساز سقوط‌ خودش‌ شد زیرا شاه‌ محرمانه‌ با استفاده‌ از غیبت‌ مجلس، فرمان‌ عزل‌ مصدق‌ و انتصاب‌ زاهدی‌ را به‌ سمت‌ نخست‌ وزیری‌ صادر کرد. سرهنگ‌ نصیری‌ که‌ این‌ فرمان‌ را به‌ مصدق‌ اعلام‌ کرد، دستگیر شد و مصدق‌ طی‌ اعلامیه‌ای‌ وقوع‌ یک‌ کودتای‌ نظامی‌ در تهران‌ را به‌ اطلاع‌ مردم‌ رساند. شاه‌ از کشور خارج‌ شد و به‌ دنبال‌ انحلال‌ مجلس‌ عده‌ای‌ از نمایندگان‌ که‌ استعفا نداده‌ بودند دستگیر شدند.
آیت‌ ا کاشانی‌ طی‌ نامه‌ای‌ به‌ مصدق‌ در مورد وقوع‌ یک‌ کودتای‌ دیگر و مهمتر توسط‌ زاهدی‌ هشدار داد ولی‌ او در پاسخ‌ تنها نوشت‌ که‌ "مستحضر به‌ پشتیبانی‌ ملت‌ ایران‌ هستم." اما کودتا در تهران‌ انجام‌ شد و مصدق‌ از کار برکنار گردید. نکته‌ عجیب، آن‌ بود که‌ دکتر مصدق‌ عموماً‌ کسانی‌ چون‌ سرلشگر زاهدی‌ و یا دکتر امینی‌ و تعدادی‌ دیگر از اعضای‌ کابینه‌های‌ قبلی‌ را برای‌ دولت‌ خود، انتخاب‌ کرده‌ بود. مسئله‌ دیگر اقدامات‌ مصدق‌ پس‌ از اخذ اختیارات‌ قانون‌گذاری‌ از مجلس‌ است. با وجود اینکه‌ وی‌ هر گونه‌ اختیار قانون‌گذاری‌ را از مجلس‌ کسب‌ کرده‌ بود اما معذلک‌ باز هم‌ مجلس‌ را به‌ دلیل‌ مخالفت‌ اقلیتی‌ یازده‌ نفره‌ آنهم‌ با رفراندومی‌ که‌ مطلقاً‌ با معیارهای‌ دموکراتیک‌ و قانونی، سازگار نبود، منحل‌ کرد. دکتر مصدق‌ با کناره‌ گرفتن‌ از رهبران‌ مذهبی- سیاسی‌ همچون‌ آیت‌ ا کاشانی‌ در واقع، پایگاه‌ توده‌ای‌ خود را نیز از دست‌ داده‌ و اگر بر این‌ عقیده‌ مخالفین‌ نباشیم‌ که‌ خود در اجرای‌ کودتا سهیم‌ بود بلاتردید در فراهم‌ سازی‌ زمینه‌ کودتا هم‌ از نظر اجتماعی‌ و هم‌ از نظر قانونی‌ ناخودآگاه‌ مشارکت‌ کرد. نتیجه‌ آنچه‌ با تکیه‌ بر شواهد تاریخی‌ غیرقابل‌ انکار می‌توان‌ گفت‌ این‌ است‌ که‌ دکتر مصدق‌ را نه‌ آنطور که‌ پیروان‌ افراطی‌ ایشان، ادعا می‌کنند می‌توان‌ به‌ عنوان‌ رهبر و پیشوا و مقتدای‌ ملت‌ و منجی‌ ایران‌ معرفی‌ کرد، و نه‌ آنطور که‌ مخالفین‌ افراطی‌ و دشمنانش‌ از او نوکری‌ سرسپرده‌ و مزدور بیگانه‌ می‌سازند، می‌باشد. در حقیقت‌ ویژگیهای‌ روحی‌ و روانی‌ او که‌ به‌ نوعی‌ «عوامفریبی» از دید مخالفین، و «محافظه‌ کاری» از دید طرفدارانش، تعبیر شده‌ و به‌ ویژه‌ تلاش‌ برای‌ عدم‌ برخورد با خطراتی‌ که‌ وجاهت‌ عمومی‌ او را به‌ خطر می‌انداخت‌ در ایجاد چنین‌ تصویری‌ نقش‌ داشته‌ است. بلاتردید دکتر مصدق‌ مانند بسیاری‌ از رجال‌ قدرتمند سیاسی‌ دوران‌ قاجار و پهلوی‌ بوده‌ است‌ که‌ در عین‌ حال‌ که‌ در درون‌ ساختار نظام‌ حاکم‌ و طبقه‌ خاص‌ از اشراف‌ و اعیان‌ به‌ فعالیتهای‌ سیاسی- اجتماعی‌ بی‌خطر و احیاناً‌ رفورمیستی‌ خود می‌پرداخته، در عین‌ حال‌ با توجه‌ به‌ نفوذ قدرتهای‌ بیگانه‌ در کشور با آنها نیز مدارا و سازش‌ داشته‌ است‌ و هر زمانی‌ که‌ میدان‌ نفوذ آن‌ قدرت‌ خارجی‌ کاهش‌ می‌یافته‌ و زمینه‌ برای‌ مانور دولتمردانی‌ چون‌ مصدق، قوام‌السلطنه‌ و ... پیدا شده‌ است، سعی‌ کرده‌اند تضاد میان‌ قدرتهای‌ ذی‌نفوذ برای‌ پیشبرد اهداف‌ و برنامه‌های‌ خود که‌ به‌ زعم‌ آنان‌ خدمت‌ به‌ کشور و جامعه‌ بوده‌ است‌ بهره‌ گیرند. دکتر مصدق‌ را نه‌ می‌توان‌ یک‌ انقلابی‌ استعمارستیز و عمیقاً‌ ضد‌ استبداد دانست‌ و نه‌ می‌توان‌ وابسته‌ به‌ بیگانه‌ یا عامل‌ دیکتاتوری‌ تلقی‌ کرد. دکتر مصدق‌ را که‌ تربیت‌ شدة‌ سیستم‌ و نظام‌ سیاسی‌ در غرب‌ بوده‌ است‌ می‌توان‌ پراگماتیستی‌ شناخت‌ که‌ در شرایط‌ متفاوت، مواضعی‌ متفاوت‌ اتخاذ کرده‌ است. در عین‌ حال، شخصیت‌ کاریزماتیک‌ مرحوم‌ دکتر مصدق‌ آنچنان‌ علاقمندانش‌ مجذوب‌ وی‌ کرده‌ بود که‌ بسیاری‌ نکات‌ منفی‌ در زندگی‌ سیاسی‌ او را نادیده‌ می‌گیرند.

پی‌نوشتها:

- به‌ عنوان‌ مثال، مصدق‌ در خاطراتش‌ ماجرای‌ اخاذی‌ عده‌ای‌ از مجاهدین‌ را در جریان‌ سفر به‌ پاریس‌ به‌ دلیل‌ همراهی‌ فرمانفرما با شاه‌ مستبد بیان‌ می‌کند و سخنی‌ نیز در رد‌ ادعای‌ آنان‌ نمی‌گوید. خاطرات‌ و تالمات‌ دکتر مصدق/ ص66
- زن‌ دکتر مصدق، دختر میر سید زین‌العابدین‌ امام‌ جمعه‌ است‌ که‌ از فراماسوهای‌ لژ ملکم‌ خان‌ بوده‌ است. دکتر سیدحسین‌ امامی‌ امام‌ جمعه‌ تهران‌ و از روسای‌ لژ فراماسونیی‌ نیز برادر زاده‌ زن‌ مصدق‌ است. شوهر خواهر دکتر نیز عضدالسلطان‌ از وابستگان‌ تشکیلات‌ ماسونی‌ و معرف‌ او برای‌ ورود به‌ لژ آدمیت‌ است‌ مصدق‌ از همین‌ طریق‌ به‌ خانواده‌ شاهزاده‌ فرمانفرما که‌ از بستگان‌ انگلیسیها در ایران‌ بوده‌ مرتبط‌ شد. سهام‌السلطان‌ بیات‌ که‌ از عمال‌ سابقه‌دار انگلیسیها و نخست‌ وزیر ایران‌ بعد از شهریور 1320 بوده‌ است‌ خواهرزاده‌ مصدق‌ است. دکتر متین‌ دفتری، داماد مصدق‌ و نخست‌ وزیر دوره‌ رضاخان‌ و سناتور دادمی‌ دوران‌ پهلوی‌ بوده‌ و اسناد جاسوسی‌ او از خانه‌ رئیس‌ شرکت‌ نفت‌ ایران‌ و انگلیس‌ کشف‌ گردید. سرتیپ‌ دفتری‌ از عوامل‌ کودتای‌ 28 مرداد نیز برادرزاده‌ دکتر مصدق‌ می‌باشد. قوام‌السلطنه‌ و وثوق‌الدوله‌ پسرخاله‌های‌ وی‌ می‌باشند.
- در یکی‌ از نامه‌ها که‌ به‌ دستخط‌ خود مصدق‌ است‌ چنین‌ آمده‌ است: "اگر عالی‌جناب‌ به‌ طور قطع‌ استعفا دهند همان‌ کسانی‌ که‌ امروز با آمدن‌ شما به‌ تهران‌ و تصدی‌ مقام‌ بالاتر مخالفند زمینه‌ بازگشت‌ شما به‌ تهران‌ را فراهم‌ میسازند. اکنون‌ که‌ وجود مبارک‌ تا بدین‌ حد مورد نیاز هستند بهتر است‌ به‌ شیوه‌ای‌ عمل‌ کنند که‌ خود اینها با درخواست‌ و التماس‌ عالی‌جناب‌ را وارد کابینه‌ کنند...". کتاب‌ مصدق‌ و نیز قدرت/ نوشته‌ همایون‌ کاتوزیان‌ ص28. وی‌ در این‌ زمینه‌ تصدی‌ معاونت‌ قوام‌السلطنه‌ که‌ در آن‌ زمان‌ وزیر مالیه‌ بود می‌گوید: "من‌ هیچ‌ نمی‌خواستم‌ از عضویت‌ کمیسیون‌ تطبیق‌ حوالجات‌ که‌ شغلی‌ بود ملی‌ و آزاد دست‌ بکشم‌ و متصدی‌ کاری‌ شوم‌ که‌ استقلالم‌ از دست‌ برود ولی‌ دو چیز سبب‌ شد که‌ نتوانم‌ به‌ آن‌ کار ادامه‌ دهم: یکی‌ این‌ بود که‌ در کمیسیون‌ از من‌ کار مفیدی‌ ساخته‌ نبود چونکه‌ روزی‌ یک‌ بار درخواست‌ وجه‌ به‌ کمیسیون‌ بیشتر نمی‌رسید و وجوهات‌ دیگر بدون‌ تصدیق‌ کمیسیون‌ از خزانه‌ خارج‌ می‌گردید دیگر اینکه‌ مادرم‌ با مادر خانم‌ قوام‌ دوست‌ بود و من‌ طفل‌ وبدم‌ که‌ یکی‌ از روزها به‌ خانه‌ ما آمد و سکته‌ کرد وبعد از چندی‌ وفات‌ کرد شخصاً‌ هم‌ با قوام‌ دوست‌ بودم‌ و ..." کتاب‌ خاطرات‌ و تالمات‌ دکتر مصدق/ ص‌ 97.
- برای‌ اطلاع‌ بیشتر در این‌ زمینه‌ به‌ کتاب‌ خاطرات‌ و تالمات‌ دکتر مصدق‌ مراجعه‌ شود.
- کتاب‌ مصدق‌ و نبرد قدرت/ کاتوزیان/ ص‌ 23.
- کتاب‌ قصه‌ها و غصه‌ها/ انتشارات‌ فرهنگی‌ قدر ولایت/ جلد /1 ص‌ 71.
- مصدق‌ در مورد عضویت‌ خود در این‌ مجمع‌ می‌نویسد: "چندی‌ بعد از مشروطیت‌ در خانه‌ مستوفی‌الممالک‌ از اهالی‌ آشتیان‌ و گرگان‌ و تفرش‌ مجمع‌ انسانیت‌ تشکیل‌ گردید که‌ مستوفی‌ به‌ ریاست‌ و دو نفر دیگر از جمله‌ من‌ به‌ سمت‌ نواب‌ رئیس‌ انتخاب‌ شدند. سپس‌ نزدیک‌ خانه‌ رئیس‌ محلی‌ اجازه‌ نمودند که‌ جلسات‌ مجمع‌ در آنجا تشکیل‌ می‌شد و مثل‌ انجمنهای‌ دیگر عده‌ای‌ مسلح‌ داشت‌ به‌ نام‌ سرباز ملی‌ تا موقع‌ لزوم‌ از آزادی‌ دفاع‌ کنند." خاطرات‌ و تالمات‌ دکتر مصدق/ نوشته‌ دکتر مصدق/ ص‌ 63.
- مصدق‌ در تقریرات‌ خود چنین‌ می‌گوید: البته‌ هر کسی‌ که‌ وحشت‌ و نگرانی‌ از دستگیری‌ خود داشت‌ برای‌ خود نقشه‌ای‌ کشید و راهی‌ را گرفت‌ و رفت‌ من‌ هم‌ برای‌ اینکه‌ اگر واقعه‌ای‌ رخ‌ دهد بتوانم‌ خود را نجات‌ دهم‌ با مرحوم‌ میرزا یحیی‌ سرخوش‌ منشی‌ سفارت‌ انگلیس‌ که‌ سال‌ها دوستی‌ داشتم‌ و منزل‌ او در خیابان‌ سمت‌ غربی‌ سفارت‌ انگلیس‌ بود مذاکره‌ کردم‌ او به‌ من‌ قول‌ داد که‌ اگر در موقع‌ پیش‌ آمد به‌ منزل‌ او بروم‌ و مخفی‌ شوم‌ از من‌ پذیرایی‌ خواهد کرد. همان‌ منبع/ ص‌ 13.
- وی‌ در این‌ مورد می‌نویسد: حشمت‌الدوله‌ والا تبار منشی‌ مخصوص‌ محمدعلی‌ شاه‌ (که‌ در دربار او از آزادیخواهان‌ حمایت‌ می‌کرد) برای‌ انیکه‌ مرا از نگرانی‌ و تشویش‌ درآورد دستخطی‌ هم‌ برای‌ عضویت‌ من‌ در مجلس‌ مزبور صادر کرد و برایم‌ فرستاد. همان‌ منبع/ ص‌ 63.
- وی‌ در مورد علل‌ این‌ عمل‌ خویش‌ می‌گوید: نظر به‌ اینکه‌ تحصیل‌ تابعیت‌ سوئیس‌ مستلزم‌ ترک‌ تابعیت‌ اصلی‌ نیست‌ و هر واجد شرایطی‌ بدون‌ از دست‌ دادن‌ تابعیت‌ اصلی‌ می‌تواند آنرا تحصیل‌ کند و شرط‌ تحصیل‌ تابعیت‌ هم‌ این‌ بود که‌ درخواست‌ کننده‌ مدت‌ سه‌ سال‌ در سوئیس‌ اقامت‌ کرده‌ و در محل‌ اقامت‌ سابقه‌ بد نداشته‌ باشد از شهربانی‌ نوشاتل‌ تصدیق‌ گرفتم‌ و آن‌ را ضمیمه‌ درخواست‌ نمودم‌ و برای‌ دولت‌ مرکزی‌ سوئیس‌ فرستادم‌ که‌ مورد قبول‌ واقع‌ شد. کتاب‌ خاطرات‌ و تالمات‌ دکتر مصدق/ ص‌ 80.
- وی‌ در خاطرات‌ و تالمات‌ در این‌ باره‌ می‌گوید: در جواب‌ کنسول‌ انگلیس‌ که‌ در مورد سرکوب‌ تنگستانیها مشورت‌ می‌خواست‌ گفتم‌ مگر نبود که‌ جلسه‌ قبل‌ شما گفتید مردم‌ فارس‌ از پلیس‌ جنوب‌ متنفرند و باید کاری‌ بکنیم‌ از این‌ تنفر بکاهیم‌ اکنون‌ می‌خواهید آنرا مامور تنبیه‌ عده‌ای‌ از هموطنان‌ خود بکنید و بر انزجار مردم‌ بیافزایید... از این‌ بیانات‌ مقصودم‌ این‌ نیست‌ که‌ بخواهیم‌ تنگستانیها را از نسبتی‌ که‌ به‌ آنها می‌دهید مبرا کنم... و اما آنچه‌ راجع‌ به‌ شخص‌ من‌ است‌ در اموری‌ که‌ مربوط‌ به‌ ایالت‌ استشما نمی‌باید دخالت‌ کنید از ناامنی‌ راه‌ باید به‌ من‌ شکایت‌ کنید.../ خاطرات‌ و تالمات‌ / ص124.
- در همین‌ رابطه‌ است‌ که‌ وزیر مختار انگلیس‌ در تهران‌ یعنی‌ مستر نورمان‌ برای‌ ادامه‌ ولایت‌ مصدق‌السلطنه‌ وساطت‌ می‌کند و تلگراف‌ زیر را به‌ نخست‌ وزیر ارسال‌ می‌کند. "سفارت‌ انگلیس‌ 4 نوامبر -1920 فدایت‌ شوم
- پس‌ از استعلام‌ از صحت‌ مزاج‌ و تقدیم‌ ارادت‌ زحمت‌ می‌دهد که‌ از قرار تلگرافی‌ که‌ کنسول‌ انگلیس‌ مقیم‌ شیراز مخابره‌ کرده‌اند آقای‌ مصدق‌السلطنه‌ از سقوط‌ کابینه‌ قبلی‌ و تشکیل‌ کابینه‌ جدید قدری‌ مضطربند که‌ مبادا این‌ کابینه‌ در مواقع‌ لازم‌ همراهی‌ و مساعدت‌ مقتضی‌ از ایشان‌ ننمایند و گویا خیال‌ استعفا دارند. از قرار راپورتهایی‌ که‌ از کنسول‌ انگلیس‌ در شیراز می‌رسد حکومت‌ معظم‌ له‌ در شیراز خیلی‌ رضایت‌ بخش‌ بوده‌ اگر حضرت‌ اشرف‌ صلاح‌ بدانند بد نیست‌ که‌ دوستانه‌ تلگرافی‌ به‌ معزی‌ الیه‌ مخابره‌ فرموده‌ خواهش‌ کنید که‌ به‌ حکومت‌ خود باقی‌ بوده‌ و از این‌ خیال‌ منصرف‌ شوند. ایام‌ شوکت‌ مستدام‌ باد
- مستر نورمان/ چهره‌ حقیقی‌ مصدق‌السلطنه/ دکتر آیت/ ص‌ 35.
- وی‌ در قسمتی‌ از نطق‌ خود در مجلس‌ چهاردهم‌ در این‌ مورد می‌گوید: "بنده‌ مامورین‌ خوب‌ از انگلستان‌ دیده‌ام. من‌ مامورین‌ بسیار شریف‌ و وطن‌دوست‌ از انگلستان‌ دیده‌ام. من‌ مذاکراتی‌ در شیراز و در تهران‌ با اینها دارم. دیگر از اشخاصی‌ که‌ من‌ هرگز فراموش‌ نمی‌کنم‌ و هیچوقت‌ مراحم‌ و محبتهای‌ او را از نظر دور نمی‌کنم‌ سرپرستی‌ لورن‌ وزیر مختار انگلیس‌ است‌ که‌ حقیقتاً‌ مرد بزرگ‌ و وطن‌پرستی‌ است‌ که‌ هر وقت‌ من‌ را می‌دید و من‌ راجع‌ به‌ مملکتم‌ با او صحبت‌ می‌کردم‌ و از مصالح‌ ایران‌ به‌ او نظریاتی‌ می‌گفتم‌ می‌گفت‌ من‌ به‌ شما تحسین‌ می‌کنم‌ که‌ شما وطن‌ خود را دوست‌ داری/ روزشمار وقایع‌ تاریخ‌ ایران/ باقر عاقلی/ ج‌ /1 ص‌ 418.
- مصدق‌ خود می‌گوید: "نظر اصلی‌ فریزر این‌ بود که‌ من‌ با دولتی‌ که‌ روی‌ منافع‌ خارجی‌ تشکیل‌ شده‌ بود بسازم‌ و مخالفتم‌ سبب‌ نشود که‌ دیگران‌ به‌ من‌ تاسی‌ کنند و نقشه‌ سیاست‌ خارجی‌ را خنثی‌ نمایند" خاطرات‌ و تالمات‌ / ص‌ 129.
- همان‌ منبع/ ص‌ 139.
- روزشمار وقایع‌ تاریخ‌ ایران/ باقر عاقلی/ ج‌ 1/ 24 خرداد 1302.
- همان‌ منبع/ 28 بهمن‌ 1300.
- خاطرات‌ و تالمات‌ دکتر مصدق/ ص‌ 167.
- روزشمار وقایع‌ تاریخ‌ ایران/ باقر عاقلی/ ج‌ 1/ 26 بهمن‌ 1303.
- روزشمار وقایع‌ تاریخ‌ ایران/ باقر عاقلی/ ج‌ 1/ 13 آذر 1319.
- همان‌ منبع/ 16 اسفند 1322.
- همان‌ منبع/ 7 ابان‌ 1323.
- چهره‌ حقیقی‌ مصدق‌السلطنه/ دکتر آیت/ ص‌ 52.
- همان‌ منبع/ 13 اسفند 1323.
- چهره‌ حقیقی‌ مصدق‌السلطنه/ دکتر آیت/ ص‌ 53.
- همان‌ منبع/ ص‌ 55.
- روزشمار وقایع‌ تاریخ‌ ایران/ باقر عاقلی/ ج‌ 6/ 1 تیر 1329.
- همان‌ منبع/ ص‌ 318.
- همان‌ منبع/ ص‌ 322.
- همان‌ منبع/ ص‌ 322.
- همان‌ منبع/ ص‌ 334.
- همان‌ منبع/ ص‌ 322.
- همان‌ منبع/ ص‌ 336.
- همان‌ منبع/ ص‌ 342.
- همان‌ منبع/ ص‌ 344.
- همان‌ منبع/ ص‌ 345.
- همان‌ منبع/ ص‌ 346.
- همان‌ منبع/ ص‌ 346.
- همان‌ منبع/ ص‌ 349.
- همان‌ منبع/ ص‌ 350.
- همان‌ منبع/ ص‌ 350.
- همان‌ منبع/ ص‌ 350.


راسخون
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 10:41 قبل از ظهر |
ثبت‌نام اينترنتي آزمون سردفتري ازدواج در سايت سازمان سنجش و آموزش كشور

خبرگزاري فارس: ثبت‌نام اينترنتي آزمون سردفتري ازدواج از 21 تا 25 تير در سايت سازمان سنجش و آموزش كشور انجام مي‌شود.


به گزارش خبرگزاري فارس، ثبت‌نام اينترنتي آزمون سردفتري ازدواج در اجراي مفاد نظامنامه انتخاب سردفتري ازدواج و طلاق مصوب سال 1387 و با توجه به اعلام نياز واحدهاي ثبتي سراسر كشور از 21 لغايت 25 تير سال جاري بر روي سايت سازمان سنجش و آموزش كشور به نشاني www.sanjesh.org انجام مي‌گيرد.
به گزارش اداره كل روابط عمومي سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، اين آزمون در دو مرحله كتبي و شفاهي (اختبار) از بين آقايان واجد شرايط سردفتر ازدواج، داراي كارت پايان خدمت نظام وظيفه يا معافيت دائم سربازي و عدم اشتغال در زمان اخذ ابلاغ سردفتري و در تاريخ 23/5/1388 برگزار و محل برگزاري آزمون منحصراً در تهران است كه نشاني حوزه‌هاي برگزاري آزمون و زمان توزيع كارت طي اطلاعيه‌هاي آتي به اطلاع داوطلبان خواهد رسيد.
بر اساس اين گزارش، ثبت نام صرفاً در مهلت ياد شده از طريق سايت اينترنتي سازمان سنجش آموزش كشور به نشاني www.sanjesh.org است لذا از مراجعه حضوري براي تحويل مدارك ثبت‌نام جدا خودداري كنند كه ترتيب اثر داده نخواهد شد.
متن آگهي، اعلام نياز سردفتري و تقاضانامه ثبت‌نام براي اطلاع متقاضيان، به پيوست اين خبر در سايت سازمان به نشاني www.sabt.gov.ir است.
براساس اطلاعيه قبلي سازمان ثبت اسناد و املاك كشور درباره اين آزمون، حدود 1700 نفر براي تأسيس 1700 دفترخانه جديد، پذيرفته خواهند شد

ثبت‌نام اينترنتي آزمون سردفتري ازدواج 88 ثبت‌نام اينترنتي آزمون سردفتري ازدواج 88

+ نوشته شده توسط در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 8:5 بعد از ظهر |

همه روز روزه بودن،

همه شبها نمازکردن

همه سالهاحج نمودن،

سفرحجاز کردن

 زمدینه تا به مکه،

سروپا برهنه رفتن

دو لب از برای  لبیک،

به وظیفه باز کردن

به مساجد ومعابد،

همه اتکاف جستن

زملاهی ومتاهی،

 همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن،

به خدای رازگفتن

ز وجودبی نیازش،

طلب نیاز کردن

به خداکه هیچ یک را،

ثمر آن قدر نباشد

که به روی ناامیدی،

در بسته باز کردن

 

شیخ بهایی

گردآورنده دانشجوی حقوق آبادان

+ نوشته شده توسط در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 12:55 بعد از ظهر |
اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند.

 جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی .
کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد  . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده .
عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است .
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 و ساعت 0:12 قبل از ظهر |
چه می کنه این مهریه!

از آنجا که اصولا چه معنی دارد زن حق و حقوقی داشته باشد و مهریه فقط و فقط برای این است که به زن یاد آوری شود  نسبت به شوهرش مهر و محبت داشته باشد - در حالی که امروزه خانمها به عنوان قوه قهریه از آن استفاده می کنند و شوهران عزیزشان را به مجرد دیدن کوچکترین خطایی ـ مثل تجدید فراش پنهانی ـ به بهانه مهریه می اندازند توی زندان - و در راستای تولید یک جور مهریه جدید به نام "مهریه عندالاستطاعه" که اساسش بر داشتن توانایی مالی مرد استوار است، ما جامعه زنان ، ضمن ابراز انزجار از اخذ این حقی که  برایمان تعیین شده و پس از زدن مشت محکمی به دهان خود، انواع دیگری از مهریه را نیز جهت هرچه بازتر شدن دست مردان عزیز برای نوش جان کردن حقوق حقه خود اعلام می داریم:

* مهریه عند الاستقامه: ابتدا مرد تا می تواند در مقابل پرداخت مهریه استقامت کند.

* مهریه عند الاستعانه: مرد کاسه گدایی به دست گرفته و از نهاد های خیریه و مردم همیشه در صحنه کمک خواسته و مهریه زنش را جفت و جور کند.

* مهریه عند الارتحاله: وقتی مرد بعد از صد و بیست سال عمر با برکت دار فانی را وداع گفت، گور بابای ضرر، یک مقداری از اموالش را به عنوان مهریه و ارثیه و اینها جور کنند بدهند به زنش.

* مهریه عند الاشتباهه: حالا مرد یک اشتباهی کرده و زیر بار تعهدی رفته که عرضه انجامش را نداشته، کاری است که شده. چرا زنش این وسط سود کند؟ به جای دادن مهریه خانم، بیاید مبلغی به ما بدهد تا باز هم در جهت حذف مهریه، طرح هایی بدهیم به چه قشنگی!

* مهریه عند الاستحاضه: ... جان؟ نه... این یکی چندان ربطی نداشت... می دانید که... ما زن ها وقتی از این جور رشحات قلم و ترشحات مغزیمان خرج می کنیم، ناخود آگاه اصطلاحات بی ربطی هم به ذهنمان خطور می کند

آنی دالتون

 این یک دزدی در روز روشن است

نظام آباد

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 12:55 بعد از ظهر |

 

اگه يه دنيا گل خوشبو به ّپات بريزم بازم كمه 
چون پاهات خيلی بو ميده !!!

 

روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی
یكی گفت : جناب ملا ! شما كه دعوت نداشتی چرا آمدی ؟
ملانصرالدین جواب داد : اگر صاحب خانه تكلیف خودش را نمی‌داند. من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن غافل نمی‌شوم.

 

دست و دلباز یه رستوران باز می کنه ولی هر روز ظهر خودش می رفته بیرون غذا می خورده !
می گن : بابا چرا همینجا غذا نمی خوری؟
می گه : آخه پدرسوخته خیلی گرون می ده !!

 

از یارو می پرسن : اسم کوچک جومونگ چیه ؟
می گه : افسانه !

 

به غضنفر گفتن که با کاروان یه جمله بساز 
گفت : توی حمام هیچوقت دوش کاروان رو نمی کنه
 
 

ترک اعتياد به مواد مخدر
با استفاده از روش N.M.B
(ناتوان سازی مالی بيمار)
زير نظر دکتر سارق زاده


 

به پشه می گن : چرا زمستون پیداتون نیست ؟؟؟ 
می گه : نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه

 

یکی می میره میره اون دنیا . 
ازش می پرسن میری بهشت یا جهنم ؟ نگاه می کنه به جهنم می بینه دار و درخت و آب و بلبل و همه چیز مرتبه. 


می گه می رم جهنم .
تا درو باز می کنن می بینه شعله های آتیش از همه جا بلند شده . شاکی می شه می گه این که این طوری نبود .
می گن یه مدت کسی نیومده بود رفته بود رو screen saver.

 

وقتی اومدم چنان حالتو می‌گیرم ،
که نفست بند بیاد
از ترس پاهات بلرزه
همچین آبروتو می‌برم که سرتو بالا نکنی
سوسول من قبض موبایلتم !

 

یک نفر خودشو دار می زنه ، 
میان می بینن بر اثر ضربه مغزی فوت کرده ، 
بررسی می کنن می فهمن خودشو با کش دار زده بوده !

 

به یارو مي گن : U.S.A مخفف چيه ؟
مي گه : يونجه صادراتى اردبيل !

 

غضنفر پسرش کور به دنیا مياد اسمشو می ذاره حيدرمريم زاده !

 

به غضنفر می گن : اذون بگو ... 
می گه : والا چی بگم همه چی از یه نگاه شروع شد !


 

پندی از یك داغ دیده : هرگز به علامت آبی و قرمز روی شیر توالت اعتماد نكن !!!!

 

پرایده داشته از بغل فلكس قورباغه ایه رد می شده ، ازش می پرسه : داداش، چشمات چرا زده از حدقه بیرون ؟!
فلكسه می گه : اگه موتور تورم درمی آوردن می چپوندن ... تو هم چشمات می زد از حدقه بیرون
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 9:56 قبل از ظهر |

مصاحبه با مهين قديري ( قاتل سريالي زنان قزويني)

 
بازخواني جنايات نخستين قاتل سريالي زن

نخستين قاتل سريالي زن ايران؛ اين عنواني است كه به زني 32 ساله به نام مهين اختصاص يافته است. او با كشتن 5 زن و يك مرد در قزوين افكار عمومي را به شدت تحت تاثير قرار داد و جوي مملو از رعب و وحشت را در اين شهر حاكم كرد اما با تحقيقات گسترده پليس و دادسرا در زماني كم دستگير شد. در حالي كه در بسياري از كشورها شناسايي و دستگيري قاتلان سريالي سال‌ها زمان مي‌برد و حتي گاه جنايتكاران مثل زودياك ـ قاتل سريالي معروف در آمريكا ـ هرگز به دام نمي‌افتند، هم قاتل سريالي قزوين طي 4 ماه شناسايي و بازداشت شد.

اين زن اعتراف كرد از بهمن ماه پارسال تا ارديبهشت سال جاري 5 زن را كشته و علاوه بر اين در سال 85 نيز صاحبخانه خود را كه مردي مسن بود به كام مرگ كشانده است. دستگيري نخستين قاتل سريالي زن در ايران علاوه بر بعد قضايي و انتظامي از حيث ريشه‌يابي جنايت‌ها نيز بسيار حائز اهميت است. البته هنوز تحقيقات در اين پرونده به پايان نرسيده و كارآگاهان در تلاش هستند به اين نكته پي ببرند كه آيا متهم در قتل‌هاي ديگري نيز دست داشته است يا خير و آيا ناگفته‌هاي ديگري دارد؟

مهين كيست؟

مهين در خانواده‌اي با وضع مالي متوسط زندگي مي‌كرد. او چهار خواهر و يك برادر دارد و 18 سال پيش با مردي كه راننده خودروهاي سنگين بود ازدواج كرد و يك سال بعد اولين دخترشان به دنيا آمد. 10 سال پس از تولد فرزند اول اين زوج صاحب دختر ديگري شدند كه از معلوليت ذهني رنج مي‌برد و مراقبت از او هزينه‌هاي زيادي را در پي داشت. در اين بين مهين به عنوان تعليم‌دهنده رانندگي مشغول به كار شد اما درآمد او كفاف مخارج‌شان را نمي‌داد چرا كه شوهر وي به مواد مـخـدر آلـوده شـده بـود. او عـلاوه بـر اين كه ديگر نمي‌توانست مانند گذشته كار كند بايد بخشي از درآمد خانواده را نيز صرف خريد مواد مي‌كرد. از آن به بعد بود كه زن جوان گرفتار مشكلات مالي شد و شروع به قرض گرفتن مبالغ كلان كرد. به گفته فرزين افروز ـ بازپرس شعبه دوم دادسراي قزوين كه مسووليت رسيدگي به قتل‌هاي سريالي را برعهده دارد ـ مهين زني بسيار باهوش، عاطفي و فعال است. با اين وجود از هوش و توانايي‌هاي خود بهره درست نبرد. بازپرس افروز مي‌گويد: اين زن در كودكي مشكلاتي داشت كه پس از ازدواج تشديد شد و زمينه ارتكاب قتل‌‌ها را به وجود آورد. مشكل مالي و نبود روابط صحيح زناشويي از جمله مسائلي بود كه مهين از آن رنج مي‌برد. سردارهدايتي ـ فرمانده انتظامي استان قزوين ـ نيز مي‌گويد: اين زن به اختلال شخصيتي، جنون آني و مشكلات عاطفي مبتلاست.



مصاحبه گزارشگربا مهین

انگیزه اصلی ات از ارتکاب به این شش قتل چه بود؟

مشکلات و تنگناهای مالی اصلی ترین انگیزه ام بود با وجود اینکه در منطقهای کار هم می کردم اما نتوانسته بودم مشکلات مالیام را حل کنم . یک شرکت قلابی که اصلا وجود خارجی نداشت مرا به این مخمصه انداخت. برای گرفتن امتیاز وام فردی از من چکهای متعددی گرفته بود و به رغم اینکه وام را نگرفتم بیست و پنج میلیون چک مرا به اجرا گذاشت.

. شیوه ارتکاب به قتل ها را از کجا الگو گرفته بودید؟

به طور مشخص از جای خاصی نبود اما سریال ها و فیلم ها یی که می دیدم و بعضا برخی داستان های مجلات و روزنامه ها باعث شد از این راه زنان را به قتل برسانم.

. باور اینکه مهین به عنوان مادر دو دختر به تنهایی این قتل ها را مرتکب شده باشد کمی برای عامه مردم سخت بود . شایع بوده که همدستانی هم دارید؟

انسان در شرایط مختلف دست به کارهای متفاوتی می زند. شاید همه ما فکر کنیم هرگز مرتکب این جنایت نشویم ولی من هم مثل همه مردم هستم . وقتی گیر بکنی و تحت فشار قرار بگیری دست به کارهایی می زنی که باورش برای مردم خیلی سخت است. مثلا الان یک خانمی در زندان به دلیل اینکه از خودش در برابر تجاوز یک جوان دفاع کرده و او را کشته در آستانه اعدام قرار دارد و یا.. همدستی نداشتم و همه کارها را خودم به تنهایی انجام می دادم. این موضوع هم زاده ذهن برخی رسانه هاست.

. قربانیان را چگونه انتخاب می کردید؟

خانمهای مسن را انتخاب می کردم کسانی که دیگر نوه نتیجه شان را هم دیده اند و زیاد چشمشان به دنبال دنیا نیست! خانم هایی که ویترین طلافروشی هستند و به عنوان یک ویترین زنده سیار با طلاهای آویزان کرده به خودشان دل کسانی که ندارند می سوزانند.

. اولین بار چه موقع به ذهنتان رسید که برای امر معاش و حل مشکلاتتان مرتکب قتل شوید؟

اولا که برای امر معاش نبود و من به کسی بدهکار بودم و چک دست طلبکار داشتم . از جایی هم نمی توانستم آن را تامین کنم . به همین دلیل قتل اول را انجام دادم و دو قتل دیگر را هم. حتی مبالغ را عینا تحویل طلبکار می دادم، ‌اجازه نمی دادم زره ای از این پولها به چرخه زندگی روزمره ام وارد شود.

. در به وجود آمدن این شرایط چه کسی بیشترین نقش را داشت؟

خودم که مقصر اصلی ام. اما اگر مادرم ارثیه پدری ام را می داد مشکلات مالی نمی توانست من را به اینجا بکشاند. شوهرم به عنوان یک مرد و شریک زندگی وظیفه اش را به درستی انجام نداد. معتاد بود وبسیاری مشکلات دیگر که گفتنش اینجا درست نیست!

. در مورد دخترانتان بگویید. الان کجا هستند؟

دختر کوچکم دچار بیماری CB است. او همراه خواهرش نزد عمویشان زندگی می کنند.

. پس از اولین اعترافات گفته بودید که امشب راحت تر می خوابید. قبل از آن شب وضعیتتان چطور بود؟

شبها همیشه مقتولین به خوابم می آمدند و عذاب وجدان شدیدی داشتم. اما آن شب که اعتراف کردم راحت خوابیدم احساس می کردم بار سنگینی از دوشم برداشته شد و دیگر کسی به خوابم نمیآید.

. همسایه های شما همگی تاکید می کنند که آدم بی آزاری هستید و اصلا باورشان نمیشد که مهین قدیری این جنایت را مرتکب شده. خودتان باور می کنید که این قتلها را انجام داده باشید؟

مردم مخصوصا روزنامه ها از من یک غول بی شاخ و دم ساختند و فکر میکنند مهین یک عجوبه یا انسانی است که از کره مریخ آمده اما واقعیت این است که من هنوز خودم هم نمیتوانم باور کنم که مرتکب این جنایت شدم. همه چیز به یک خواب شباهت دارد. حتی خانواده و دوستانم هنوز شوکه هستند . باور این موضوع برایشان مشکل است.

. هنگام قتل ها هیچ واهمه ای نداشتید؟

به خدا دوبار می مردم و زنده می شدم. هنگامی که موعد چک ها می رسید مجبور می شدم دست به کار بشم تصمیم گرفتن خیلی سخت بود ولی ناچار بودم.

. تا کی میخواستید این قتلها را ادامه بدهید؟

تا زمانی که چک هایم پاس شود قتلها را ادامه می دادم و منتظر بودم فرجی حاصل شود و یک جوری از این مخمصه نجات پیدا کنم.

. چرا امامزاده چهار انبیا را برای شکار قربانیان انتخاب کردید؟

قصد جسارت به امامزاده ها را نداشتم اما به علت شلوغ بودن امامزاده و همچنین نوع افرادی که من انتخاب می کردم جای خیلی مناسبی بود.

. شما خودت مادر هستی لحظه ای به این فکر نکردید که اینها هم مادر هستند و بچه دارند و فرزندانشان منتظر آمدن مادرشان هستند؟

به همه موارد فکر کردم اما به این هم فکر کردم که من هم مادرم . حق دارم که در این جامعه حداقلها را داشته باشم که از بین رفته بود. البته آدم خودخواهی هم هستم.

. اگر قاضی بودید چه حکمی برای خودت تعیین می کردید؟

خودم را شش بار اعدام می کردم.

. چه صحبتی با اولیای دم دارید؟

از همه شان عذر خواهی و طلب بخشش می کنم. در تنهایی فکر می کردم چرا روز مادر کنار بچه هایم نیستم و بعد به این نتیجه رسیدم من مادرهای زیادی را از دیدن روز مادر محروم کردم و از همه طلب آمرزش و بخشش می کنم و تصور می کنم که خانواده های بسیار مؤمن و نجیبی هستند.



منبع خبر : عصر ايران - http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=77190


+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 5:36 قبل از ظهر |

 

سندعبارت است ازهرنوشته که درمقام دعوا یا دفاع قابل استناد باشد اصولا سند بر دونوع است یا سند رسمی است یا عادی ست.

طبق ماده1287قانون مدنی (اسنادی که دراداره ثبت واسناد واملاک یا دفاتراسناد رسمی ویا نزد سایر مامورین رسمی درحدودصلاحیت آنها وبرطبق مقررات قانونی تنظیم شده باشد رسمی است )بنابراین غیرازاسناد مذکوردراین ماده عادی بشمارمی آید. دراین ماده منظورازسایرمامورین رسمی،اشخاصی از قبیل سردفترازدواج وطلاق وسردفتراسناد رسمی است وهمچنین منظوراز درحدود صلاحیت مامورین رسمی این است که به عنوان مثال، سردفترثبت اسناد رسمی ،مطابق قانون صلاحیت ندارد که واقعه ی ازدواج را به ثبت برساند .

اسناد رسمی درباره ی طرفین و وراث وقائم مقام آنان همچنین در مقابل اسناد رسمی یا اسنادی  که اعتباراسناد رسمی را دارند انکار و تردید مسموع نیست وطرف می تواند ادعای جعلیت نسبت به اسناد مذبور کند یا ثابت نماید که اسناد مذبور به جهتی از جهات قانونی ازاعتبار افتاده است.

هر گاه سند به وسیله یکی از مامورین رسمی تنظیم اسناد تهیه شده، لیکن مامورصلاحیت تنظیم آن سند را نداشته ویا رعایت ترتیبات مقرره ی قانونی را در تنظیم سند نکرده  باشد سند مذبور را صورتی که دارای امضاء یا مهر طرف باشد ، عادی است.

دراسنادرسمی ،تاریخ تنظیم معتبر است، حتی برعلیه اشخاص ثالث ، ولی در اسناد عادی تاریخ فقط درباره ی اشخاص که شرکت در تنظیم انها داشته و ورثه ی آنها وکسی که به نفع او وصیت شده معتبراست.ماده 207 قانون آیین دارسی مدنی مقرر می دارد (سندی که در داداگاه ابراز می شود ، ممکن است به نفع طرف مقابل دلیل باشد، در این صورت ،هرگاه طرف مقابل به آنها استناد نماید ،ابراز کننده ی سند ، حق ندارد آن را پس بگیرد و یا از دادگاه درخواست نماید، سند را نادیده بگیرد.)

هر گاه سند معینی که مدرک ادعا یا اظهار یکی از طرفین است نزد طرف دیگر، به درخواست طرف،باید آن سند، ابراز شود، هر گاه طرف مقابل به وجود سند نزد خود اعتراف کند ولی از ابراز آن امتناع نماید ،دادگاه می تواند آن را از جمله قرائن مثبته بداند. هرگاه سند یا اطلاعات دیگری که مربوط به مورد دعوا است در ادارات دولتی یا بانکها یا شهرداری هایا موسساتی که با سرمایه دولت تاسیس  واداره می شوند، موجود باشد ودادگاه آن را موثر در موضوع تشخیص دهد،به در خواست یکی از اصحاب دعوا به طورکتبی به اداره یاسازمان مربوطه،ارسال رو نوشت سند یااطلاع لازم را باذکر موعد،مقرر می دارد.اداره یا سازمان مربوطه مکلف است، فوری دستوردادگاه را انجام دهد،مگر این که ابزار سند با مصالح سیاسی کشوریا نظم عمومی منافات داشته باشد که دراین صورت، باید مراتب یا توضیح لازم به دادگاه اعلام شود.چنانچه دادگاه موافقت نمود،جوازعدم ابراز سند محرز خواهد شد،در غیر این صورت،بایدبه نحو مقتضی سند به دادگاه ارائه شود. در صورت امتناع شخص متخلف پس از احراز تخلف به انفصال از خدمات دولتی از شش ماه تایک سال محکوم  می شود .

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 3:12 بعد از ظهر |
 

سند و استفاده آن در دادگاه؟

 

بررسي قانون نفقه

 

  سن ازدواج وسن بلوغ چند سالگی است؟

+ نوشته شده توسط در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 و ساعت 3:45 بعد از ظهر |

 

شايد بسياري از جوانان بگويند ، ملا نصر الدين ديگه چيه و اين قصه ها ديگه قديمي شده. ولي بايد گفت كه ملا نصرالدين متعلق به كشور ما و يا مشرق زمين نيست . او متعلق به قديم نيست . او شخصيتي است كه داستان هايش تمامي ندارد و هنوز كه هنوز است حكايات با مزه اي كه اتفاق مي افتد را به او نسبت مي دهند. و حتي او را با موضوعات امروزي مثل موسيقي جاز، راديو و تلفن همساز كرده اند. در كشور هاي آمريكايي و روسيه او را بيشتر با شخصيتي بذله گو و داراي مقام والاي فلسفي مي شناسند.به هر حال او سمبلي است از فردي كه گاه ساده لوح و احمق و گاه عالم و آگاه و حاضر جواب است.

 

1-حاضر جوابي ملا:

روزي ملا به ميدان مال فروشان رفته بود تا خر بخرد .جمع زيادي از دهاتي ها آن جا بودند و بازار خر فروشي رواج داشت. در اين بين مردي كه ادعاي نكته سنجي مي كرد با خري كه بار ميوه داشت از آن جا مي گذشت خواست كمي سر به سر ملا بگذارد پس گفت: در اين ميدان به جز دهاتي و خر چيز ديگري پيدا نمي شود. ملا پرسيد: شما دهاتي هستيد؟ مرد گفت: خير . ملا گفت: پس معلوم شد كه چه هستيد!

 

2-با انصافي ملا:

ملا مقداري چغندر و هويج و شلغم و ترب و سبزيجات مختلف ديگر خريد و در خورجيني ريخته و آن را به دوش انداخت. بعد سوار خر شد و به طرف خانه روان شد. يكي از دوستانش كه آن حال را ديد پرسيد: ملا جان چرا خورجين را به ترك خر نمي اندازي؟ ملا جواب داد : دوست عزيز آخر من مرد منصفي هستم و خدا را خوش نمي آيد كه هم خودم سوار خر باشم و هم خورجين را روي حيوان بيندازم!

 

3-ادعاي عالم بودن:

شخصي كه ادعاي معلومات بسيار داشت روزي در مجلسي كه ملا هم آن جا بود داد سخن مي داد و اظهار وجود مي كرد و خود را برتر از همه مي پنداشت. ملا كه از دست لاف و گزاف او به تنگ آمده بود پرسيد: اين معلومات را از كجا فرا گرفته اي؟ آن مرد گفت: از كتاب هاي بسياري كه مطالعه كرده ام. ملا گفت: مثلا" چند كتاب خوانده اي ؟ آن شخص گفت:به قدر موهاي سرم.ملا كه مي دانست آن شخص كچل است و حتي يك تار مو هم به سر ندارد ، ذربيني از جيب در آورد و بعد از برداشتن كلاه او ذربين را روي كله بي موي او گرفت و پس از دقت بسيار گفت: معلومات آقا هم معلوم شد چقدر است!!

 

4-زن زشت:

همسايه هاي ملا او گول زده و زن زشتي را به او تحميل نمودن. پس از عروسي وقتي ملا خواست از خانه بيرون رود آن زن گفت: خوب بود به من مي گفتي كه هر يك از نزديكان و دوستانت را چه قسم احترام به گزارم و دوست داشته باشم. ملا گفت: سعي كن از من يكي بدت بيايد، باقي را خود داني هر كه را مي خواهي دوست داشته باشي مهم نيست!

 

5-مردن ملا:

روزي ملا از زنش پرسيد: از كجا معلوم مي شود كه يك نفر مرده است؟ زنش جواب داد: اولين علامت اين است كه دست و پاي او سرد مي شود. چند روز بعد كه ملا براي آوردن هيزم به جنگل رفته بود هوا خيلي سرد بود، دست و پايش يخ كرد.ناگهان به ياد گفته زنش افتاد و با خود گفت: نكند كه من مرده باشم و خودم خبر ندارم.براثر اين فكر خودش را به زمين انداخت و مانند مردگان دراز به دراز خوابيد. اتفاقا" يك دسته گرگ گرسنه از راه رسيدند و اول به سراغ خر رفته و آن حيوان زبان بسته را از هم دريده و مشغول خوردن شدند. ملا آهسته سر خود را بلند كرد و گفت: حيف كه مرده ام و گر نه به شما حالي مي كردم كه خوردن خر مردم اين قدر ها هم بي حساب نيست!

 

6-خر بد ادا:

روزي ملا خر خود را به بازار برد تا بفروشد، ولي هر مشتري كه داوطلب خريدن آن درازگوش مي شد. اگر از جلو مي آمد خر مي خواست او را گاز بگيرد و اگر از عقب مي رفت به آن لگد مي زد. شخصي به ملا گفت : با اين بد ادايي هايي كه اين حيوان از خود در مي آورد هيچ كس خريدارش نمي شود. ملا گفت: من هم براي همين اين حيوان را به بازار آورده ام تا مردم بدانند كه من از دست اين حيون چه مي كشم!

 

7-قضاوت ملا:

دو نفر به شراكت شتري خريدند. يكي دو ثلث قيمت و ديگري ثلث قيمت آن را پرداخته و قرار گذاشتند كه منفعت را هم به تناسب سرمايه قسمت كنند.اتفاقا" شتر با بار در صحرا گرفتار سيل شد و از بين رفت. در نتيجه بين شركا نزاع در گرفت و صاحب دو ثلث كه مرد ثروتمندي بود از شريكش دست بردار نبود و از وي خسارت مي طلبيد. عاقبت كارشان به محضر قاضي كشيده شد و هر دو نفر نزد ملا كه بر مسند قضاوت نشسته بود رفتند.ملا پس از شنيدن ادعاي طرفين چون وضعيت را حس كرد چنين راي داد : چون دو سهم صاحب دو ثلث سنگيني كرده و باعث غرق شتر در سيل گشته است، او بايستي سهم طرف ديگر را به پردازد!

 

8-ملا و گدا:

روزي ملا در بالاخانه بود كه صداي در خانه بلند شد.ملا از بالا پرسيد:كيست؟كسي كه در مي زد، گفت بي زحمت بياييد پايين در را باز كنيد.ملا پايين آمد و در را باز كرد . چشمش به گدايي افتاد كه گفت: محض رضاي خدا يك لقمه نان به من بده. ملا گفت: با من بيا بالا. مرد فقير به دنبال ملا از پله ها بالا رفت، چون به بالاخانه رسيدند ملا گفت: خدا بدهد، چيزي ندارم. گدا گفت: خوب مرد حسابي تو كه نمي خواستي چيزي به من بدهي چرا همان پايين به من نگفتي و از اين همه پله مرا بالا آوردي!؟ ملا گفت: تو كه چيزي مي خواستي ، چرا از همان پايين نگفتي و مرا تا دم در كشاندي؟!

 

9-گمشدن خورجين ملا:

روزي ملا از دهي عبور مي كرد خورجينش را از روي الاغش ربودند. ملا هم اهل آن آبادي را جمع كرد و گفت : يا خورجين مرا پيدا مي كنيد يا كاري را كه نبايد بكنم خواهم كرد. دهاتي هاي ساده دل با هزار زحمت خورجين ملا را پيدا كردند و به او دادند. وقتي ملا مي خواست برود كدخدا از او پرسيد: ملا جان، اگر خورجينت پيدا نمي شد چه مي كردي؟ ملا جواب داد: هيچ، گليمي را كه در خانه دارم پاره مي كردم و خورجين ديگري براي الاغم مي دوختم!

 

10-گردن بند:

ملا هميشه از دست اذيت هاي دو زن خود در عذاب و ناراحتي به سر مي برد . روزي براي جلب محبت و آسودگي از دست و زبان آن ها دو عدد گردن بند خريد و هر كدام را به يكي از آن ها داد و سفارش كرد ديگري نفهمد، ولي پس از چند روز باز زن ها تصميم گرفتند او را وادار سازند كه اقرار كند به كدام يك بيشتر محبت دارد. ملا كه مي دانست آن ها قضيه گردن بند را به همديگر نگفته اند ، فكري به خاطرش رسيد و گفت: من به آن كسي كه گردن بند داده ام بيشتر علاقمندم. با اين جواب هر دو راضي و خوش حال شدند. زيرا هر يك خيال مي كرد كه تنها خودش گردن بند را از ملا گرفته است.

 

11-لحاف ملا:

شبي از شب هاي سرد زمستان ملا خوابيده بود كه ناگاه سر و صداي زيادي از كوچه به گوشش رسيد. ملا براي اين كه ببيند چه خبر است لحافش را به دور خود پيچيد و به كوچه رفت . اتفاقا" رندي دست انداخت و لحاف ملا را از دوش او بر داشت و فرار كرد و در همين بين غائله دعوا نيز خوابيد. ملا كه چنين ديد، بدون لحاف به خانه برگشت. زنش پرسيد: اين سر و صدا براي چه بود و مردم چرا دعوا مي كردند؟ ملا گفت : چيزي نبود تمام دعوا بر سر لحاف من بود!

 

12-دم الاغ ملا:

روزي ملا الاغ خود را به بازار برد تا بفروشد. در بين راه الاغ در لجن زاري افتاد و دمش كثيف شد. ملا با خود گفت: اگر الاغ را با اين دم كثيف به بازار ببرم ممكن است خوب نخرند. و با اين خيال دم الاغ زبان بسته را بريد و در خورجين نهاد. چون به ميدان مال فروشان رسيد شخصي مشتري الاغ شد وقتي با دقت اعضاي حيوان را نگاه كرد متوجه دم بريده آن شد و گفت: اين الاغ هيچ عيبي ندارد الا اين كه دمش را بريده اند و من الاغ بي دم نمي پسندم. ملا با عجله گفت: شما اول معامله را تمام كنيد و از بابت دم نگراني نداشته باشيد من آن را از خورجين در آورده به شما تقديم مي كنم.

 

13-شمردن الاغ:

گويند روزي ملا نصرالدين ده تا خر داشت. روزي بر يكي از آن ها سوار شد و بقيه خر ها را شمرد چون خري را كه خود سوار بر آن بود نمي شمرد ديد تعداد آن ها نه تا است سپس پياده شد و شمارش كرد ديد ده تا درست است . چندين بار سواره و پياده آن ها را شمرد همان نتيجه اول به دست مي آمد كاملا" گيج شده بود و علت را نمي فهميد. عاقبت پياده شده و گفت: اين خرسواري به گم شدن يك خر نمي ارزد!!

 

14-دل درد زن ملا:

زن ملا دل درد شديدي گرفت و ملا براي آوردن طبيب بيرون رفت. چون به كوچه رسيد زنش از پنجره گفت : دلم آرام گرفت، طبيب لازم نيست. ملا به حرف او گوش نداد و به خانه طبيب رفت و او را از اندرون بيرون كشيد و گفت: زن من دل درد شديدي گرفته بود ومن براي آوردن شما مي آمدم كه از پنجره صدا كرد دلم آرام گرفته و به طبيب احتياجي نيست. من هم آمدم كه به شما اطلاع دهم كه به آمدن شما نيازي نيست!

 

15-الاغ گمشده:

ملا الاغش را گم كرده بود و در كوچه و بازار دنبال آن مي گشت و خدا را شكر مي كرد . وقتي علت شكر را از او پرسيدن ، جواب داد : براي اين كه اگر من هم سوار آن بودم حالا بايد ديگري دنبال من و الاغ مي گشت.

 

16-سركه ي هفت ساله:

شخصي نزد ملا آمد و پرسيد : مي گويند شما سركه هفت ساله داريد آيا راست است؟ملا جواب داد بله ، آن شخص گفت: خواهش مي كنم يك كاسه به من بدهيد.ملا گفت: عجب ، اگر مي خواستم آن را به هر كس بدهم كه يك ماه هم نمي ماند و هفت ساله نمي شد.!

 

17-قرباني:

ملا پيراهنش را روي طناب بالاي بام آويخته بود. اتفاقا" باد سختي وزيد و پيراهن را به ميان حياط انداخت. ملا به زنش گفت: بايستي گوسفندي قرباني كنيم. وقتي زنش علت اين كار را پرسيد ملا گفت : براي اين كه من ميان پيراهن نبودم و گرنه چيزي از من باقي نمي ماند.

 

18-مزد حمالي:

روزي ملا باري به دوش حمالي گذاشت كه همراهش به منزل بياورد. دربين راه حمال گم شد و هر چه گشت او را نيافت تا ده روز كارش جستجوي او بود بالاخره روز دهم با جمعي از دوستانش از كوچه مي گذشتند كه چشمش به آن حمال افتاد كه بار ديگري به دوش دارد به دوستانش گفت: اين همان حمال است كه من در تعقيبش هستم . ولي بدون اين كه به حمال حرفي بزند، از آن جا دور شد . دوستانش پرسيدند: چرا از حمال باز خواست نكردي و بارت را مطالبه ننمودي ؟ گفت: فكر كردم اگر اجرت اين ده روز حمالي را از من بخواهد چه كنم؟

 

19-كلاغ و صابون:

روزي زن ملا رخت مي شست كه ناگهان كلاغي صابون را برداشت و بالاي درختي برد. ملا را صدا زد و گفت:بيا كلاغ صابون را برد. ملا با بي اعتنايي گفت: مي بيني كه لباس بچه كلاغ از ما سياه تر است، پس احتياج او به صابون بيشتر است.

 

20-لباس نو:

روزي ملا به ضيافتي رفت و چون لباس هاي كهنه و معمولي خود را پوشيده بود كسي به او اعتنايي نكرد و محل مناسبي به او نشان نداد.ملا ملتفت اين امر شده. آهسته از آن جا بيرون آمد و به خانه خويش رفت لباس فاخري پوشيد و مراجعت نمود. اين بار صاحب خانه با احترام تمام از او پذيرايي نمود و او را در صدر مجلس نشاند.چون هنگام نهار شد و مهمانان بر سر سفره حاضر شدند ملا آستين لباسش را به غذا نزديك كرد و گفت:( آستين نو بخور پلو .) حاضرين تعجب كردند و سبب را جويا شدند.ملا گفت: چون در اين جا به لباس من احترام گذاشتند ، نه به خود من، پس بنابراين لباس من بايد غذا بخورد نه من!!

 

21-نقل مكان:

شبي ملا در خانه خود خفته بود كه دزدي كم روزي وارد شد ، مختصر اثاثيه او را جمع كرد و به دوش كشيد و بيرون رفت. ملا نيز بر خاست و رختخواب را بر داشت و دنبال دزد به راه افتاد تا هر دو وارد منزل دزد شدند. دزد او را ديد و با تشدد گفت : اين جا چه مي كني ؟ ملا گفت: هيچ، بنده تغيير منزل داده ام ، اجرت حمالي شما نيز حاضر است.

 

22-شكر خدا:

شبي ملا به حياط رفت، ديد دزدي در گوشه حياط ايستاده. زنش را صدا زد و تير و كمانش را خواست . زن آن را آورد و ملا تيري به جانب دزد رها كرد و گفت:ديگر تا صبح كاري ندارم.چون صبح شد ملا به سراغ دزد آمد، ديد دزد همان قباي خودش است كه به ميخ آويزان بوده و تير هم به قبا خورده و آن را سوراخ كرده است.پس به زنش گفت: شكر خدا كن كه خودم در ميان قبا نبودم و گر نه من هم به جاي دزد مرده بودم.

 

23-معما:

روزي شخصي تخم مرغي در دست خود پنهان كرد و از ملا پرسيد: اگر گفتي در دست من چيست آن را به خودت مي دهم تا با آن خاگينه درست كني و بخوري. ملا گفت: قدري راهنمايي كن. آن شخص گفت: از مشخصات آن اين است كه اطرافش سفيد و داخل آن سفيدي ، زرد رنگ است. ملا پس از كمي فكر كردن گفت: فهميدم، شلغمي است كه درون آن را خالي كرده و در آن هويج كار گذاشته اند.

 

24-تجارت ملا:

روزي ملا از بازار عبور مي كرد، از او پرسيدند كه امروز سوم ماه است يا چهارم؟ گفت: نمي دانم، چون مدتي است كه تجارت ماه نكرده ام!

 

25-شما چرا:

روزي ملا كنار نهر آبي نشسته بود كه ده نفر نابينا به او رسيدند و گفتند: در مقابل دريافت نفري يك دينار ما را از نهر بگذران.ملا 9 نفر را رد كرد و هنگامي كه داشت نفر آخري را از آب مي گذراند ناگهان نابيناي بيچاره داخل آب افتاد. با سر و صداي او بقيه متوجه غرق شدن او گرديدند و بانگ بر آوردند كه چرا مواظب نبودي و موجب غرق شدن برادر ما گرديدي؟ ملا در جواب گفت: من يك دينار ضرر كرده ام شما چرا ناراحتيد و داد و فرياد راه انداخته ايد؟!!

 

26-ماه كهنه:

شخصي از ملا سئوال كرد : اين ماهي كه هر ماه نو مي شود، كهنه ي آن را چه مي كنند؟ملا در جواب گفت:اي احمق، هنوز اين مطلب را نفهميده اي؟ماه هاي كهنه را خرد مي كنند و با آن اين ستاره ها را مي سازند كه در آسمان است

27-بسيار بد:

روزي ملا بر سر سفره امير حاضر بود پس از صرف غذا امير از ملا پرسيد:چگونه غذايي بود؟ ملا گفت: بسيار بد. امير فرمان داد تا او را بزنند. ملا به فرياد در آمد كه براي يك بار بد بود. ولي اگر بار ديگر بخورم بسيار غذاي لذيذي است. امير او را بخشيد و مقرر كرد تا شام هم به او بدهند.

28-وزن گربه:

روزي ملا سه كيلو گوشت خريد و به خانه برد كه زنش غذايي درست كند. زن ملا گوشت را كباب كرد و با زن همسايه با فراغت خوردند . چون ملا به خانه آمد و غذا خواست زنش گفت: مرا ببخش كه غافل شدم و گربه تمام گوشت ها را خورد. ملا گربه را گرفت و در ترازو گذاشت و ديد سه كيلو بيشتر نيست پس خطاب به زنش گفت: اي بد جنس اين وزن سه كيلو گوشت ، پس وزن گربه كجاست؟!

29-پشيماني:

شبي ملا در خواب ديد كه كسي 9 دينار به او مي دهد. ملا به او گفت: كه الاكرام بالاتمام ، ده دينارش كن . در اين اثنا از خواب بيدار شد و چيزي در دست خود نديد. از گفته خود پشيمان شد. فورا" چشم بر هم نهاد و دستش را دراز كرد و گفت: همان 9 دينار را بده قبول دارم.

 گرداورند دانشجوی حقوق آبادان

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 7:42 بعد از ظهر |

حکایتی طنز

جمعیتی در مکانی شخصی را امام خود قرار دادند و پشت سر او نماز می خواندند . اتفاقا فردی وارد شد . وقتی امام جماعت را دید که  حتی از حسن ظاهری مخالف ودیگر شرایط امام جماعت بر خوردار نبود، به افراد اعتراض کرد که شما پشت سر شخصی نماز می خوانید که مرتکب گناهان کبیره و صغیره می شود وحال آنکه این نماز صحیح نیست.

مامومین در جواب گفتند :ما او را قبول نداریم ، اما برای اینکه کفشهایمان را ندزدد در جلوی خود قرار دادیم که کفشهایمان محفوظ بماند.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 7:33 بعد از ظهر |

در سال قحط که مردم سخت در فشار و مضیقه بودند ، یکی از دانشجویان دینی ( طلبه) ماده سگی را دید وکه بچه هایش به پستان او آویخته اند. هر قدر ماده سگ می خواست بر خیزد ، از ضعف  نمی توانست نیرو و حرکت خود را از دست داده بود . دانشجو دلش بر وضع آن حیوان بسیار سوخت و  غریزه ی ترحم و حسن معاونت در او تحریک شد . چون چیزی نداشت که به او بدهد ، ناچار کتاب خود را فروخت و نان تهیه کرد و پیش او انداخت. سگ رو به طرف آسمان نمود ، دو قطره اشک تشکر خود را فرو ریخت . دانشجو در شب خواب دید به او گفتند :( دیگر زحمت تحصیل و رنج مطالعه را به خود مده ). انا اعطیناک من الدنا علما ، ما به تو از جانب خود دانش اضافه کردیم .

 گرداورند توسط دانشجوی حقوق  آبادان

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 7:30 بعد از ظهر |
آيت الله سيد محمود هاشمي شاهرودي طي بخشنامه‌اي به واحدهاي قضايي سراسر كشور دستور برخورد جدي با عوامل توسعه شبكه‌هاي ماهواره‌اي مخالف نظام صادر كرد.

به گزارش روابط عمومي قوه قضائيه، آيت الله سيد محمود هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه بخشنامه‌اي درخصوص برخورد جدي با توسعه روزافزون شبكه‌‌هاي ماهواره‌اي مخالف نظام به واحدهايي قضايي سراسر كشور صادر كرد.

متن كامل اين بخشنامه به شرح ذيل است:

«به واحدهاي قضايي سراسر كشور»

توسعه كمي و كيفي روزافزون شبكه‌هاي ماهواره‌اي مخالف نظام مستلزم اقدامات جدي در جهت برخورد با اين پديده است لذا مقتضي است رؤساي كل محترم دادگستري استان‌ها و قضات سراسر كشور موارد ذيل را مدنظر قراردهند؛

1- رؤساي كل دادگستري استان‌ها مكلفند شعبي از دادسرا و محاكم جزايي مركز استان را جهت رسيدگي به پرونده‌هاي مذكور با تصدي قضات مجرب به صورت تخصصي درنظر بگيرند و ترتيبي اتخاذ نمايند كه متصديان امر قضا در رسيدگي به پرونده‌هاي مذكور از نظرات كارشناسان و مسئولان امنيتي نهادهاي مرتبط جهت شناسايي مقاصد، اهداف و پشتيباني‌هاي مالي و سياسي و اطلاعاتي شبكه‌هاي موصوف استفاده نمايند تا با اشراف بيشتر صدور احكام جامع و بازدارنده ميسر شود.

2- درخصوص افرادي كه به نحوي از انحاء با شبكه‌هاي مذكور همكاري مي‌نمايند و يا در قالب هسته‌هاي سازماني كه از طريق سايت‌هاي اينترنتي ايجاد مي‌گردد، عضويت مي‌يابند مستنداً به مواد 498 ،499 ،500 ،504 ،508 و تبصره ماده 510 قانون مجازات اسلامي، حسب مورد اقدام قضايي مناسب صورت پذيرد.

رؤساي كل دادگستري استانها مسئوليت نظارت بر حسن اجراي اين بخشنامه را به عهده دارند

بارتاب

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 10:53 قبل از ظهر |

 

یاد خدا

درد مندان را دوایی نیست در میخانه ها

ساده دل آنکس که پیمان بست با پیمانه ها

مست توحیدم نه مست باده با پیمانه ها

سرخوشی ها را نجویم از درمیخانه ها

 

عکس روی باغبان پیداست درهربرگ گل

سیر کن نقش خدا در پروانه ها

 

داستان اهل دنیا را به دنیا دار گوی

 گوش من آزرده شد جور این افسانه ها

 

گر که جویی روشنی ،در خاطربشکسته جوی

 رونق مهتاب باشد در دل ویرانه ها

 

سر بپای بینوایان منهم تا زنده ام

چون خدا را دیده ام در کنج محنت خانه ها

 

کتاب طلوع محمد. مهدی سهیلی 

گردآوری توسط دانشجوی حقوق آبادان

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 1:51 بعد از ظهر |

روزنامه وقایع اتفاقیه

پس از روزنامه«کاغذ اخبار»که توسط میرزا صالح شیرازی در سال 1253ق انتشار یافت ،امیرکبیرروزنامه وقایع اتفاقیه را درسال1267ق منتشر کرد.در روزنامه وقایع اتفافیه که ازشماره ی472 با نام روزنامه دولت علیه ایران منتشر شد اخبارداخلی شامل خبرهای مربوط به دربار وسفرهای ناصرالدین شاه ،عزل ونصب های، اعطای مقام ها،نشان وامتیازات چاپ می شد.

در برخی شماره های آن اعلان های رسمی دولتی در ورقه ای جداگانه چاپ می شودهمراه روزنامه توزیع می شد. که به آنها اشتهارنامه می گفتند.در بعضی شماره ها نیزاخباروقایع شهرهای مختلف ایران به چاپ می رسید . در بخش اخبار خارجی بیشتر اخبار مربوط به کشور های اروپایی به چاپ می رسید این اخبار از روزنامه های اروپایی گرفته وبا ترجمه روان فارسی در روزنامه منتشر می شد.

در بیشتر شماره های روزنامه ، صورت قیمت اجناس مورد نیازمردم به نرخ رسمی دولتی چاپ می شد، ودر برخی شماره های ان اعلان فروش کتاب های تازه چاپ شده منتشر می شد.تعداد صفحات از چهارده تادوازده متغییر بود،وبا چاپ سنگی وخط نستعلیق به چاپ می رسید.

 

گردآوری توسط دانشجوی حقوق آبادان

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 1:49 بعد از ظهر |
 
 
نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چند ساله مصروف امور کشور کرده و ناتوان شده ام حس می‌کنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه جوانتری به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازد و اسباب سعادت ورزی ملت را فراهم آورد بنابراین امر سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کرده و از کار کناره نمودم از امروز که ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ است عموم ملت از کشوری و لشکری ولیعهد و جانشین قانونی مرا باید به سلطنت بشناسند و آنچه از سوی مصالح نسبت به من می‌کردند نسبت به ایشان منظور دارندر ماه ۱۳۲۰ است عموم ملت از کشوری و لشکری ولیعهد و جانشین قانونی مرا باید به سلطنت بشناسند و آنچه از سوی مصالح نسبت به من می‌کردند نسبت به ایشان منظور دارند
+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 1:22 بعد از ظهر |
فرمانده پلیس‌راه كشور گفت: تست سلامت رانندگان شامل تست اعتیاد و الكل از روز جمعه در جاده‌های سراسر كشور آغاز شده است.
سرهنگ علیرضا اسماعیلی روز جمعه افزود: مرحله دوم تست سلامت رانندگان به منظور ارتقای امنیت تردد مسافران در جاده‌های كشور اجرا می‌شود.
وی با اشاره به این كه در اجرای این طرح از تردد رانندگانی كه مواد مخدر و مشروبات الكلی مصرف كرده باشند، ممانعت خواهد شد گفت: سلامت رانندگان كه دارای حركات نامتعارف، غیرمعمول و مشكوك به مصرف مواد مخدر و نوشابه‌های الكلی باشند، پس از توقف وسایط نقلیه آنها با استفاده از كیت‌های تست مواد مخدر و الكل مورد بررسی و آزمایش قرار خواهد گرفت.
فرمانده پلیس‌راه كشور افزود: در صورت مثبت بودن تست مذكور از ادامه حركت وسیله نقلیه جلوگیری و راننده متخلف ضمن تشكیل پرونده‌ برای اعمال مجازات تحویل مراجع قضایی خواهد شد.
وی با اشاره به این كه آمارها نشان می‌دهد بین 8 تا 10 درصد رانندگان ناوگان عمومی مصرف مواد مخدر دارند، تصریح كرد: مرحله اول تست سلامت رانندگان با آزمایش تست اعتیاد، مواد مخدر از ابتدای امسال در جاده‌های كشور اجرایی شد كه در مرحله دوم تست الكل به آن افزوده شد.
فرمانده پلیس‌راه كشور با اشار به این كه كیت‌های تست الكل به میزان لازم خریداری و در اختیار گشت‌های پلیس‌راه در جاده‌های كشور قرار داده شده است، به ایسنا گفت: پلیس در تابستان امسال كلیه رانندگان وسایط نقلیه ناوگان حمل و نقل جاده‌ای اعم از مسافربری و باربری سبك و سنگین و عمومی و شخصی مشكوك را مورد تست سلامت قرار می‌دهد و با متخلفان بدون اغماض برخورد می‌كند.
وی تصریح كرد: كیت‌های جدید تست سلامت ظرف مدت زمان كمتر از 2 دقیقه با نمونه‌برداری از بزاق دهان رانندگان رانندگانی را كه طی 24 ساعت گذشته مواد مخدر و مشروبات الكلی مصرف كرده باشند را مشخص می‌كند
فرمانده پلیس‌راه كشور گفت: تست سلامت رانندگان شامل تست اعتیاد و الكل از روز جمعه در جاده‌های سراسر كشور آغاز شده است.
سرهنگ علیرضا اسماعیلی روز جمعه افزود: مرحله دوم تست سلامت رانندگان به منظور ارتقای امنیت تردد مسافران در جاده‌های كشور اجرا می‌شود.
وی با اشاره به این كه در اجرای این طرح از تردد رانندگانی كه مواد مخدر و مشروبات الكلی مصرف كرده باشند، ممانعت خواهد شد گفت: سلامت رانندگان كه دارای حركات نامتعارف، غیرمعمول و مشكوك به مصرف مواد مخدر و نوشابه‌های الكلی باشند، پس از توقف وسایط نقلیه آنها با استفاده از كیت‌های تست مواد مخدر و الكل مورد بررسی و آزمایش قرار خواهد گرفت.
فرمانده پلیس‌راه كشور افزود: در صورت مثبت بودن تست مذكور از ادامه حركت وسیله نقلیه جلوگیری و راننده متخلف ضمن تشكیل پرونده‌ برای اعمال مجازات تحویل مراجع قضایی خواهد شد.
وی با اشاره به این كه آمارها نشان می‌دهد بین 8 تا 10 درصد رانندگان ناوگان عمومی مصرف مواد مخدر دارند، تصریح كرد: مرحله اول تست سلامت رانندگان با آزمایش تست اعتیاد، مواد مخدر از ابتدای امسال در جاده‌های كشور اجرایی شد كه در مرحله دوم تست الكل به آن افزوده شد.
فرمانده پلیس‌راه كشور با اشار به این كه كیت‌های تست الكل به میزان لازم خریداری و در اختیار گشت‌های پلیس‌راه در جاده‌های كشور قرار داده شده است، به ایسنا گفت: پلیس در تابستان امسال كلیه رانندگان وسایط نقلیه ناوگان حمل و نقل جاده‌ای اعم از مسافربری و باربری سبك و سنگین و عمومی و شخصی مشكوك را مورد تست سلامت قرار می‌دهد و با متخلفان بدون اغماض برخورد می‌كند.
وی تصریح كرد: كیت‌های جدید تست سلامت ظرف مدت زمان كمتر از 2 دقیقه با نمونه‌برداری از بزاق دهان رانندگان رانندگانی را كه طی 24 ساعت گذشته مواد مخدر و مشروبات الكلی مصرف كرده باشند را مشخص می‌كن
دمنبع:asriran.com
 
+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 1:15 قبل از ظهر |

قدیمی ترین سیستم انگشت نگاری

اولین سیستم انگشت نگاری که موثردرتشخیص هویت به وسیله اثرانگشت(علم انگشت نگاری)در سال 1896م.توسط ادواردهنری (انگستان)رسمیت یافت.هنری که بازپرس کل پلیس هندوستان بود،سرانجام توانست کمیسرپلیس لندن شود.

بزرگترین کشف وضبط هروئین

براساس گزارش سازمان اجرایی مواد مخدرdealبزرگترین مورد ضبط هروئین در 11فوریه 1998م.در بانکوک تایلند رخ داد درجریان این عملیلات 1277کیلو گرم هروئین به ارزش تخمینی 5/45میلیون دلار در بازار سیاه ، کشف شد.

بالاترین میزان قتل به ازای هرنفر

طبق هفتمین برآورد سازمان ملل ازجنایات وعملیات سیستم های عدالتی ،که دوره میان سالهای 2000-1998م.را در برگرفت.کلمبیا بیشترین میزانقتل عمد را به ازای هر 65نفر از 100000نفر دارا بود.

بزرگترین باز داشت دسته جمعی

بزرگترین بازداشت دسته جمعی(گروهی)گزارش شده در یک کشور دموکراتیک    ،بازداشت 15617 تظاهرکننده بود که در11جولی1988م.پلیس کره جنوبی برای حفظ امنیت قبل از بازیهای المپیک 1988م.سول، اقدام به جمع آوری تظاهرکنندگان کرد.

بزرگترین جایزه دستگیری

در جولای2003م.دولت امریکا ، دستمزد 30میلیون دلاری را برای خبر چین هایی که نیروهای آمریکا رابه محل اختفای دو پسر صدام ،عدی وقصی در وصل عراق راهنمایی کردند در نظر گرفت.

بالاترین میزان مالکیت اسحله

بالاترین میزان مالکیت اسحله را درمیان کشورهای  که در جنگ نیستند ویا از جنگهای داخلی رنج نمی برند ،آمریکاه دار است. مطالعات نشان دادحدود40%از خانواده های آمریکایی حداقل یک اسلحه گرم دارند.آمریکا2000میلیون اساحه دراین سال دارا بود که از میزان تعداد افراد بالغ دراین کشور بیشتر است.

 تهیه شده توسط دانشجوی حقوق آبادان

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 10:4 قبل از ظهر |

داستان مردی که نزدعمرخطاب علیه امام علی اقامه دعوی کرد،درحالتی که امام علی نیزدرمجلس حضور داشت دراین هنگام عمربه علی (ع)رو کرد وگفت:یا اباالحسن برخیز ودوشادوش مدعی بنشین. علی(ع) برخواست ودرکنارمدعی نشست وطرفین دعوی ،حجت های خویش را تقریرکردند تا کارمحاکمه به پایان رسیدومدعی ازپی کارخود روان شد وعلی (ع)به جای نخستین بازگشت.دراین موقع عمرآثارخشمی درسیمای امام (ع) دید وبرای کشف علت گفت:آیا این پیش آمد ناگوارداشتی؟

امام فرمود:آری. عمرموجب ناگواری را سوال کرد.

علی(ع)گفت:موجب ناگواری آن بود که تومرا در حضورمدعی کنیه خطاب کردی،درصورتی که حق بود که مرابانام می خواندی وامتیازی میان من واو قایل نمی شدی.

عمرچون این سخن بشنید علی(ع)را درآغوش کشید وصورتش را بوسه باران کرد وگفت:پدرم به فدای شما که خدا ما را درپرتوی وجودتان هدایت فرمود واز ظلمت به نور آورد

 کتاب رساله حقوقی امام سجاد ص435

تهیه شده توسط دانشجوی حقوق آبادان

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 8:56 قبل از ظهر |


خنده بزرگترین سلاح در مبارزه با زندگی است.
آناتول فرانس

 اس ام اس سخن بزرگان  
خنده بزرگترین سلاح در مبارزه با زندگی است
آناتول فرانس
 اس ام اس سخن بزرگان  
زندگی ما زائیده اندیشه ماست.
مارک اورل
اس ام اس سخن بزرگان  
اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو خواهند بود.
اس ام اس سخن بزرگان  
تاگور
اس ام اس سخن بزرگان  
محبت خرجی ندارد درحالیکه همه چیز را خریداری می‌کند.
شامفور
اس ام اس سخن بزرگان  
خوب گوش دادن واقعاً یک هنر است.
اس ام اس سخن بزرگان  
گوته
 اس ام اس سخن بزرگان  
جملاتی زیبا از آنتونی رابینز
اس ام اس سخن بزرگان  
از خود بیش از آنچه دیگران از شما انتظار دارند متوقع باشید.  

هرچه بیشتر ببخشید، بیشتر دریافت می‌کنید.

موفقیت رموزی دارد. با خواندن شرح حال زندگی افراد موفق، عقاید اصلی آنها را بشناسید و شما نیز آنها را به کار بردی تا در زندگی موفق شوید.
یکی از بهترین راهها برای پایان دادن به یک دعوا این است که به سوی شخص مقابل برویم و در گوشش چیزی را زمزمه کنیم.
سوزان کوئیلیام
اس ام اس سخن بزرگان  
غالباً دفع کننده مانند جذب کننده از اینکه ترک شود هراس دارد. اما روشی انتخاب می‌کند که بتواند با ترک کردن اول، دیگری را جذب خودش کند. 
برای اجتناب از بحران می‌توانید از سیاست سکوت استفاده کنید. 
یک ارتباط موقعی ترک بر می‌دارد که عدم صداقت در میان باشد. هیچ گاه سعی نکنید احساساتتان را قورت دهید. در ارتباطات احساسات اصلی را بروز دهید.
 اس ام اس سخن بزرگان  
+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 1:1 قبل از ظهر |
زمانی که فیض کاشانی در قمصر کاشان زندگی می کرد، پدر خانمش، ملاصدرا، چند روزی را به عنوان میهمان نزد او در قمصر به سر می برد.

در همان ایام در قمصر، جوانی به خواستگاری دختری رفت. والدین دختر پس از قبول خواستگار، شرط کردند که تا زمان عقد نه داماد حق دارد برای دیدن عروس به خانه عروس بیاید و نه عروس حق دارد به بیرون خانه برود.

از این رو، عروس و داماد که عاشق و شیدای همدیگر بودند و می خواستند همدیگر را ببینند، به فکر چهره ای افتادند که نه با شرط مخالفت بشود و نه والدین عروس متوجه بشوند.

لذا عروس حیله ای زد و گفت: من فلان موقع به قصد تکاندن فرش به پشت بام می آیم و تو هم داخل کوچه بیا، همدیگر را ببینیم.

در آن وقت مقرر، دختر فرش خانه را به قصد تکاندن به پشت بام برد و فرش را تکان می داد و داماد هم از داخل کوچه نظاره گر جمال دلنشین عروس خانم بود و مدام این جملات را می خواند:

اومدی به پشت بوندی اومدی فرش و تکوندی
اومدی گردی نبوندی اومدی خودت و نشوندی

در این حال، عارف بزرگوار، ملاصدرا از کوچه عبور می کرد و این ماجرا را دید و شروع به گریه کردن کرد.

او یک شبانه روز بلند گریه می کرد تا این که فیض کاشانی از او پرسید:

چرا این گونه گریه می کنی؟

ملاصدرا گفت: من امروز پسری را دیدم که با معشوقه خود با خوشحالی سخن می گفت.

گریه من از این جهت است که این همه سال درس خوانده ام و فلسفه نوشتم و خود را عاشق خدای متعال می دانم اما هنوز با این حال و صفایی که این پسر با معشوقه خود داشت من نتوانستم با خدای خود چنین سخن بگویم. لذا به حال خود گریه می کنم.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه هشتم تیر 1388 و ساعت 8:33 قبل از ظهر |
رییس دادگستری خرمشهر گفت: ۴۸ درصد پرونده های وارده به دادگستری این شهرستان در شوراهای حل اختلاف منطقه رسیدگی شده است.”محمد اکرمی مقدم ” افزود: در سال گذشته ۱۲هزار و ۷۰۰ پرونده در دادگاهها رسیدگی شده و ۱۰هزار و ۲۵۸ پرونده در شوراهای حل اختلاف حل و فصل شده است.
وی اضافه کرد: تا قبل از قانون جدید ، صلاحیت شوراهای حل اختلاف صلاحیت در دعاوی حقوقی تا ۱۰ میلیون ریال و در امور کیفری و جرایم تا پنج میلیون ریال بوده است.
رییس دادگستری خرمشهر گفت: هم اینک کار شوراها به دو شاخه تقسیم شده که در شاخه نخست مواردی که شوراها به آن رسیدگی و حکم می دهند احکام صادره در موارد نیاز به تایید قاضی نیست و مواردی که مجازات جرایم تا ۳۰میلیون ریال و سه ماه حبس و همچنین در خصوص صلح و سازش حد و مرزی ندارند.
اکرمی مقدم اضافه کرد: دعوای مالی شامل ۵۰ میلیون ریال در شهرها و تا ۲۰میلیون ریال در روستاها و دعاوی غیرمالی رسیدگی و همچنین مرجع تجدید نظر از آرا شورا که مربوط به شق اول است در صلاحیت قاضی شورا است.
شهرستان خرمشهر ۲۴ شعبه شورای حل اختلاف فعال دارد.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 10:12 بعد از ظهر |

ستایش خرد 

 

همه روز روزه بودن

 

یاد خدا

 

شعر مادر

 

مریم حیدر زاده شعربه خاطر تو

 

چند بیت شعر در باب رشوه

 

علی را چه بنامم؟

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 1:29 بعد از ظهر |

 

علی را چه بنامم؟

علی را چه بخوانم؟

ندانم،ندانم

ثنایش نتوانم،نتوانم

علی دست خدابود

علی مست خدابود.

علی را چه بنامم؟

علی راچه بخوانم؟

ندانم ندانم

ثنایش نتوانم نتوانم

 

خدا خواست که خود را بنماید.

در جنت خود را برخ ما بگشاید.

علی را بهمه خلق نشان داد.

علی رهبر مردان صفا بود

علی آینه ی پاک خدا بود.

علی را چه بنامم؟

علی را چه بخوانم؟

ندانم،ندانم

ثنایش نتوانم،نتوانم

علی گرچه خدا نیست

ولیکن  زخدا نیز جدا نیست

برو سوی علی تا که وفا را بشناسی

ببر نام علی تا که صفا بشناسی.

علی مرد حقیقت

علی شاه طریقت

علی مرهم دلهای خراب است

ره کوی علی راه صواب است

علی را چه بنامم؟

علی را چه بخوانم؟

ندانم،ندانم

ثنایش نتوانم،نتوانم

 

کتاب طلوع محمد .مهدی سهلیلی

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 11:47 قبل از ظهر |

حکایات ملا نصرالدین

 

۱۱۰ ضرب المثل حقوقی

 

داستان عشاق در زمان ملاصدرا

 

داستان مردی که نزدعمرخطاب علیه امام علی اقامه دعوی کرد

 

ترحمی به سگی گرسنه

 

حکایتی طنز

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 8:33 قبل از ظهر |
 فضائل ماه رجب و لیلة الرغائب


                                             فضائل ماه رجب


هفتمین ماه از سال هجری قمری رجب نام دارد که نباید فضیلت آن را به بوته فراموشی سپرد زیرا در میان ماههای دوازده ‏گانه تنها و بدون ائتلاف با ماههای دیگر از حرمت و قداست ‏برخوردار می ‏باشد، در واقع چهار ماه در قرآن کریم با تعبیر «حرم‏» یعنی برخوردار از حرمت ‏یاد شده است که یکی از آنها فرد است که رجب نام دارد و در آن قتال و کشتار حرام می ‏باشد.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده ‏اند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت‏ به پایه آن نمی ‏رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور می‏گردد .»
امام هفتم (علیه السّلام) فرموده ‏اند: رجب نام نهری است در بهشت که از شیر، سفیدتر و از عسل، شیرین‏تر است; هر کس یک روز از آن را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او بیاشامد.
از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب‏» می‏گویند زیرا که رحمت ‏خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می‏شود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة.
در حدیث است که حضرت نوح(علیه السّلام) روز اول این ماه سوار بر کشتی شد و نجات یافت و فرمودند: کسانی که با او هستند روزه بدارند و هر که این روز را روزه بدارد آتش عذاب یک سال از او دور می ‏شود و نیز طبق سخن حضرت صادق(علیه السّلام) خواندن زیارت امام حسین(علیه السّلام) در روز اول این ماه مستحب و تأکید شده است.
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: رجب برای امّت من ماه استغفار است پس در این ماه به محضر پروردگار از گناهان خویش پوزش طلبید که خداوند بخشنده‏ ای مهربان است.
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: روزه بیست و هفتم رجب را از دست مده که آن روزی است که مقام نبوّت به محمّد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) داده شد و ثواب آن برای شما به اندازه ثواب شصت ماه است.

نام‏های رجب

ماه رجب، به دلیل برخورداری از مزایای گوناگون و توجه به ابعاد معنوی آن، نام‏های دیگری نیز دارد؛ نام‏هایی مثل ماه آمرزش خواهی (شهرُ الاستغفار)؛ ماه تک (رَجَبُ الفَرد) به دلیل تنها واقع شدن و جدا شدن آن از سایر ماه‏های حرام؛ سرشار (رَجَبُ الاَصَبّ) به دلیل نزول سرشار رحمت الهی؛ ماه امیرمؤمنان (شهرُ امیرِالمؤمنین)، ریسمان الهی و اَصَمْ یعنی برخوردار از فضیلت‏های بسیار.

مناسبت‏های رجب

ماه رجب، از ماه‏های بزرگی است که طلوع سه امام معصوم، امام علی علیه ‏السلام ، امام محمد باقر علیه ‏السلام و امام جواد علیه ‏السلام را در آن شاهدیم و شروع بزرگ ترین جنبش تاریخ بشری، یعنی برانگیخته شدن پیام آور مهر و محبت، محمد مصطفی (صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله و سلّم) برای هدایت و سعادت انسان‏ها، در آن اتفاق افتاده است. یاد و نام پیشوایان شهید این ماه، حضرت امام موسی کاظم علیه ‏السلام و امام هادی علیه‏ السلام و نیز پیام‏ آور کربلا، زینب کبری علیه السلام گرما‏ بخش دل‏های مؤمنان است و نیمه رجب هم، پذیرای معتکفان کوی دوست خواهد بود و شاهدِ خلوتِ مشتاقان

فلسفه ماه‏های حرام

ماه رجب، یکی از چهار ماه حرام است که در آن از جنگ و خون‏ریزی نهی شده است. تحریم جنگ در این چهار ماه، یکی از راه‏های پایان دادن به جنگ‏های طولانی و وسیله‏ ای برای دعوت به صلح و آرامش بود؛ زیرا هنگامی که جنگ‏جویان چهار ماه از سال اسلحه را بر زمین گذاشته و صدای چکاچک شمشیرها خاموش گردد و مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود آید، احتمال پایان یافتن جنگ بسیار زیاد است. اسلام در هر سال برای پیروان خود یک آتش ‏بس چهارماهه اعلام می‏دارد که این خود نشانه روح صلح‏ طلبی اسلام است. البته اگر دشمن بخواهد از این قانون اسلامی سوء استفاده کند و حریم ماه‏های حرام را بشکند، اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است.

لیلة الرغائب ( شب آرزوها )

از جمله شبهای بزرگ و با عظمت ماه رجب شب جمعه اول این ماه است.معروف به لیلة الرغائب، اعمال مخصوصی در این شب ذکر شده که به واسطه آن اعمال برکات و پاداش فراوان بر انسان سرازیر می‏شود.
رغائب جمع رغیبه است به معنی «امرٌ مرغوب فیه عکاء کثیر» یعنی شبی که در آن عطاها و مواهب فراوان بدست می ‏آید در حدیث است شب جمعه اول این ماه احیاء و بیداری و نیایش فضیلت ویژه دارد و موجب دست‏یابی به عطایای ارزشمند حضرت پروردگار است، در حدیث است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ملائکه این شب را به این نام نهادند و محدثان در کتاب‏های دعا نمازی با کیفیت مخصوصی در این شب ذکر کرده‏ اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: هر کس این نماز را در این شب انجام دهد ثواب این نماز به نیکوترین صورت با روی خندان و درخشان و با زبانی فصیح در شب اول قبر در حضور این فرد ظاهر شود و به او می‏ گوید: ای دوست من مژده می ‏دهم تو را که از هر شدّت و سختی نجات یافتی، نمازگزار می‏گوید: تو کیستی که من تاکنون چنین صورتی زیبا با چنین جلوه ‏ای ندیدم و سخنی شیرین‏تر از کلام تو نشنیده ‏ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیدم در پاسخ می‏گوید: من همان نماز لیلة الرغائبم که شما انجام دادی. امشب آمده‏ ام نزدت باشم تا حق را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من در عرصه قیامت سایه بر سر تو خواهم افکند پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد.

کیفیت اعمال لیلة الرغائب

روز پنج شنبه اول آن ماه روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد

سیزدهم ماه رجب و اعمال اعتکاف

از جمله فضیلت ماه رجب آن است که ایام البیض در آن واقع شده یعنی روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و اعتکاف برای خدا و روزه ‏داری، در آموزه‏ های دینی بر آن تأکید و سفارش شده است.
و نیز ولادت حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السّلام) در روز سیزدهم همین ماه واقع شده.

اعمال ام داوود

یکی از عبادتها و دعاهای معروف که در ماه رجب به انجام آن تأکید شده، اعمال ام‏ داوود است. در کتب حدیث نقل شده، جوانی در عراق که اهل معرفت بود به دست منصور دوانیقی به مدت طولانی در زندان او گرفتار شده بود که نامش داوود بود. مادرش تاب و توان خود را در فراق پسر از دست داده بود، روزی به خدمت امام صادق(علیه السّلام) رفت و داستان را نقل کرد و از آن حضرت چاره‏ جویی نمود. حضرت فرمود: آیا می‏دانی این ماه، ماه رجب است و دعا در آن زود به اجابت می‏رسد آنچه را که می‏گویم دقیقاً انجام ده تا فرزندت از زندان رهایی یابد.
ابتدا سه روز، سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم رجب را روزه ‏بدار و روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن و 8 رکعت نماز به جا بیاور. (کیفیت نماز در مفاتیح الجنان ذکر شده به آن مراجعه کنید). همین که نماز را خواند پس از مدّت کمی پسرش آزاد شد پس از آن ام داوود خدمت امام صادق(علیه السّلام) رسید و پس از عرض سلام خبر رهایی پسرش را به او رساند. امام صادق(علیه السّلام) فرمود: منصور دوانیقی در یکی از شب‏ها جدّم علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را در خواب دید که به او هشدار داد: هرچه زودتر فرزندم داوود را آزاد کن و گرنه تو را در آتش می ‏اندازم. منصور هنگامی که آتش را در مقابل خود دید دستور داد که داوود را آزاد کنند.

بیست و هفتم ماه رجب

روز بیست و هفتم ماه رجب روز مبعوث شدن پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به رسالت و پیامبری است و روزه گرفتن در این روز مستحب و ثواب ویژه دارد برای هر کدام از این شب‏ها اعمال مخصوصی ذکر شده است.
منبع: http://www.hawzah.net
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 5:56 قبل از ظهر |
 جرم وجنایت در کتاب رکورد های گینس

 

برملا کردن اسرار دیگران

 

فروش اموال توقیف شده

 

دادخواست تغییر تاریخ تولد و شناسنامه

 

آنچه درباره وكلاي تسخيري بايد بدانيد

 

روش تفكيك املاك

 

تنظیم دادخواست تجارتی

 

+ نوشته شده توسط در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 11:23 بعد از ظهر |
از نظر اخلاقی افشای اسرار دیگران امری زشت و نکوهیده است به ویژه از سوی اشخاصی که جامعه برای شغل و مقام اجتماعی شان حرمت خاصی قائل است مانند پزشکان، کارشناسان و وکلا و... بنابراین طرح بحث را با یک سوال فرضی آغاز می کنیم: فرض کنید شخصی نزد پزشک یا وکیل می رود و در مورد بیماری یا مشکل خانوادگی اش مسایلی را با او در میان می گذارد که در این حالت پزشک یا وکیل اخلاقا موظف به حفظ گفته ها و اسرار اوست.
البته در کشور ما قانونگذار افشای اسرار مردم را ازسوی اشخاصی که به مناسبت شغل و حرفه شان اسرار مردم را به دست می آورند جرم می داند و مرتکب را قابل تعقیب و مجازات می شناسد. چون در این مشاغل مردم به واسطه نیازشان به این افراد مراجعه می کنند و باید به این افراد اطمینان داشته باشند و برمبنای همین اطمینان راز و اسرار خود را بیان کنند تا از راهنمایی های آنان در جهت حل مشکل خود برخوردار شوند و اگر قرار باشد پزشک یا هر شخص دیگری که از اسرار مردم آگاه می شود آن را به دیگران بازگو کند موجب بی اعتمادی مردم می شود.
برابر قانون مجازات اسلامی پزشکان، جراحان، ماماها و داروفروشان و کلیه کسانی که به مناسبت شغل یا حرفه شان محرم اسرار می شوند هرگاه درغیر موارد قانونی اسرار مردم را افشا کنند به سه ماه و یک روز با یک سال حبس یا به جزای نقدی از یک میلیون و 500 هزار ریال تا شش میلیون ریال محکوم می شوند . اگر بخواهیم اشخاصی را که به موجب قانون محرم اسرار مردم محسوب می شوند دسته بندی کنیم عبارتند از:
1- وکلای دادگستری: برابر ماده 30 قانون وکالت وکیل باید اسراری را که به واسطه وکالت از طرف موکل، مطلع می شود و نیز اسرار مربوط به شرافت و اعتبار موکل را حفظ کند و در صورت افشای اسرار موکل به دیگران در غیر موارد قانونی علاوه بر مجازات، از حیث شغلی نیز دچار محرومیت خواهد شد.
پرسش: در چه مواردی وکیل باید اسرار موکل خود را افشا کند:
پاسخ: اصولا چه وکیل و چه هرشخص دیگری که به موجب قانون حافظ اسرار مردم شناخته می شود حق ندارد اسرار آنان را افشا کند مگر آنکه خود قانون او را مکلف به افشای سرکند و چنانچه وکیل یا هرشخص دیگری که حافظ اسرار است به حکم قانون افشای سر نکند مرتکب تخلف می شود. برای مثال اگر متهم نوشته های خود را که موثر در کشف جرم است به وکیل خود سپرده باشد و با درخواست بازپرس، وکیل از ارایه آنها خودداری کند به مجازات مقرر برای خلاصی متهم از محاکمه، محکوم می شود.
2- کارگزاران بورس اوراق بهادار: کارگزاران مکلف به حفظ اسرار دستور دهندگان هستند وحق افشای دستورهای رسیده را ندارند و در صورت تخلف به مجازات افشای سرمحکوم می شوند.
3- مرکز آمار: ایرانیان مقیم داخل و خارج کشور و نیز خارجیان مقیم ایران به پرسشهای مربوط به سرشماری ها و آمارگیری که توسط مرکز آمار ایران صورت می گیرد باید پاسخ صحیح بدهند. آمار و اطلاعاتی که ضمن آمارگیری توسط این موسسه از مردم به دست می آید محرمانه بوده و جز در تهیه آمارهای عمومی و کلی نباید مورد استفاده قرارگیرد و نمی توان از این اطلاعات در مراجع قضایی و اداری و مالیاتی و نظایر آن استفاده کرد.
4- مطبوعات: مطبوعات حق ندارند مذاکرات غیرعلنی مجلس شورای اسلامی و مذاکرات غیرعلنی محاکم دادگستری یا تحقیقات مراجع اطلاعات و قضایی را که طبق قانون، افشای آنها مجاز نیست، افشا کنند.
پرسش: اگر کسی در زمان دارا بودن شغل یا حرفه ، رازی را به دست بیاورد و پس از دست دادن آن شغل، راز را فاش کند بازهم مرتکب جرم شده است؟
پاسخ: فرقی نیم کند که افشای سر در زمان اشتغال باشد یا بعد ازآن، در هر دو حالت حق ندارد آن را افشا کند.
پرسش: آیا کارمندان شرکت مخابرات و یا پست حافظ اسرار مردم هستند؟
پاسخ: بله و هرگاه مراسلات یا مکالمات تلفنی اشخاص را در غیرمواردی که قانون اجازه داده، مفتوح یا توقیف یا معدوم یا بازرسی یا ضبط یا استراق سمع کنند یا بدون اجازه صاحبان آنها مطالب آن را افشا کنند به مجازات حبس و جزای نقدی محکوم می شوند
+ نوشته شده توسط در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 11:18 بعد از ظهر |

باسلام

جواب یک سوال

یکی ازمواردی که درمسئله ازدواج مطرح وجزء آثارنکاح نیزمی باشد بحث تعیین مسکن است .

در حقوق مدنی ایران این اختیاربا مرد است وطبق ماده 1114قانون مدنی که مقرر می دارد زن باید درمنزلی که شوهرتعیین می کند سکنی نماید مگرآنکه اختیار تعیین منزل به زن داده باشد.

همین طورکه در این ماده آمده اصل این است که تعیین مسکن با شوهراست که این اصل استثنایی دارد وآن آنکه اختیارتعیین مسکن را به زن دادباشد.

حال باید دید چگونه اختیار تعیین مسکن به زن داده می شود این موضوع دردو صورت متصور است یا به موجب شرطی که ضمن عقد نکاح داده شود به عبارت ساده تریعنی درسند عقد نامه شرط شود که تعیین محل مسکن به زن داده شود یا به موجب قرارداد دیگر این اختیار به زن داده شود که این قرارداد می تواند بعد از عقد نیز منعقد شود.

بنابراین اگرشوهراین اختیار را به زن نداده باشد زن نمی تواند ازسکونت در خانه ای که مرد انتخاب کرده خوداری کند مگرآن منزل در شآن ومنزلت اجتماعی زن وهمچنین در صورت ماندن درمنزل شوهر، متضمن خوف ،ضرربدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد به طورمثال درصورتی که اگرمرد زن را ازار یا بخواهد مالی را به زور دریافت کند، یا او را به اعمال نامشروع وادارکند دراین موارد زن می تواند مسکن جداگانه اختیارکند این موارد ذکر شده، از ماده 1115 قانون مدنی استنباط می شود.

+ نوشته شده توسط در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 10:7 بعد از ظهر |
مسوول روابط عمومی دادگستری آبادان گفت: به مناسبت هفته قوه قضایه و گرامیداشت سالروزشهادت دکتر بهشتی و ۷۲ تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی دادستان و قضات دادگستری آبادان سه شنبه شب با حضور در مسجد امام محمد باقر (ع) آبادان با شهروندان آبادانی دیدارکردند.
“حمید رضا ماه ثانی” دراین باره افزود: در این مراسم برخی از شهروندان مشکلات قضایی خود را از نزدیک با دادستان و قضات شهر در میان گذاشتند.
وی ادامه داد: در این دیدار دوستانه برخی از شهروندان درخواست ها و نامه ها و مشکلات قضایی خود را به دادستان ارایه و دادستان نیز بر پیگیری مشکلات قضایی و امنیتی شهروندان تاکید کرد.
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 8:10 بعد از ظهر |


اي كاش گل باغ بهارت بودم اندرقفس عشق هزارت بودم
اي كاش به هر سو كه نظر مي كردي من مردمك چشم خمارت بودم...

 


ey kash gole baghe baharat boodam , andar ghafase eshgh hezarat boodam
ey kash be har soo ke nazar mikardi man mardomake cheshme khomarat bodam

 


بي خبر از همديگر آسودن چه سود.
بر مزار مردگان خويش ناليدن چه سود
زنده را بايد به فريادش رسيد
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشيدن چه سود

 


bi khabar az hamdigar asoodan che sood
ba mazare mordegan nalidan che sood
zende ra bayad be faryadash resid
varne bar sange mazarash ab pashidan che sood

 

عشق مثله پنیر میمونه، زیادش آدمو خنگ میکنه، نرمالش فقط تا یک ساعت آدمو سیر نگه میداره، هیچ کس هم بدونه پنیر نمرده . . .

 

eshgh mesle panir mimoone ,ziadesh adamo kheig mikone
normalesh ta 1 saat aadamo sir negah midare, hich kasam bedoone panir namorde

 

سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوي
نيست ممكن هر كه عاشق شد دگر عاقل شود

 

seile darya dide hargez bar nemigardad be jooy
nist momken har ke ashegh
shod degar aghel shavad

 

" پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی" .

 

piroozi an nist ke hargez be zamin nakhori , an ast ke bad az har zamin khordani barkhizi

 


قلب ها دريچه ي نفوذند و صادقانه نفوذ كردن پايدارترين مهماني است ...

 

 

ghalb ha dariche nofoozand va sadeghane nofooz kardan paidar tarin mehmani ast

 


مثل آسمون که امیدش چند تا ستارست... دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارست...

 


mesle asemoon ke omidesh chand ta setaras
didane barghe negahet vase man omre dobaras


 

بهترین ترانه رو من از چشمای تو می سازم... تو قمار زندگیمون تو نباشی من میبازم... با تو من مالک دنیام... بی خیال غربت غم بی خیال نور فردام...

 

behtarin tarane ro az cheshmaye to misazam
too ghomare zendegimoon to nabashi man mibazam
ba to man maleke donyam
bi khiale ghorbate gham bi khiale noore fardam

 


تو آن فرشته ای که وقتی در فصل بهار راه می روی برگ درختان انتظار پائیز را می کشند تا جای پاهایت را بوسه بزنند...

 

to an fereshtei kw vaghti dar fasle bahar rah miravi barge derakhtan entezar paeez ra mikeshand ta jaye payat ra boose zanand

 


کاش می شد قلب ما از یاس بود تک تک گلبرگ آن احساس بود پاک و سبز و ساده و بی ادعا
کاش می شد بهتر از الماس بود
کاش می شد عشق را تفسیر کرد عاشقی را با محبت سیرکرد

 

 

 

midoonest delam asire vali raft midoonest geryam migire vali raft midoonest tanhaiee sakhte midoonest mitoonest baham bemoone natoonest midoonest delam shekaste vali raft ghame oon to del neshaste vali raft


.

. می دونست دلم اسیره ولی رفت . می دونست گریم میگیره ولی رفت . می دونست تنهایی سخته می دونست
مي تونست باهام بمونه نتونست . مي دونست دلم شكسته ولي رفت . غم اون توو دل نشسته ولي رفت

 

 

 

حق داري دلگير شوي !
وقتي پاسخي از من نمي رسد.
مرا ببخش اي دوست گاهي زندگي سخت مي شود...


hagh dari delgir shavi!
vaghti pasokhi az man nemiresad
mara bebakhsh ey dost gahi zendegi sakht mishavad


آنروز هوا هواي بي صبري شد .
خورشيد اسير ظلمت جبري شد
روزي كه دلم هواي باريدن داشت
تا آه كشيدم آسمان ابري شد


anroz hava havaye bi sabri shod
khorshid asire zolmate jabri shod
roozi ke delam havaye baridan dasht
ta aah keshidam aseman abri shod

 

تو به پاكي عقيقي . مثل درياها عميقي
مثل گريه مرحم زخم
مثل تنهايي رفيقي


to be pakie aghighi . mesle daryaha amighi
mesle gerye marhame zakhm
masle tanhaii rafighi

 

در پاسخ نامه ام گل يخ دادي
هربار مرا وعده دوزخ دادي
يک بار برو کلاس خياطي عشق
شايد که خدا کرد و به ما نخ دادي

 

dar pasokhe nameam gole yakh dadi
har bar mara vadeye dozakh dadi
yek bar boro kelase khayatie eshgh
shayad ke khoda kardo be man nakh dadi

 

يه بوسه  تقديم به آنكه دارمش دوست
تقديم به آنكه قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بركند پوست
جدا هرگز نگردد يادم از دوست


ye boose taghdim be anke daramash dost
taghdim be anke ghalabm az oost
agar mahtab az tan ba kanad poost
joda hargez nagardam az dost

 

ماندم به تو اي گلشن زيبا چه نويسم
من مور صغيرم به سليمان چه نويسم
ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد
با اين دل تنگم به عزيزم چه نويسم

 

mandam be to ey golshane ziba che nevisam
man moore saghiram be soleiman che nevisam
tarsam ke ghalam shole keshad safhe besoozad
ba in dele tangam be azizam che nevisam

 

لحظه ها در پي هم مي گذرند و ميان آنها تو فقط مي ماني . لحظه اي با من باش
تا ابد در دل من مهماني

 

lahze ha dar peye ham migozarand va miane anha to faghat mimani
lahzei ba man bash , ta abad dar dele man mehmani

 

آنچه كه هستي هديه خداوند به توست و آنچه خواهي شد هديه تو به خداوند است ، پس بي نظير باش . . .

 

anche ke hasti haydeye khodavand be tost
va anche khahi shod hadyeye to be khodavand ast
pas BINAZIR bash . . .

 

خاطرات ناقوس هايي هستند كه در ايام فراموشي به صدا در مي آيند...

 

khaterat naghoos hai hastand ke dar ayame faramooshi be seda dar miayand

 

اگر خداوند آرزويي را در دل تو انداخت , بدان كه توانايي رسيدن به آنرا در تو ديده است...

 

Agar KHODA arezoyi ra dar delat andakht, bedan ke tavanaiye residan be anra dar to dide ast...

 


آب و هوای چشمات چیزی مثل کویره, هر کس اسیرش بشه بدون شک میمیره

 

ab va havaye sheshmat chizi mesle kavire, har kasi asiresh beshe bedoone shak mimire

 

 

LISTEN and SILENT are two words with same alphabets and are very important for friendship because only a TRUE FRIEND can LISTEN to you when you are SILENT

 


غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند و ما هدیه شیطان را به هم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم

 
ghoroor hadiye sheytan ast va eshgh hadiyeye khodavand
va ma hadiyeye shetan ta be ham midahim vali hadiyeye khoda ra az yekdigar penhan mikonim

 


عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري*
من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم *شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

 

asheghe har kas ke shodam oo shod nasibe digari/del be har kas dadam oo ham zad be ghalbam khanjari
man sekhavat dideam del ra be har kas midaham/sharm daram pas begiram anche ra bakhshide am

 

فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد

 

faghat oo ra seda kardam nayamad , tamame shab doa kardam nayamad
beman goft bayad ba vafa bood , be ahdash ham vafa kardam nayamad

 

ای مهربانم، ازین پس هرشب سراغت را از ماه می گیرم و هر روز به خورشید می سپارمت تا مبادا به سایه غم گرفتار شوی

 

ey mehrabanam har shab soraghat ra az mah migiram va har rooz be khorshid miseparamat ta mabada be sayeye gham gereftar shavi

 

تا كه بوديم كسي كشت مارا غم بي هم نفسي
تا كه خفتيم همه بيدار شدند
تا كه مرديم همه يار شدند
قدر آن شيشه بدانيد تا هست
نه در آن موقع كه افتاد و شكست

 

ta naboodim kasi kosh mara ghame bi ham nafasi
ta ke khoftim hame bidar shodand
ta ke mordim hame yar shodand
ghadre an shishe bedanid ta hast
na dar an moghe ke oftado shekast

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 8:3 بعد از ظهر |

چون دهد قاضی به دل رشوت قرار            کسی شناسد ظالم از مظلوم زار

چون غرض آید هنر پوشیده شد            صد حجاب از دل به سوی دیده شد

مولوی

 

 

جهل را بی علتی عالم کند                   علم را علت ز دل ها برکند

تا تو رشوت نستدی بینده ای              چون طمع کردی ضریر وبنده ای

مولوی

 

قاضی که به رشوت بخورد پنج خیار      ثابت کند از بهر تو صد خربزه را

سعدی

 

بگو انچه دانی که حق گفته به           نه رشوت ستان وه رشوه بده

سعدی

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 6:58 بعد از ظهر |
گروهی از زنان دانشگاهی وکلا و حقوقدانان زن جمهوری اسلامی ایران و خانواده شهدا و ایثارگران با صدور بیانیه ای خواستار برخورد قانونی با " شیرین عبادی" وکیل پایه یک دادگستری شدند.
به گزارش روز پنجشنبه گروه دریافت خبر باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، در این بیانیه آمده است: هم اکنون که به شکرانه الهی و رهنمودهای روشنگرانه مقام معظم رهبری پایه های انقلاب مستحکم تر از همیشه بوده و امید دشمنان را ناامید کرده و حضور 40 میلیونی ملت قهرمان ایران اسلامی در انتخابات پرشور 22 خرداد حیرت جهانیان را برانگیخت، عده ای خود فروخته و خائن به نظام مقدس جمهوری اسلامی با سرسپردگی به بیگانگان مانند خس و خاشاک در خوش خدمتی به اربابان خود قد علم کرده و همپای استکبار جهانی و دولت های صهیونیستی در صدد خدشه دار کردن عزت و شکوه ملی برآمده اند و نظر به اینکه که یکی از چهره هایی فعال شیرین عبادی ( از وکلای پایه یک دادگستری) ، مکررا نسبت به نقض احکام اسلامی و التزام عملی بر مبانی دین اسلام و قانون اساسی مبادرت کرده و بدیهی است بر اساس قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری مصوب 1376 و بند یک ماده 84 از آیین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب 1334 نامبرده فاقد شرایط اخذ پروانه وکالت دادگستری شده است، بنابراین ما جمعی از خواهران فرهیخته دانشگاه ها و خانواده شهدا و ایثارگران، خواهشمندیم دستور فرمایید نسبت به تعقیب انتظامی نامبرده در کانون و کلای دادگستری اقدام شود.
اسامی153 نفر از زنان دانشگاهی وکلا و حقوقدانان زن ایران در نمابری که به خبرگزاری ایسکانیوز ارسال شده ، موجود است
ایسکانیوز
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 6:28 بعد از ظهر |
دادستان آبادان گفت: متهم به قتل های زنجیره ای آبادان در انتظار صدور حکم است.”شاپورمحرابی” افزود: دادگاه ویژه رسیدگی به پرونده متهم به قتل های زنجیره ای در آبادان به زودی رای نهایی خود را در خصوص “فرید بغلانی” تنها مظنون پرونده صادر می کند.
وی با اشاره به برگزاری شانزدهمین و آخرین جلسه رسیدگی به پرونده متهم در دادگاه کیفری استان خوزستان گفت: رای نهایی پس از صدور، توسط دادگاه کیفری استان خوزستان در آبادان به مرحله اجرا در می آید.
دادستان آبادان اضافه کرد:متهم اصلی قتل های سریالی آبادان از بین ۱۰۰ مظنون شناسایی و دستگیر شده است.
محرابی مشکلات روحی و روانی ناشی از دوران کودکی را مهم ترین علت وقوع این قتل های زنجیره ای ی توسط قاتل اعلام کرد.
گفتنی است فرید بغلانی ۳۷ ساله متهم به قتل ۱۵ دختر و زن و یک پسر در آبادان می باشد.
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 6:19 بعد از ظهر |
معاون اول قوه قضاييه: با بازداشت شدگان برخورد عبرت آموزي خواهد شد

حجت الاسلام ابراهيم رئيسي معاون اول قوه قضائيه با بيان اينکه يک دادگاه ويژه در حال رسيدگي به پرونده اغتشاشگران خياباني است تاکيد کرد: با دستگيرشدگان حوادث اخير برخورد عبرت آموزي خواهد شد.
 رئيسي شامگاه دوشنبه در برنامه گفت و گوي ويژه شبکه دوم سيما افزود: اين اغتشاشات حتما بايد مورد پي گيري دقيق قرار گيرد و با عوامل اغتشاشگر بايستي بصورت عبرت آموزي برخورد شود و دستگاه قضايي هم اين کار را انجام خواهد داد.
معاون اول قوه قضاييه اظهار داشت: ما همه در برابر يک امتحان الهي قرار گرفته ايم و همگان بايد در محضر خدا جوابگو باشيم.
رئيسي با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري در نماز جمعه تهران گفت: اين فرمايشات بايد فصل الخطاب همه باشد و همگان بايستي مواظب گفتارها ، قلم ها و اظهارات خود باشيم.
وي اضافه کرد: اظهارات تحريک کننده موجب بروز اغتشاش و ناامني در کشور خواهد شد.
معاون اول قوه قضاييه گفت: مردم عزيزمان هم بايد به ميثاقي که با رهبر معظم انقلاب بسته اند وفادار باشند و همه در جهت قانونگرايي و بر مبناي فرمايشات مقام معظم رهبري حرکت کنند.


پي نوشت :
ايرنا سه شنبه 2 تير 1388
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 11:50 قبل از ظهر |
ييس کميسيون قضايي: سنگسارازلايحه مجازات اسلامي حذف شد

رييس کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي در نخستين روز از هفته قوه قضاييه، از حذف سنگسار در لايحه مجازات اسلامي خبر داد و گفت: کميسيون قضايي مجلس، در بررسي اين لايحه به اين نتيجه رسيد که براي رعايت مصلحت نظام،برخي حدود اسلامي از جمله سنگسار در قانون بيان نشود.
 
حجت الاسلام و المسلمين "علي شاهرخي " در گفت و گوي اختصاصي با خبرنگار حقوقي و قضايي ايرنا تصريح کرد: اسلام در اجراي برخي حدود از جمله سنگسار، سختگيري کرده و شرايطي را تعيين کرده است که اثبات آن به ندرت اتفاق مي افتد؛ از اين رو اعضاي کميسيون قضايي و حقوقي به اين نتيجه رسيدند که ضرورتي به ذکر برخي حدود در قانون نيست.
رييس کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي در عين حال اظهار داشت: دراين لايحه همچنين آمده است که درباره آنچه از حدود الهي بيان نشده است، بايد به منابع معتبر اسلامي مراجعه شود.
به گفته شاهرخي، از ديگر حدودي که در لايحه مجازات اسلامي مطرح نشده است ، "ارتداد و قطع يد " مي باشد.
گفتني است ، هاليوود به تازگي در ادامه تحريف حقايق کشورهاي مستقل از سوي غرب و شبهه افکني در مورد اجراي شريعت اسلامي درجهان اسلام از جمله در ايران ، توليد و نمايش فيلم جعلي "سنگسار ثريا ميم " را در دستور کار قرار داد که اين فيلم قرار است از هفته‌ آينده در سينماهاي آمريکا و جهان اکران شود.
رييس کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي همچنين از تشکيل دادگاه اطفال براي رسيدگي به جرايم اطفال زير 18سال خبر داد و گفت: تشکيل اين دادگاه نيز در لايحه مجازات اسلامي ديده شده است .
وي ارايه لايحه مجازات اسلامي را از نقاط قوت عملکرد 10 ساله‌ آيت الله هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه بيان کرد و گفت : با تصويب نهايي اين لايحه تحولي در قانون مجازات اسلامي رخ مي دهد.
بررسي لايحه مجازات اسلامي بر اساس اصل 85 قانون اساسي به کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي واگذار شده است و بررسي و تصويب آن در مراحل پاياني است.
با اتمام بررسي کميسيون قضايي ، اين لايحه براي اجراي ميزان مدت آزمايشي آن در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي به راي گذاشته مي شود و پس از آن براي تاييد نهايي به شوراي نگهبان ارسال مي شود که با تاييد اين شورا به صورت قانون درآمده و لازم الاجرا مي شود.
شاهرخي در ارزيابي عملکرد رييس قوه قضاييه نيز اظهار داشت: وي در دوره رياست قوه قضاييه نسبت به رعايت حقوق بشر بي تفاوت نبوده و اقدامات مثبتي در اين زمينه انجام داده است اما بايد به سمت کمال و نقطه مطلوب حرکت کنيم.
رييس کميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي تصويب لايحه رعايت حقوق شهروندي را از ديگر اقدامات مثبت هاشمي شاهرودي برشمرد.
به گفته وي، احياي دادسراها، تصويب آيين دادرسي مدني، توسعه قضايي، ايجاد شوراي ها حل اختلاف ، ايجاد مرکز مشاوران و کارشناسان حقوقي و اصلاح قانون دادگاههاي عمومي از ديگر نقاط قوت عملکرد 10 ساله رييس قوه قضاييه است.


پي نوشت :
ايرنا سه شنبه 2 تير 1388
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 11:20 قبل از ظهر |
                                              عدل الهی

                                                     دانلود کتاب عدل الهی

                                                        در ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 10:51 بعد از ظهر |

 مکه پر شور و شعف/ کعبه مي گيرد شرف
قبله را قبله نما/ آمده مير نجف

abadanlaw.blogfa.com

ميلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،
اسد الله الغالب، علي بن ابيطالب، مبارک باد.

abadanlaw.blogfa.com

 ناگهان يک صبح زيبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب ميلادت، اي غوغاترين!
حضرت حق نيز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بيايي، اي معمايي ترين!
بال هاي خويش را دست توسل کرده بود

abadanlaw.blogfa.com

 دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت
جز نور تو در عرصه ي آفاق نيافت
هنگام نهادن قدم بر سر خاک
ديوار حرم به احترام تو شکافت

abadanlaw.blogfa.com

 زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن ميلاد شاه لافتي ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
" چون که صد آمد نود هم پيش ماست"

abadanlaw.blogfa.com

حجت حق، از حريم حق، به امر حق عيان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت يافت اندر خانه ي حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گريزان از ميان شد

abadanlaw.blogfa.com

 زد عشق تو خيمه در دل ما
حل شد زتو جمله مشکل ما
با مهر علي و آل بسرشت
از روز ازل خدا دل ما

abadanlaw.blogfa.com

ولادت باسعادت مولاي عاشقان، امير مؤمنان، علي عليه السلام، مبارک باد.

abadanlaw.blogfa.com

 ذکر من، تسبيح من، ورد زبان من علي است
جان من، جانان من، روح و روان من علي لست
تا علي (ع) دارم ندارم کار با غير علي
شکر لله حاصل عمر گران من علي است

abadanlaw.blogfa.com

 هر کس که شود داخل حصن حيدر
ايمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علي و آل چيزي نبود
سرمايه ي طوبا و بهشت و کوثر

abadanlaw.blogfa.com

اي تو کعبه را نگين/ يا امير المؤمنين
اي تو خلقت را پدر/ وي خلائق را امين
کن نظر ز روي لطف/ به تمام پدران
روز سيزده رجب/ اي امير مؤمنان

abadanlaw.blogfa.com

 تقديم به پدر حقيقيمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:
اي سفر کرده ي موعود بيا / که دلم در پي تو دربه در است
جان ناقابل اين چشم به راه / برگ سبزي به تو، روز پدر است

abadanlaw.blogfa.com

 پدر اي چراغ خونه! مرد دريا، مرد بارون
با تو زندگي يه باغه، بي تو سرده مثل زندون
هر چي دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگيري، دستامو مي افتم از پا

abadanlaw.blogfa.com

 اي تکيه گاه محکم من، اي پدر جان / اي ابر بارنده ي مهر و لطف و احسان
اي نام زيبايت هميشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم

abadanlaw.blogfa.com

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 6:34 بعد از ظهر |
انجمن علمي حقوق دانشگاه پيام نور واحد مركز تهران

بانک اطلاعاتی حقوق

دانشجوی حقوق آبادان

عدالت آرمان حقوق

وبلاگ تخصصی حقوق ایران (مسعود عرفانیان)

اندیشه های حقوقی

وبلاگ تخصصی حقوق

حقوق دانشگاه آزادآبادان

تحول نو


دانشجوی حقوق گلستان


فقه وحقوق اسلامی


تخصصی فقه و حقوق

عدالتمندوحقیقت جو باشید

abashabibi.blogfa.com

پایگاه دانشجویان حقوق آبادان

hoghoogh1aba.blogfa.com

سخت افزاریی علمی کاربردی

kelase-ma-1386.blogfa.com

ترازو
آدرس:http://tarazoo.blogspot.com

تركستاني عليرضا
آدرس:http://torkestani.hoqooqdan.com

ترم اول و دوم حقوق
http://mehrangod.blogfa.com

تریبونال -تریبون حقوق بشر
http://tribunal-hb.blogfa.com

توكيل
آدرس:http://behroozjavanmard.hoqooqdan.com

جامعه ي سر دفتران و دفتر ياران استان يزد
آدرس:http://sardaftaranyazd.persianblog.com

جرم شناسي
آدرس:http://www.jormshenasi.parsiblog.com

-جزا و جرم شناسی
http://blacklow.blogfa.com

حسنوند
آدرس:http://hasanvand.hoqooqdan.com

حق نوشت
آدرس:http://hajipour.hoqooqdan.com

حق و حقوق
آدرس:http://www.f-s-law.persianblog.com

حقوق
hoghoogh.persianblog.com

حقوق
http://hamid81.blogfa.com

حقوق
آدرس:http://law.blogfa.com

حقوق
آدرس:http://independent.blogfa.com

حقوق
آدرس:http://law1.blogfa.com

حقوق
http://hosseinalidadi.blogfa.com
.
حقوق اساسي
آدرس:http://hoghooghasasi.persianblog.com

حقوق ايران
آدرس:http://iranianlaw.blogfa.com

حقوق ايران و فرانسه
آدرس:http://rasulrezaie.blogfa.com

حقوق برابري داوري
آدرس:http://www.hoghoghiran.blogfa.com

حقوق بشر
آدرس:http://humanrights.persianblog.com

حقوق بين الملل
آدرس:http://i-law.persianblog.com

-حقوق بين الملل
آدرس:http://moneylaundering.hoqooqdan.com

حقوق پزشكي
آدرس:http://imanilaw.blogfa.com

حقوق جزا
http://criminal.blogfa.com

حقوق جزای ایران
http://ghazi-reza-iaukho.blogfa.com

حقوق خانواده و قانون
آدرس:http://ensaf.blogfa.com

حقوق در ايران
آدرس:http://www.irlaw.persianblog.com

حقوق زنان
آدرس:http://dnafshar.persianblog.com


حقوق نت
آدرس:http://hoghooghnet.persianblog.com

حقوقستان

hoqoqestan.mihanblog.com

حقوق و عدالت
http://mehdi358.blogfa.com

حقوق و قانون
http://zabih-sa.blogfa.com

حقوق و عدالت براي توسعه
آدرس:http://iljd.hoqooqdan.com

حقوقدان
آدرس:http://masteroflaw.blogspot.com

حقوقدان بي مرز
آدرس:http://bimarz.hoqooqdan.com

حقوقي
آدرس:http://amir-lawyer.blogfa.com

حقيقت تلخ است
آدرس:http://mohamadazin.persianblog.com

حكومت علوي
آدرس:http://hokoomat.meykade.com

خداپرست فرهاد
آدرس:http://khodaparast.hoqooqdan.com

دادخواهي
آدرس:http://www.dadkhahi.blogsky.com

.
دادگستر
آدرس:http://www.dadghostar.persianblog.com

دانش سياسي
آدرس:http://pezeshki.blogfa.com

دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران
آدرس:http://plut.blogfa.com

دانشگاه اصفهان انجمن علمي دانشجويان حقوق
آدرس:http://lawsociety.blogspot.com

دانشگاه آزاد اردبيل انجمن علمي حقوق
آدرس:http://anjomanhogogh.blogfa.com

دانشگاه آزاد اردبيل انجمن علمي پژوهشي حقوق
آدرس:http://anjomanhogogh.blogfa.com

دانشگاه پيام نور طبس وبلاگ دانشجويان حقوق
آدرس:http://tabaspnu.blogfa.com

دانشگاه تاكستان
آدرس:http://takestanhoghoogh.blogfa.com

دانشگاه تبريز
آدرس:http://lawers.blogfa.com

دانشگاه شمال حقوق دانان
آدرس:http://shomaluniversity.blogfa.com

دیده بان خانه پدری
http://didebun.blogfa.com

ديدگاه ها و انديشه ها
آدرس:http://balkhab.blogfa.com

راستاد
آدرس:http://rastad.hoqooqdan.com

رسولي(وبلاگ شخصي اكبر رسولي)
آدرس:http://rasooli.hoqooqdan.com

روانشناسی و حقوق
http://emot.blogfa.com

سادات
آدرس:http://sadat.hoqooqdan.com

سبزه سرا
آدرس:http://sabzesara.blogfa.com

سردفتر اسناد رسمي
آدرس:http://sardaftar.hoqooqdan.com

سعيدي(وبلاگ شخصي سيد يوسف سعيدي)
آدرس:http://saeedi.hoqooqdan.com/

سنجري كيانوش-فعال حقوق بشر
آدرس:http://ks61.blogspot.com/

شميشير يا ترازو
آدرس:http://law.persianblog.com/

صدر حاجي پور
آدرس:http://sadr.hoqooqdan.com/
.
عجم(محمد عجم)
آدرس:http://ajam.hoqooqdan.com/

عدالات
آدرس:http://www.edalatallameh83.blogfa.com/

عدالت
آدرس:http://www.nk.blogfa.com/

عدالت
آدرس:http://naserian.hoqooqdan.com/

عدل عدالت
آدرس:http://hagh.blogfa.com/

عدليه
آدرس:http://adliye.blogfa.com/

علمی
http://mehrabinia.blogfa.com

عليدوستي(دكتر ناصر عليدوستي)
آدرس:http://alidoosti.hoqooqdan.com/

غريب دوست عليرضا
آدرس:http://alirezalaw.hoqooqdan.com/

غريبه بخش حقوقي وبلاگ
آدرس:http://law-gharibeh.blogfa.com/

فراست خواه حسين
آدرس:http://farasat.blogsky.com/

فاطميون
http://thxli3.blogfa.com

فرهاد
آدرس:http://farhad.hoqooqdan.com

فرهنگ سياست حقوق تاريخ ديپلماسي و دوستي
آدرس:http://earanian.blogfa.com/

فعالان حقوق بشر ايران
آدرس:http://hra-iran.blogfa.com/

فلسفه سياسي
آدرس:http://rezvani.blogfa.com/

قاضي 82(حقوق دانشگاه زابل)
آدرس:http://miro.blogfa.com/

قاضي القاضات
آدرس:http://ghazialghozat.hoqooqdan.com/

قانون سبز
آدرس:http://humanrights-greenlaw.blogfa.com/

قانون سبز
آدرس:http://maghami.blogfa.com/

قيدي نسيم
آدرس:http://gheidi.hoqooqdan.com/

كالج حقوق
آدرس:http://college.blogfa.com/
.
كالج حقوق
آدرس:http://www.college.hoqooqdan.com/

كانون دفاع از حقوق پيروان اديان
آدرس:http://komite-adyan.blogfa.com/

كانون دفاع از حقوق زنان سنندج-آزادي
آدرس:http://kanon-zanan.blogfa.com/

كانون دفاع از حقوق زنان و كودكان در ايران
آدرس:http://kanoon-zanan-k.blogfa.com/

كاويارمحمد حسين
آدرس:http://www.usc11.blogfa.com/

كاوياني مرتضي
آدرس:http://mkaviani.persianblog.com/

كميته دانشجويان گزارشگر حقوق
آدرس:http://komitegozareshgar.blogfa.com/

كميته دفاع از حقوق بشر
آدرس:http://komitedefa.blogfa.com/

كميته دفاع از حقوق بشر در ايران-زنان
آدرس:http://komite-zanan.blogfa.com/

كميته دفاع از حقوق بشر در ايران-كودكان
آدرس:http://komite-koodak.blogfa.com/

گنگ خواب ديده
http://kamkendex.blogfa.com

لینک های حقوقی
http://www.momkashkouli.blogfa.com/

ماف مرو
آدرس:http://mafimrov.hoqooqdan.com/

مجله حقوق مطبوعات
آدرس:http://presslaw.blogfa.com/

مجيد 11 (جوابگوي سوالات حقوقي)
آدرس:http://majid11.persianblog.com/

مجموعه مقالات حقوقي
آدرس:http://www.pourkazemilaw.persianblog.com/

-محاق
آدرس:http://mahagh.blogspot.com/

محمدرضايي بيدگلي علي اصغر
آدرس:http://mirzababa.hoqooqdan.com/

مدنيان غلامرضا
آدرس:http://6263479.persianblog.com/

مدنيان غلامرضا
آدرس:http://madanyan.hoqooqdan.com/

مرده حرف حق
آدرس:http://lawyer42.persianblog.com/

مزارعي حسن
آدرس:http://mazarei.hoqooqdan.com/

مسائل حقوقی
http://hoqouq4.blogfa.com

مسائل علم حقوق
http://hgoghi.blogfa.com/

مسائل و مشکلات حقوقی
http://mirzaiymohammad.blogfa.com


-مشاور
http://moshaverdostan.blogfa.com
.

-مشاوره حقوقی
http://lawyertehran.blogfa.com/

-مشاوره حقوقی از طریق ایمیل
http://7law.blogfa.com

مشاور حقوقي امروز
آدرس:http://lawerman.persianblog.com/

مشفق
آدرس:http://mbhp.hoqooqdan.com/

مطالب حقوقی برای همه
http://hogoh.blogfa.com

مقالات کافی نت شبستر
http://www.maghalat.blogfa.com

مقاله هاي حقوقي سياسي بين المللي
آدرس:http://cultur.blogfa.com/

مقامي امير
آدرس:http://maghami.blogfa.com/

من-قانون
آدرس:http://sma.persianblog.com/

منشور جهاني حقوق بشر
آدرس:http://manshour.pershianblog.com/

-منشور جهاني دانشجويي
آدرس:http://www.usc11.blogfa.com/

موضوعات حقوقی
http://tz.blogfa.com

ميزان
آدرس:http://mizan.blogfa.com/

نسیم عدالت
http://edalat66.blogfa.com

نشريه حقوق اساسي
آدرس: http://ridc.hoqooqdan.com/

نعناكار(وبلاگ شخصي محمد جعفر نعناكار)
آدرس:http://nanakar.hoqooqdan.com/

نقدي سعيد
آدرس:http://saeednaghdi.blogfa.com/

نوروزي شمس مشيت اله
آدرس:http://noruzy.hoqooqdan.com

نوشته های حقوقی
http://hesam-abbasi.blogfa.com

وكالت
آدرس:http://vekalat.hoqooqdan.com

وكيل آنلاين
آدرس:http://vakilonline.blogfa.com

وكيل ايراني
آدرس:http://vakileirani.hoqooqdan.com

وكيل جوان
آدرس:http://www.vjavan.persianblog.com

وكيل دات كام
آدرس:http://www.vakildatcom.persianblog.com

وكيل دادگستري
آدرس:http://vakile.persianblog.com

وكيل دادگستري
آدرس:http://vakil.hoqooqdan.com

وكيل دادگستري بابلسر
آدرس:http://www.arflawyer.persianblog.com

وكيل عاشق
آدرس:http://maryambanoo.blogfa.com

وکیل مدافع
http://vakilmodafae.blogfa.com

هسته علمي حقوق قائمشهر
آدرس:http://lawcore.persianblog.com

يادداشت حقوقي روزانه
آدرس:http://lawarticles.persianblog.com

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 9:47 بعد از ظهر |
رئیس دادگستری آبادان گفت: در حال حاضر با همکاری دادگستری و نیروی انتظامی شهرستان آبادان، امنیت مطلوبی در این شهرستان برقرار است.
جواد گودرزی با بیان اینکه برخورد قاطع پلیس و دادسرای آبادان نقش موثری در کاهش جرایم در این شهرستان داشته است، افزود: دادگاه های این شهرستان با اعمال مجازاتهای متناسب با جرایم به امر پیشگیری از جرایم و اصلاح جامعه کمک می کنند.
وی با بیان اینکه مشکلات اقتصادی با افزایش جرایم نسبت مستقیم دارد، تصریح کرد: رشد نرخ بیکاری وقوع جرایمی نظیر سرقت را به دنبال دارد.

گودرزی همچنین از راه اندازی دادگاه بخش اروندکنار در آینده نزدیک خبر داد و افزود: با پیگیری رئیس کل دادگستری استان خوزستان تشکیل دادگاه در منطقه مذکور به تصویب قوه قضاییه رسیده و از بهمن ماه سال گذشته یک نفر قاضی به همراه تعدادی کارمند در این دادگاه مستقر شده اند که در حال حاضر در این دادگاه پرونده های حقوقی و جزایی پس از صدور کیفرخواست مورد رسیدگی قرار می گیرد.

نظر دانشجوی  حقوق آبادان

خیلی وقت بود که دوست داشتم از نیروی انتظامی شهرم آبادان تشکر کنم اما فرصت نمیکردم نیروی انتظامی آبادان در طول این چند سال اخیر بسیار تلاش کردن تا امنیت را در شهر ابادان ایجاد کنن که از نظر من به عنوان یک شهر وند تا حدود قابل توجهی به این هدف رسیده اند نیروی انتظامی در مدت تعطیلات نوروز امنیت را در شهر برقرار کرده که  قابل توجه بود کادر زحمت کش آن از تمام تفریحات خود گذشته ودر تمام نقاط ارامش را به وجود آوردند امیدوارم از تمامی این نیرو ها تجلیل شود  دانشجوی حقوق ابادان به عنوان یک شهروند از آنها تشکر می کند

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 3:25 بعد از ظهر |